کشکول حصاری  (گلچینی از بهترین ها)
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید


نشانه جهالت

اگر بخواهیم آدم عاقل و عالم را از جاهل بازشناسیم، می بایست به کارهای او توجه کرد،‌ زیرا عقل و جهل در رفتار آدمی خود را نشان می دهد. در این جا به برخی از این نشانه های جاهل اشاره می شود.

۱٫ نافرمانی خدا: انسان عاقل کسی است که جز اطاعت خدا نکند اما جاهل جز نافرمانی نبرد. رسول خدا صلی الله علیه و آله در این باره می فرماید:إِنَّ الجاهِلَ مَن عَصَى اللّه وَإِن کانَ جَمیلَ المَنظَرِ عَظیمَ الخَطَرِ؛ نادان کسى است که نافرمانى خدا کند، اگر چه زیبا چهره و داراى موقعیتى بزرگ باشد.(اعلام الدین فی صفات المؤنین،ج۱،ص۵۶)

۲٫ شوخی زیاد: از دیگر نشانه های جهالت شوخی زیاد است؛ چرا که از چشم مردمان می افتد و مردم چنین فردی را جاهل می شمارند و با او را رفتاری که در شان عاقل است نخواهند داشت. از این روست که امیرمومنان (ع) به مردمان هشدار می دهد که از شوخی زیاد اجتناب کنند تا متهم به جهالت نشوند و عزت و کرامت ایشان از میان نرود. آن حضرت على علیه السلام می فرماید:مَن کَثُرَ مِزاحُهُ استُجهِلَ؛ هر کس زیاد شوخى کند، نادان شمرده مى شود.(شرح آقا جمال خوانساری بر غررالحکم، ج۵، ص۱۸۳، ح۷۸۸۳)

۳٫ تکبر : از دیگر نشانه های جاهل تکبر است؛ زیرا عاقل و عالم مانند درخت پرباری است که هر چه بیش تر محصول و میوه می دهد سر به زیر تر و افتاده تر است. جاهل فردی به دور از تواضع و فروتنی و اهل تکبر و خودبزرگ بینی است و همین رفتارش خود گواه و شاهدی روشن بر جهالت اوست. امام کاظم علیه‏السلام در باره این نشانه جاهل می فرماید:إِنَّ الزَّرعَ یَنبُتُ فِى السَّهلِ وَلایَنبُتُ فِى الصَّفا فَکَذلِکَ الحِکمَهُ تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَواضِعِ وَلا تَعمُرُ فى قَلبِ المُتَکَبِّرِ الجَبّارِ، لأِنَّ اللّه جَعَلَ التَّواضُعَ آلَهَ العَقلِ وَجَعَلَ التَّکَبُّرَ مِن آلَهِ الجَهلِ؛ زراعت در زمین هموار مى روید، نه بر سنگ سخت و چنین است که حکمت، در دل هاى متواضع جاى مى گیرد نه در دل هاى متکبر. خداوند متعال، تواضع را وسیله عقل و تکبر را وسیله جهل قرار داده است.(تحف العقول، ص ۳۹۶)

۴٫ افراط و تفریط ک جاهل انسان معتدلی نیست و از همین رو در همه کارهای یا به افراط می رود یا تفریط می ورزد. این یکی دیگر از نشانه های جاهل است که امام على علیه السلام به آن اشاره داشته و می فرماید:لا تَرَی الجاهِلَ اِلّا مُفرِطاً اَو مُفَرِّطاً؛همیشه جاهل یا افراط گر و تجاوزکار و یا کندرو و تفریط کننده است.(النهایه، ج۳، ص ۴۳۵)

۵٫ بهره نبردن از علم: از دیگر نشانه های جاهل این است که از علم و عقل خویش بهره نمی برد. بنابراین نمی توان گفت که هر کسی علم و عقل دارد، جاهل نیست؛ چرا که کسی که از عقل و علم خویش بهره نبرد، مصداق حقیقی جاهل است. از این روست که امام على علیه السلام می فرماید:رُبِّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُهُ ، وَ عِلمُهُ مَعَهُ لا ینفَعُهُ؛ چه بسیارند دانشمندانی که جهلشان آنها را کشته در حالی که علمشان با آنهاست، اما به حالشان سودی نمی دهد.(ارشاد، ص۱۴۴)

۶٫ ناشکیبایی : از دیگر نشانه های جهالت می بایست به فقدان صبر و حلم و بردباری و شکیبایی در شخص اشاره کرد. پس ممکن است که شخص به ظاهر عاقل و عالم باشد، ولی برخوردار از حلم نباشد؛ زیرا حلم از آثار عقل و علم است و کسی که حلم نورزد از عقل و علم بهره ای نبرده است. از این روست که پیامبر صلى‏الله‏علیه‏و‏آله می فرماید:ثَلاثٌ مَن لَم تَکُن فیهِ فَلَیسَ مِنّى وَ لا مِنَ اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ. قیلَ: یا رَسولَ اللّه‏ِ، وَ ما هُنَّ؟ قالَ: حِلمٌ یَرُدُّ بِهِ جَهلَ الجاهِلِ وَ حُسنُ خُلقٍ یَعیشُ بِهِ فِى النّاسِ وَ وَرَعٌ یَحجُزُهُ عَن مَعاصِى اللّه‏ِ عَزَّوَجَلَّ؛سه چیز است که هر کس نداشته باشد نه از من است و نه از خداى عزّوجلّ. عرض شد: اى رسول خدا! آنها کدامند؟ فرمودند: بردبارى که به وسیله آن جهالت نادان را دفع کند، اخلاق خوش که با آن در میان مردم زندگى کند و پارسایى که او را از نافرمانى خدا باز دارد.(خصال، ص ۱۴۵، ح ۱۷۲)

۷٫ شتاب و عجله بی موقع و سستی نابهنگام: انسان عاقل و عالم کسی است که وقت شناس باشد و هر کاری در زمان خویش انجام دهد. فرصت ها را غنیمت شمارد و بداند که چون ابرها به سرعت می آیند و می روند. پس نه پیش از وقت عمل می کند و نه هنگام فرصتی آن را به تاخیر می اندازد. امیرمومنان امام علی علیه السلام در بیان نشانه های جاهل می فرماید :مِنَ الخُرقِ، المعاجَلَهُ قَبلَ الإمکانِ و الاَناهٌ بعدَ الفُرصهِ؛ شتاب کردن در کاری پیش از بدست آوردن توانایی و سستی کردن بعد از به دست آوردن فرصت از نادانی است.(جهادالنفس، ح۸۲۹)

۸٫ پند ناپذیری و نهی ناپذیری : از دیگر نشانه های جاهل می توان به این دو خصلت اشاره کرد . امام علی علیه السلام در این باره می فرماید:الجاهِلُ لا یَرتَدِعُ، وبالمَواعِظِ لا یَنتَفِعُ؛ نادان باز نمى ایستد (هیچ نهى و بازداشتى در او اثر نمى کند) و پند و اندرزها سودش نمى دهد.(غرر الحکم، ح ۱۷۲۹ – منتخب میزان الحکمه، ص ۶۰۰)

۹٫ دشمنی با مردم: از نظر امیرمومنان امام علی علیه السلام این نشانه یکی از مهم ترین نشانه هاست؛ چرا که سرچشمه همه نادانی های در انسان است. آن حضرت می فرماید:رأسُ الجَهلِ مُعاداهُ النّاسِ؛ سرآغاز نادانی، دشمنی با مردم است.(غرر الحکم، ح ۵۲۴۷ )


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: نشانه جهالت
[ شنبه بیست و نهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 8:55 ] [ محمد باقر حصاری ]


دنیا مزرعه آخرت

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الحمد لولىّ الحمد و خالقه و باعثه و وارثه حمدا لا ينبغى لاحد سواه و هو اهله و مستحقّه و الصّلوة و السّلام على سيّد رسله و خير خلقه و افضل بريّته حبيبه و نجيبه و خيرته و صفوته و معلّم كتابه سيّدنا و نبيّنا محمد خاتم النبيين و على آله الطاهرين لا سيّما بقيّة اللّه في الأرضين و لعنة اللّه على اعدائهم الى يوم الدين.

اما بعد قال الحکیم فی محکم کتابه الکریم «وَ ما أُوتِيتُمْ مِنْ شَيْ‏ءٍ فَمَتاعُ الْحَياةِ الدُّنْيا وَ زِينَتُها وَ ما عِنْدَ اللَّهِ خَيْرٌ وَ أَبْقى‏ أَ فَلا تَعْقِلُونَ» [1]. آنچه به شما داده شده، متاع زندگى دنيا و زينت آن است و آنچه نزد خداست بهتر و پايدارتر است آيا انديشه نمى‏كنيد؟! .

مقدمه

این موضوع یک موضوع عام است که همه طبقات جامعه (چه مرد چه زن ، چه جوان چه پیر چه امیر چه غریب چه عالم چه جاهل و ... ) از اول خلقت بوده و خواهد بود و شکوک و شبهات ، خیلی ها را فرا گرفته است زیرا در باره دنیا و اینکه ارزش آن ذاتی است یا عرضی ، و هدف است یا وسیله ، دیدگاه های متفاوت وجود دارد : برخی از مکاتب سعادت و خوشبختی انسان را در ترک دنیا و لذت های آن می دانند (داستان های زیادی در این مورد بیان شده است) و پاره دیگر هم معتقدند هرچه انسان بتواند بیشتر از لذائذ مادی استفاده کند ، خوشبخت تر است (پیروان این دیگاه هم کم نیستند) این در حالی است که مکاتبی نیز اساسا به پوچی دنیا اعتقاد دارند و برای آفرینش آن هیچ هدفی نمی شناسند و می گویند :

از آمدن و رفتن ما سودی کو ؟ !            و ز تار امید عمر ما پودی کو ؟ !

در چنبر چرخ جان چندین پاکان           می سوزد و خاک می شود دودی کو ؟ ! [2]

اسلام نیز در این باره نگرش خاصی دارد ، از نظر اسلام ، دنیا به عنوان حقیقتی خارجی ، مخلوق خداوند و از نشانه های عظمت الهی است که با هدفی مقدس آفریده شده است از این رو نه تنها مذموم نیست ، که هر ذره اش خیر است و باید آنرا ارج نهاد . و این انسان است که سعادت یا شقاوت را برای خود و دیگران فراهم می سازد  این نگرش از جهان بینی توحیدی مایه می گیرد . سعدی نتیجه این نوع جهان بینی را چنین بیان می نماید :

به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست

فخر رازی یکی از فقهای اهل تسنن چنین نقل می کند که اگر کسی وصیت کند ثلث مالش را به عاقل ترین مردم بدهند فتاوی من این است که ثلث مال را به کسانی بدهند که از فرمان حق اطاعت می کنند ، زیرا عاقل ترین مردم کسی است که متاع اندک (زود گذری) را بدهد و سرمایه فراوان را بگیرد و این تنها در مورد مطیعان فرمان خدا صادق است [3] .


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: دنیا مزرعه آخرت
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ ] [ 20:54 ] [ محمد باقر حصاری ]

معیار انتخاب دوست از دیدگاه اسلام

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي لَا يَبْلُغُ مِدْحَتَهُ الْقَائِلُونَ وَ لَا يُحْصِي نَعْمَاءَهُ الْعَادُّونَ وَ لَا يُؤَدِّي حَقَّهُ الْمُجْتَهِدُونَ الَّذِي لَا يُدْرِكُهُ بُعْدُ الْهِمَمِ وَ لَا يَنَالُهُ غَوْصُ الْفِطَنِ الَّذِي لَيْسَ لِصِفَتِهِ حَدٌّ مَحْدُودٌ وَ لَا نَعْتٌ مَوْجُودٌ وَ لَا وَقْتٌ مَعْدُودٌ وَ لَا أَجَلٌ مَمْدُودٌ فَطَرَ الْخَلَائِقَ بِقُدْرَتِهِ وَ نَشَرَ الرِّيَاحَ بِرَحْمَتِهِ وَ وَتَّدَ بِالصُّخُورِ مَيَدَانَ أَرْضِهِ، وَالصَّلاة وَالسَّلامُ عَلی سَیدِالاَنبِیاء وَالمُرسَلین مولانا ابی القاسم محمد صلی الله علیه و آله وسلم  وَ عَلی اَهلِ بیته الطَیّبین والطاهرین المعصومین علیهم السلام وَ لعنةُ الله علی اَعدائهم الی قیامِ یومِ الدّین.

اما بعد قال الله تعالی فی القرآن العظیم: «يَا وَيْلَتَي لَيْتَنِى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِيلاً»؛ «ای وای برمن، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم».[1]

فریادهای حسرت بار و ناله­های ای وای ای وای از دست دوستان بد و ناباب در کنج زندان­ها بلند است. سرو صدای به انحراف کشیده شدن جوانان توسط دوستان نا اهل،  صدر خبرهای رسانه­های نوشتاری، گفتاری و دیداری قرار گرفته است. ناله­های جگر خراش پدران و مادران دلسوز از درون خانه­ها هر صبح و شام به خاطر سرنوشت شوم فرزندان پسر و دخترشان بر اثر گرفتار شدن در دام دوستان نا شایسته طنین انداز است.

ای کاش! این صداهای حسرت بار، با رفتن انسان از این دنیا خاموش می­شد. و بعد از آن این صداهای جانسوز، این قدر صاحبانش را اذیت نمی­کرد؛ اما این ناله­های تأسف بار بعد از رفتن از دنیا همچنان همراه انسان است. در روز قیامت هم به تصریح قرآن کریم فریاد از دست دوست بد بلند است: «يَا وَيْلَتَي لَيْتَنِى لَمْ اَتَّخِذْ فُلاَناً خَلِيلاً»؛ «ای وای برمن، کاش فلان (شخص گمراه) را دوست خود انتخاب نکرده بودم».[2]

بنا براین پدران و مادران! مواظب باشید، که فرزندان تان گرفتار دوستان بی بندوبار نشوند. جوانان! شما هم مراقب باشید، که در دام شیطانی پهن شده از سوی افراد ناباب که به ظاهر دست دوستی به طرف شما دراز می­کند، قرار نگیرید. انتخاب دوست سرنوشت ساز و حیاتی است. از اینرو در آموزه­های دین مقدس اسلام در موارد مختلف، روی این مسأله خیلی تأکید شده است. عزیزان! توجه داشته باشید، اگر بخواهیم گرفتار رفیق بد نشویم، باید به هوشدارها و معیارهای انتخاب دوست از دیدگاه اسلام توجه کنیم.

تحقیق و بررسی که در بارة این موضوع مهم انجام داده­ام، نشان می­دهد که پرداختن به جزئیات مطالب این مسأله، ده­ها جلسه نیاز دارد، بنابراین بنده فقط شاه کلید و اهم مطالب را گزینش کرده­ام که اگر شما سروران عزیز! توجه خویش را مبذول فرمایید، به شاه کلید این مسأله حیاتی دسترسی پیدا کرده­اید.


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: معیار انتخاب دوست از دیدگاه اسلام
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۳۹۵ ] [ 20:40 ] [ محمد باقر حصاری ]

زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام (1)

 یک جمله از زیارت اربعین 1

در زیارت اربعین امام حسین علیه السلام میخوانیم:

 وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ

یکی از فقرات مهم زیارت اربعین است که به خداوند متعال عرض میکنید

إِنِّی أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ وَ ابْنُ صَفِیِّکَ وَ أَعْطَیْتَهُ مَوَارِیثَ الْأَنْبِیَاءِ

خدایا شهادت میدهم مواریث انبیاء را به سیدالشهداء علیه السلام عطا کردی

======================================

اول:

آدم علیه السلام برگزیده خداست

در زیارتهای امام حسین علیه السلام نیز میخوانید:

السَّلامُ عَلَیْکَ یَا وَارِثَ آدَمَ صَفْوَةِ اللَّهِ

سلام بر تو ای وارث آدم برگزیده خدا

 در زیارت اربعین میخوانید امام حسین علیه السلام نیز صفیِّ الله است

السَّلامُ عَلَى صَفِیِّ اللَّهِ

یا میخوانید:

أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ وَ ابْنُ وَلِیِّکَ وَ صَفِیُّکَ

اما وجه افضلیت امام حسین علیه السلام بر حضرت آدم علیه السلام:

آدم علیه السلام فقط خودش برگزیده خداست اما سیدالشهدا علیه السلام هم خود برگزیده خداست هم فرزند برگزیده خداست

صَفِیِّ اللَّهِ وَ ابْنِ صَفِیِّهِ 

=================================

دوم:

 آدم علیه السلام خلیفه خدا  بر روی زمین بود :

     وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلاَئِکَةِ إِنِّی جَاعِلٌ فِی الأَرْضِ خَلِیفَةً

اما وجه افضلیت سید الشهداء بر آدم علیهماالسلام:

سیدالشهداء علیه السلام از مقام خلیفةاللهی بالاتر آمد شد ولی الله و خلیل الله

چنانچه در زیارت اربعین میخوانید:

السَّلامُ عَلَى وَلِیِّ اللَّهِ وَ حَبِیبِهِ

السَّلامُ عَلَى خَلِیلِ اللَّهِ 

=================================

سوم:

آدم علیه السلام مسجود ملائکه شد همه ملائکه بر او سجده کردند.

وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلاَئِکَةِ اسْجُدُواْ لآدَمَ فَسَجَدُواْ

وجه افضلیت سیدالشهداء بر آدم علیهماالسلام:

ملائکه یکبار آدم را  به امر خداوند سجده کردند و تعظیم کردند اما ملائکه خداوند سیدالشهداء را دائما در کنار قبرش زیارت و تعظیم میکنند

أمالی الصدوق: ص737

قال أبو عبد الله (علیه السلام)

إن أربعة آلاف ملک عند قبرالحسین

شعث غبر یبکونه إلى یوم القیامة

رئیسهم ملک یقال له منصور

فلا یزوره زائر إلا استقبلوه

و لا یودعه مودع إلا شیعوه

و لا یمرض إلا عادوه

و لا یموت إلا صلوا على جنازته

و استغفروا له بعد موته .

خداوند چهار هزار فرشته را بر قبر امام حسین (ع) باز داشته که سوگواری کرده و نماز می گذارند و برای زائران آن حضرت (که عارف به حق آن حضرت باشند) دعا می کنند و به رئیس آن «منصور» گفته می شود. هیچ زائری به زیارت امام حسین (علیه السلام) نمی رود مگر اینکه فرشتگان به استقبال او می روند و از کربلا بیرون نمی رود مگر اینکه او را مشایعت می نمایند، بیمار نمی شود مگر اینکه به عیادت او می روند، نمی میرد مگر اینکه بر جنازه اش نماز می گذارند و بعد از فوتش برای او استغفار می کنند

حتی خود جناب آدم علیه السلام زائر قبر امام حسین علیه السلام است و برای زیارت حضرت انبیاء الهی از خداوند متعال درخواست مینمایند تا اذن زیارت به آنان داده شود.

==============================

چهارم:

خداوند متعال جناب آدم علیه السلام را به علوم آشنا نمود  و به او تعلیم فرمود. 

وَعَلَّمَ آدَمَ الأَسْمَاء کُلَّهَا

وجه افضلیت سیدالشهداء بر آدم علیهماالسلام:

اگر خداوند متعال علوم و اسمائی را به آدم علیه السلام تعلیم فرمود امام حسین علیه السلام خود حقیقت اسماء است زیرا یکی از اسماء این بود که:

یا قدیم الاحسان بحق الحسین علیه السلام

و ثانیا اگر به جناب آدم علیه السلام  علوم و اسماء را تعلیم فرمود، امام حسین علیه السلام آقایی است که هم خود حقیقت علوم بود هم با آن علوم  اختیار تصرف در همه عوالم هستی به او عطا شده است.

أَشْهَدُ أَنَّهُ وَلِیُّکَ

شهادت میدهم حسین علیه السلام ولی توست

===================================

پنجم:

آدم علیه السلام روح خدا در او دمیده شده بود

وَنَفَخْتُ فِیهِ مِن رُّوحِی

وجه افضلیت سیدالشهداء علیه السلام:

اگر از روح خدا در آدم دمیده شده تمام ارواح تا قیامت مشتاق زیارت امام حسین علیه السلام هستند ، محتاج یک نگاه امام حسین اند، مشتاق حشر با سیدالشهداء هستند

و تمامی ارواح آرزو میکنند که ای کاش در رکاب او فدایی او میشدند تا مشمول این سلام ابدی بشوند که:

عَلَى الاَرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ

و در زیارت اربعین میخوانید که خدا به این روح ها صلوات میفرستد

صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ عَلَى أَرْوَاحِکُمْ وَ أَجْسَادِکُمْ

================================

ششم:

آدم علیه السلام را در باغستانی از باغهای بهشت جا دادند:

وَقُلْنَا یَا آدَمُ اسْکُنْ أَنتَ وَزَوْجُکَ الْجَنَّةَ

وجه افضلیت سیدالشهدا بر حضرت آدم علیهماالسلام:

جناب آدم علیه السلام در قطعه ای از باغهای بهشت جا گرفت که همه آن بهشت از نور  سیدالشهدا علیه السلام خلق شده بود

وَ فَتَقَ نُورَ الْحُسَیْنِ فَخَلَقَ مِنْهُ الْجِنَانَ وَ الْحُورَ الْعِینَ وَ الْحُسَیْنُ وَ اللَّهِ أَفْضَلُ مِنَ الْحُورِ الْعِینِ.

سپس نور فرزندم حسین را شکافت و بهشت و حورالعین را از آن آفرید، پس بهشت و حورالعین از نور فرزندم حسین است و نور فرزندم حسین از نور خداست، پس فرزندم حسین از بهشت و حورالعین برتر است  بحار ج 57، ص 192.

 مرحوم شیخ جعفر شوشتری در خصائص روایتی نقل میکند که حضرت صادق علیه السلام فرمود: خلق الله الجنة من نور وجه الحسین علیه السلام

همه نور امام حسین علی السلام خیلی زیاد است نور جمال و کمال فضائل حضرت خیلی زیاد است حضرت فرمود همه این بهشت را فقط از نور صورت مبارک امام حسین علیه السلام خلق فرموده است.

خلق الله الجنةمن نور وجه الحسین علیه السلام

=================================


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: نکاتی راجع به زیارت اربعین سیدالشهداء علیه السلام
[ دوشنبه بیست و چهارم آبان ۱۳۹۵ ] [ 9:22 ] [ محمد باقر حصاری ]

خانواده به عنوان یک نهاد اجتماعی، نیازمند نظم و نظام، مدیریت و تدبیر و اعمال اصول و قوانینی خاص در جهت رشد و تعالی و پرورش انسان‌های تعالی‌خواه است. در اینجا، تعدادی از مهم‌ترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم
 کرد.

در یک خانواده مهدوی، مهم‌ترین قوانین حاکم بر زندگی «خداگرایی»، «ولی گرایی» و به دنبال آن، «والا گرایی» (1) اخلاقی است. قانون «خدا گرایی» با تفکر توحیدی و زندگی توحیدی شکل می‌گیرد. در همین خصوص، شهید مطهری (ره) در دو گفتار ارزشمند، دو مبحث «خدا در اندیشه‌ی انسان» و «خدا در زندگی انسان» را ارائه می‌دهند. قانون «ولی گرایی» با شناخت و معرفت امام زمان (ع) و تنظیم زندگی بر اساس سیره‌ی مبارک حضرت و خواسته‌ها و رضایت ایشان تحقق می‌یابد؛ و قانون «والا گرایی» با اخلاق‌محوری و رعایت اصول مدیریت خانواده، عینیت خواهد یافت. رعایت این اصول، سطح فرهنگ و معنویت خانواده را بالا برده و به تعالی می‌رساند. در اینجا، تعدادی از مهم‌ترین اصول مدیریت خانواده را مرور خواهیم کرد.


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: 46 اصل در مدیریت خانواده مهدوی
ادامه مطلب
[ دوشنبه هفدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 21:43 ] [ محمد باقر حصاری ]

 

اگر آن گونه که اسلام فرموده به صفت نیک حیا در تمام ابعادش توجه شود و عملاً رعایت گردد موجب پاکسازى فرد و جامعه می گردد، چنان که شکستن مرز حیا زمینه ساز و گسترش دهنده فساد محیط خواهد بود.

فرآوری: آمنه اسفندیاری - بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
حیا کردن

حیا یكی از مهم ترین صفات نفسانی است كه تأثیر فراوانی بر حوزه های مختلف زندگی اخلاقی ما دارد. نقش بارز این تأثیر، بازدارندگی است.
اما در عین حال انسان در طول زندگی خود با مسائلی برخورد می کند که نمی داند که باید در آن جا حیا پیشه کند، یا واقعاً جای حیا کردن نیست. در همین راستا باید گفت که حیا بستگی به اهداف عالیه اخلاقی انسان دارد و رعایت اعتدال در آن عقلانی بوده، اما افراط و تفریط در آن سزاوار نیست. 
پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به همین نکته توجه داده و فرموده اند: «حیا دو گونه است: حیاى خردمندانه و حیاى احمقانه. حیاى خردمندانه، دانش است و حیاى احمقانه، نادانى» (کافی، ج 2، ص 106)
حیای عقل آن است که انسان از روى عقل احساس حیا کند؛ مثل حیا هنگام ارتکاب گناه، و یا حیا در مقابل کسانى که احترامشان لازم است و این حیا، علم است؛ یعنى رفتارى عالمانه مى باشد.
حیای جهل آن است که از پرسیدن و یادگرفتن یا از عبادت کردن و امثال آن، حیا کند؛ مثل کسانى که در بعضى محیط ها، از نمازخواندن، خجالت می کشند که چنین شرمساری و حیایی، رفتارى جاهلانه است.

پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) به همین نکته توجه داده  و فرموده اند: «حیا دو گونه است: حیاى خردمندانه و حیاى احمقانه. حیاى خردمندانه، دانش است و حیاى احمقانه، نادانى»

گاهی شرمساری ماهیتی منفی می یابد و آن در صورتی است که منشأ آن حماقت، جهالت و ضعف نفس باشد. این نوع شرم و حیا در اخلاق اسلامی به شدت مورد نکوهش قرار گرفته و نه تنها فضیلتی اخلاقی به شمار نیامده، بلکه مانع رشد و تعالی انسان و موجب عقب ماندگی او در زمینه های مختلف می گردد. در روایات از این نوع شرم، به حیای حماقت و جهل و حیای ضعف یاد شده است.

الف. موارد حیای بجا و پسندیده

 در مواردی، شرم و حیا؛ پسندیده و رفتاری عاقلانه است؛ مانند:

1 حیای از خدا و فرشتگان

 یکى از موارد کاربرد حیا در آموزه هاى دینى، حیا از خدا، فرشتگان و اولیای الهی است. این نوع حیا فراتر از محدوده روابط معمولى است و از طریق ایجاد نظام ارزشى قدرتمند و داشتن هدف هاى متعالى و معنا دار در زندگى به دست می آید. [2] چنان که پیامبر اکرم (صلی الله علیه و اله) می فرماید: «از خدا حیا کن، همچنان که از همسایگان خوبِ خود حیا می کنى؛ زیرا حیا کردن از خدا، بر یقین می افزاید» (بحار الانوار، ج 75، ص 200)

2 حیا از خویشتن

 از طریق تقویت حضور «خود» در ذهن و حیا کردن از خود، می توان خلوت را ایمن ساخت. هر فرد می تواند بخشى از وجود خود را به عنوان یک ناظر فرضى لحاظ کند. این که انسان از موضع یک ناظر و شاهد به خود بنگرد، احتمالاً از بسیارى رفتارها اجتناب خواهد کرد. اگر کسى براى خود ارزش قائل باشد، فرقى میان آشکار و نهان نمی بیند و همان گونه که در جلوت، حیا می کرد، در خلوت نیز حیا می کند. (شجاعى، محمد صادق ، درآمدى بر روانشناسى تنظیم رفتار با رویکرد اسلامى، ص 307 - 315)
امام على (علیه السلام)  در این باره می فرماید: «زیباترین حیا، حیاى تو از خویشتن است» (لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 121)  «حیاى آدمى از خود، ثمره ایمان است» (لیثی واسطی، علی، عیون الحکم و المواعظ، ص 231)

3 حیا از دست درازی پیش مردم

 امام صادق (علیه السلام): «دست نیاز به سوى مردم دراز کردن، عزّت را سلب می کند و حیا را می برد» (طبرسی، علی بن حسن، مشکاة الأنوار فی غرر الأخبار، ص 184)

4 حیا از عیب و خلاف کاری در طول عمر

 امام صادق (علیه السلام): «کسى که از عیب و ننگ، حیا نداشته باشد و در پیرى دست از خلاف کارى نکشد و در نهان از خدا نترسد، خیرى در او نیست» (اربلی، علی بن عیسی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج 2، ص 205)

5 رعایت حیا در روابط نامحرمان
امام علی (علیه السلام): «سه چیز است که نباید از آن حیا کرد: خدمت کردن به مهمان، برخاستن از جاى خود براى پدر و معلم خود [براى تواضع ایشان]، و طلب کردن حقّ خود، اگر چه اندک باشد» (عیون الحکم و المواعظ، ص 212)

 در قرآن درباره دختر شعیب (علیه السلام) می خوانیم: «ناگهان یکى از آن دو [زن] به سراغ او آمد، در حالى که با نهایت حیا گام برمی داشت گفت: پدرم از تو دعوت می کند تا مزد آب دادن [به گوسفندان] را که براى ما انجام دادى به تو بپردازد...» (قصص، 25) در این جا اشاره اى است به این که ادیان الهی عموماً مخالف ورود زن در اجتماع و معامله کردن با دیگران نیستند، ولى شرط آن است که این کار آمیخته با ادب و حیا باشد، چنان که مشاهده می کنیم، دختر حضرت شعیب (علیه السلام) را پدرش به دنبال انجام دادن کارى ضرورى روانه می کند، و آن دختر با پوشش عفت و حیا به دنبال اجراى فرمان پدرش روانه می شود. (مدرسی، سید محمدتقی، تفسیر هدایت، ج 9، ص 282)

ب. موارد حیای نابجا و ناپسند

 در مواردی حیا ورزیدن نابجا بوده و پسندیده نیست؛ مانند:
1 ترک عمل نیک به دلیل حیای نابجا: پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله): «هیچ عملی را از روی ریا و خودنمایی انجام مده و از سر حیا و شرم آن را رها نکن» (ابن شعبه حرانی، حسن بن علی، تحف العقول عن آل الرسول (صلی الله علیه و آله)، ص 58)
2 در آموختن علم: امام علی (علیه السلام): «کسی شرم نکند از آموختنِ آنچه نمی داند» (نهج البلاغة، حکمت 82، ص 482)
3 اعتراف به ندانستن: امام علی (علیه السلام): «کسی از اعلام "نمی دانم" به وقت پرسش شدن از چیزى که نمی داند حیا نکند» (نهج البلاغة، حکمت 82، ص 482)
4 خدمت به میهمان و ...: امام علی (علیه السلام): «سه چیز است که نباید از آن حیا کرد: خدمت کردن به مهمان، برخاستن از جاى خود براى پدر و معلم خود [براى تواضع ایشان]، و طلب کردن حقّ خود، اگر چه اندک باشد» (عیون الحکم و المواعظ، ص 212)
5 گفتن حقّ: امام على (علیه السلام): «کسى که از گفتن حقّ حیا کند احمق است» (تمیمی آمدی، عبد الواحد بن محمد، غرر الحکم و درر الکلم، ص 628)
6 بخشش اندک: امام علی (علیه السلام): «از بخشش [مالی] اندک حیا مکن، که نومید کردن کمتر از آن است »(نهج البلاغة، حکمت 67، ص 479)
6 طلب مال حلال: امام صادق (علیه السلام): «کسی که از طلب مال حلال حیا نکند، هزینه هایش سبک شود و خداوند خانواده اش را از نعمت خویش بهره مند گرداند» (صدوق، محمد بن على ، من لا یحضره الفقیه، ج 4، ص 410)
7 درخواست از خدا: امام صادق (علیه السلام) می فرمایند: «هیچ چیز در نزد خداوند محبوب تر از آن نیست که از او چیزی درخواست شود، پس هیچ یک از شما نباید حیا کند از این که از رحمت خداوند درخواست کند؛ اگرچه [خواسته او] یک بند کفش باشد» (کافی، ج 4، ص 21)

خلاصه سخن آنکه:

 اگر آن گونه که اسلام فرموده به صفت نیک حیا در تمام ابعادش توجه شود و عملاً رعایت گردد موجب پاکسازى فرد و جامعه می گردد، چنان که شکستن مرز حیا زمینه ساز و گسترش دهنده فساد محیط خواهد بود.



منابع: 
سایت اسلام کوئیست 
سایت اندیشه قم 
کافی، ج 2 
بحار الانوار، ج 75 
تفسیر هدایت، ج 9 
نهج البلاغة، حکمت 82


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: کجا حیا کنیم کجا نکنیم
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 22:57 ] [ محمد باقر حصاری ]

شفاعت در مرحله اول و دوم شامل حال سبک شمرندگان نماز، یا زناکاران نمی شود و چنین کسانی پس از دخول در جهنم و تحمل سالیان دراز عذاب دردناک، استحقاق و قابلیت شفاعت را پیدا می کنند.


شفاعت
 

ذهن آدمی همواره دغدغه مند و کنجکاو در شناخت ناشناخته ها است، از این رو است که در سراسر زندگی سوالات بیشمار ذهن او را به خود درگیر می کند؛ در این میان پاسخ برخی سوالات به صورت تجربی برای او قابل یافتن است اما هستند بسیاری از سوالات که خارج از میدان تجربه انسان بوده و پاسخ آنها به آسانی بدست نمی آید. از این رو در سلسله مباحث نسیم اندیشه از لسان آیت الله جوادی آملی، مرجع شیعیان و مولف تفسیر تسنیم به برخی از این سوالات پاسخ داده می شود.

مقصود از روایاتی که می گوید هر کس ذره ای ایمان داشته باشد با شفاعت نجات می یابد، چیست و آیا با روایاتی که می گوید کسی که نماز را سبک بشمارد، شفاعت نمی شود منافات ندارد؟

شفاعت گنه کاران، ممکن است در مراحل گوناگون پس از مرگ صورت بگیرد:

1.برزخ

2.مواقف قیامت

3.پس از دخول در جهنم و مدت ها تحمل عذاب دوزخ

با توجه به این مراحل، روشن می شود که میان آن دسته روایاتی که شفاعت را در حق سبک شمرندگان نماز جاری نمی داند و یا مجازات زناکار را دخول در جهنم و تحمل عذاب های آن می داند، با دسته دیگری از روایات که ذره ای از ایمان را موجب بهره مندی از شفاعت می داند، منافاتی وجود ندارد.

در حقیقت بر اساس دسته اول روایات (1)، شفاعت در مرحله اول و دوم شامل حال سبک شمرندگان نماز، یا زناکاران نمی شود و چنین کسانی پس از دخول در جهنم و تحمل سالیان دراز عذاب دردناک، استحقاق و قابلیت شفاعت را پیدا می کنند و بالاخره با شفاعت نجات می یابند.

امام باقر(علیه السلام) می فرماید: گروهی از مردم در آتش جهنم می سوزند تا اینکه گداخته می شوند، آن گاه شفاعت نجاتشان می دهد.(2)

بنابراین بهره مندی از شفاعت، بستگی به میزان تحصیل شرایط آن (ایمان و عمل صالح) دارد. پس مقصود از نجات یافتن که ذره ای ایمان در دل دارد، این است که بالاخره ایمان او سبب نجاتش خواهد شد، هر چند پس از تحمل سالیان دراز عذاب جهنم باشد.

در روایتی از رسول خدا آمده است: «من غش اخاه المسلم نزع الله برکه رزقه و أفسر علیه معیشه و وکله الی نفسه»، هر کس به برادر دینی خویش خیانت نماید، خداوند برکت را از روزیش بر می‌دارد و زندگیش را ویران می‌سازد و او را به خودش واگذار می‌کند و شفاعتی از او نخواهد شد

در مقابل کسانی که به طور کلی از ایمان محروم اند و دین و عمل آنها مورد رضایت خداوند نیست(مشرکان، کافران، ناصبیان و دشمنان رسول اکرم و خاندان او) محروم از شفاعت بوده و در عذاب جهنم جاودانه و همیشگی خواهند بود.

 

شرایط شفاعت شوندگان

1. حفظ اصل ایمان

کسانی مورد شفاعت قرار می گیرند که به سبب گناهان، اصل ایمانشان به خطر نیفتاده باشد. به همین جهت، در منابع دینی آمده است: کافر، مشرک و منافق در روز قیامت مورد شفاعت قرار نمی‌گیرند.[3] رسول اکرم (صلی الله علیه و آله) فرموده است: شفاعت برای تردیدکنندگان، مشرکان و کافران نیست، بلکه برای مۆمنان یکتاپرست است.[4]

نماز

2. آزار دهنده ذریه رسول خدا نباشد

 افرادی که به ذریه پیامبر آزار می‌سانند مورد شفاعت واقع نمی‌شوند، زیرا اولا طبق متون دینی تمام ستمگران از زمره شفاعت شوندگان خارج می‌شوند و ثانیا آزار دهندگان به هر فرد مۆمن و مسلمانی جز افرادی هستند که قابل شفاعت نمی‌باشند. و در خصوص فرزندان رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «إذا قمت المقام المحمود تشفعت فی اصحاب الکبائر من امتی فتشفعنی الله لا تشفعت فیمن آذی ذریتی»، هنگامی که در مقام شفاعت قرار گیرم برای گناهکاران امتم شفاعت می‌کنم و خداوند شفاعت مرا می‌پذیرد، بخدا سوگند برای کسانی که ذریه و فرزندان مرا آزار کرده باشند شفاعت نمی‌کنم.[5]

3- تارک نماز نباشد

یکی از شرایط پذیرفته شدن شفاعت آن است که شفاعت شونده اهل نماز باشد و نماز را وظیفه ای مهم و محترم بشمارد و نسبت به آن سهل انگاری نکند.[6]

همچنانکه امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید: «لا ینال شفاعتنا من استخف بالصلوه»، شفاعت ما به کسی که نماز را سبک بشمارد نمی‌رسد.[7]

کسانی که به طور کلی از ایمان محروم اند و دین و عمل آنها مورد رضایت خداوند نیست(مشرکان، کافران، ناصبیان و دشمنان رسول اکرم و خاندان او) محروم از شفاعت بوده و در عذاب جهنم جاودانه و همیشگی خواهند بود

4- شفاعت شونده رابطه ای معنوی با شفیع داشته باشد

کسانی مورد شفاعت قرار می‌گیرند که در دنیا ارتباط روحی و معنوی خاصی بین آنان و شافعان برقرار باشد. مثل اینکه خدمت یا احسان و یا محبتی درباره او و یا بستگان و دوستان شفیع کرده باشند.[8]

در حقیقت یکی از حکمت هایی که سبب شده خداوند اولیای الهی را در روز قیامت، واسطه و شفیع در فیض مغفرت و بخشش خود، به این افراد قرار دهد همین رابطه معنوی و سنخیتی است که در دنیا میان آنان برقرار است.[9]

5- اعتقاد قلبی به شفاعت داشته باشد

از احادیث شفاعت استفاده می‌شود کسانی مورد شفاعت واقع می‌شوند که اعتقاد قلبی به شفاعت داشته باشند.[10] همچنانکه ار رسول خدا (صلی الله علیه و آله) نقل شده است: «من لم یۆمن بشفاعتی فلا اناله شفاعتی»، هر کس به شفاعت من ایمان نداشته باشد شفاعت من به او نمی‌رسد.[11]

6- خیانت کار و فریب دهنده نباشد:[12]

در روایتی از رسول خدا آمده است: «من غش اخاه المسلم نزع الله برکه رزقه و أفسر علیه معیشه و وکله الی نفسه»، هر کس به برادر دینی خویش خیانت نماید، خداوند برکت را از روزیش بر می‌دارد و زندگیش را ویران می‌سازد و او را به خودش واگذار می‌کند و شفاعتی از او نخواهد شد.[13]

 

پی نوشت ها:

1.کافی، ج5، ص476؛ح9؛ من لا یحضر الفقیه، ج4، ص31، ح70.

2.میزان الحکمه، ج1،ص475،ح2940 

3 - روحانی.سیدمحمدکاظم.پیشین.ص27

4 - ری شهری.محمد.میزان الحکمه.موسسه دارالحدیث.چاپ دوم.ج4.ص1472.ح9482

5 - مطهری، احمد، کاردان، غلامرضا، شفاعت، قم، انشارات موسسه در راه حق، ص169

6 . همان، ص171

7 - ری شهری، محمد، پیشین، ص1472، ح9484

8 - طیب، سیدعبدالحسین، کلم الطیب، تهران، انتشارات بنیاد فرهنگ اسلامی حاج محمدحسین کوشانپور، ص814

9 - روحانی، سیدمحمد، پیشین، ص29

10 - مطهری، احمد، پیشین، ص170

11 - مجلسی، محمدباقر، بحارالانوار، بیروت دارالوفاء، ج8، ص58

12 - دری اصفهانی، علی، پیشین، ص49

13 - وسائل الشیعه، ج12، ص210، ح11

فرآوری: محمدی              

بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: 6گروهی که شفاعت شامل حالشان می شود
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 22:52 ] [ محمد باقر حصاری ]

 شفاعت امام حسين(عليه السلام) در روز قيامت،شامل چه كساني مي شود؟

 

  شفاعت امام حسين(ع) روز قيامت براساس قانون كلي شفاعت است، لذا بايد ديد شرايط شفاعت چيست؟ شرايط شفاعت: شفاعت اولياي الهي در روز قيامت براي گنه‏كاران و واسطه شدن آنان در رساندن رحمت مغفرت و آمرزش الهي بدون حساب نيست بلكه اين كه كساني مورد شفاعت قرار گيرند متوقف بر شرايطي است كه در آيات و روايات بيان شده است.

 

1. رضايت خداوند: بايد توجه داشت كه شفاعت از سوي خداوند آغاز مي‏شود. شفاعت فيض مغفرت الهي است كه مانند تمام فيوضات از جانب خدا اعطا مي‏شود و شفيعان اسباب و وسائط ومجاري اين فيض هستند. فياض و اعطا كننده اين رحمت خداوند است. به‏همين جهت در آيات و روايات شرط اصلي و اساسي شفاعت اين است كه مورد رضايت و پسند خداوند باشد. شفيعان كساني هستند كه خداوند آنان را براي اين امر پسنديده و به آنان اجازه شفاعت داده است «يومئذ لا تنفع الشفاعة الا من اذن له

الرحمن و رضي له قولا؛ در آن روز شفاعت سودي ندارد مگر كسي‏كه خداي رحمان به او اجازه دهد و سخن او را بپسندد» (طه آيه 109). شفاعت شوندگان نيز كساني هستند كه مورد رضايت و پسند خداوند باشند «ولا يشفعون الا لمن ارتضي؛ (شفيعان) شفاعت نمي‏كنند مگر براي كسي كه‏مورد رضايت و پسند خداوند باشد» (انبيأ آيه 28). يعني شفاعت شفيعان در حق كسي موءثر واقع مي‏شود كه به مقام ارتضاي الهي نايل آمده باشد. يعني هم‏اصل شفاعت از سوي خداوند و اعطاي اوست و هم شفيعان را خداوند

براي‏اين مقام تعيين كرده و هم شفاعت شوندگان كساني هستند كه خداوند مي‏خواهد.

 

2. گنه‏كاراني مورد شفاعت قرار مي‏گيرند كه گناهان آنان اصل‏ايمانشان را به خطر نيفكنده باشد. به همين جهت در منابع ديني آمده است كه كافر و مشرك در روز قيامت شفاعت نمي‏شوند و شفاعت شفاعت‏كنندگان به‏حال آنان سودي نخواهد داشت. قال رسول الله(ص): «الشفاعة لاتكون لاهل‏الشك والشرك و لا لاهل الكفر والجحود بل يكون للموءمنين من اهل التوحيد؛ شفاعت براي ترديد كنندگان و مشركين و كافرين نيست بلكه براي موءمن‏موحد است» (ميزان‏الحكمه ج 5 ص 117).

 

3. گنه‏كاراني مورد شفاعت قرار مي‏گيرند كه مطيع دستورات خدا و رسول و امامان باشند. در منابع ديني شرط‏اين كه شفاعت شامل حال بنده گنه‏كار بشود عمل كردن به احكام و دستورات‏دين ذكر شده است. كسي كه روش و بناي عملي‏اش اطاعت از خدا و فرستادگان او بوده لكن گهگاهي دچار لغزش و خطا شده است قابليت و استحقاق شمول‏رحمت مغفرت و آمرزش الهي را در روز قيامت از طريق وسائط و مجاري آن يعني شفاعت شفيعان خواهد داشت. امام صادق(ع) مي‏فرمايند: «هر كس‏دوست دارد شفاعت

شافعين در مورد او سودمند واقع شود بايد در صدد جلب‏رضايت خداوند برآيد و بدانيد هيچ كس رضايت خداوند را جلب نخواهد كرد مگر با اطاعت از خدا و پيامبر و اولياي الهي از آل محمد» (بحارالانوار ج 78ص 220). اهميت عمل به احكام و وظايف ديني در شمول شفاعت به حدي‏است كه حتي سبك شمردن و اهميت ندادن به آن سبب محروميت از شفاعت‏مي‏شود. رسول اكرم(ص) مي‏فرمايند: «لاينال شفاعتي من استخف بصلوته؛ شفاعت من به كسي كه نمازش را سبك بشمارد نمي‏رسد» (ميزان‏الحكمه ج 5ص117)

امام صادق(ع) مي‏فرمايند: «لاتنال شفاعتنا من استخف بالصلوة؛ شفاعت ما به كسي كه نماز را سبك بشمارد نمي‏رسد» (كافي ج 3 ص 270).

 

4. وجود رابطه روحي و معنوي ميان شافع و شفاعت شونده. اگر اولياي الهي‏در روز قيامت از عده‏اي شفاعت مي‏كنند و در حقيقت واسطه فيض مغفرت و آمرزش الهي مي‏شوند اين شفاعت بي‏حساب و جزاف نيست. بلكه ناشي ازرابطه معنوي خاصي است كه در دنيا ميان شفاعت كننده و شفاعت شونده‏برقرار شده است. بر اين اساس وقتي كسي در زندگي دنيوي با اولياي الهي هم‏عقيده و هم‏فكر و هم‏راه است و تحت جذبه هدايت‏گري آنان قرار گرفته وآنان را امام و پيشواي خود قرار داده است درجه‏اي

از وحدت و هم‏سنخي و محبت ميان آنان ايجاد شده است. اين رابطه روحي و معنوي ميان‏شفاعت‏كننده و شفاعت‏شونده در اين دنيا پايه و اساس شفاعت در آخرت‏خواهد بود. بنابراين شفاعت اولياي الهي شامل حال كساني كه در دنيا چنين رابطه روحي و معنوي با انبيا و اوصيا و ائمه معصومين نداشته‏اند نخواهد شد.

 

برخي از ويژگي‏هاي شفاعت:

 

1. مراتب و درجات شفاعت. شفاعت اولياي الهي براي انسان خطاكار مراتبي دارد. اين شفاعت همان‏گونه كه در شرط چهارم‏شفاعت گذشت براساس رابطه معنوي ميان شخص با اولياي الهي است و هراندازه كه اين رابطه بيشتر باشد تأثير بيشتر خواهد گذاشت. شفاعت ممكن است در برزخ موجب نجات شود ممكن است در قيامت و مواقف متعدد آن وممكن است حتي پس از دخول در جهنم موءثر بيافتد. امام باقر(ع) مي‏فرمايند: «گروهي از مردم پس از آن كه در آتش جهنم مي‏سوزند شفاعت به

سراغشان‏مي‏آيد و آنها را نجات مي‏دهد» (ميزان‏الحكمه ج 2 ح 2940). اين‏خصوصيت شفاعت مانع از جرأت افراد بر ارتكاب گناه مي‏شود و در عين حال روزنه اميد را بازمي‏گذارد و افراد را به سعي در تحصيل شرايط شمول‏شفاعت كه در يك كلام در رضايت خدا و عمل به دستورات او خلاصه مي‏شود وامي‏دارد.

2. خداوند تحت تأثير شفيعان نيست. برخلاف شفاعت مرسوم درميان مردم كه حاكم به خاطر نفوذي كه شفيع نزد او دارد و متأثر از نفوذ وي‏مجرم را مورد عفو قرار مي‏دهد شفاعت فعل خداوند است. شفاعت از سوي خداوند آغاز مي‏شود. فيضي است كه او عطا مي‏كند و شفيعان واسطه ايصال‏اين فيض هستند. شفيعان تحت تأثير خداوندند و نه بالعكس.

3. شفاعت پاداشي براي صالحان است. در كلام معصومين يكي از حكمت‏هاي شفاعت هديه و جايزه به صالحين ذكر شده است. فرق است ميان كسي كه عمري را به مخالفت و عصيان و كفر نسبت به خداوند گذرانده و كسي كه عقيده و عملش مورد پسند خداوند بوده است. هر چند دچار لغزش‏ها و خطاهايي نيز شده‏است. شفاعت در حقيقت هديه و جايزه‏اي است به چنين انسان‏هايي به اين صورت كه به خاطر عقيده و اعمال خوب آنها اعمال بدشان بخشيده مي‏شود.امام صادق(ع): «والشفاعة جائزة لهم اذا ارتضي الله عزوجل دينهم؛ شفاعت جايزه‏اي است براي موءمنين گنه‏كاري كه دين آنان مورد رضايت و پسند خداوند است» (بحارالانوار ج 8 ص 40). با توجه به مطالب ذكر شده شفاعت امام حسين(ع) (كه همان شفاعت الهي است) شامل افرادي مي‏شود كه ارتباط روحي و عملي با آن حضرت برقرار كرده و تلاش مي‏كنند در راه آن امام بزرگ قدم بردارند هر چند در زندگي گاه دچار خطا و لغزش مي‏شوند توجه داريم كه شفاعت براي هيچ‏كس ضمانت شده نيست پس نه مي‏توان جرّي بر گناه شد و نه مأيوس از رحمت حق بلكه بايد تلاش نمود و اميد داشت كه مشمول شفاعت ائمه اطهار(ع) خواهيم شد.


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: شفاعت امام حسين, عليه السلام, در روز قيامت, شامل چه كساني مي شود
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 22:49 ] [ محمد باقر حصاری ]

ضرورت شناخت امام

ایمان، بدون شناخت امام زمان (عج) تحقق نمی‌پذیرد؛ در این باره دلیل‌‌هایی وجود دارد.

1. دلیل عقلی: علت‌ها و فلسفه‌هایی که در ضرورت و لزوم وجود پیامبر(ص) گفته‌اند، بر ضرورت وجود جانشین پیامبر نیز صادق است. پس بر خداوند متعال واجب است او را نصب فرماید، بر مردم نیز واجب است آن امام را بشناسند؛ زیرا پیروی کردن بدون معرفت امکان ندارد.
2. دلیل نقلی: روایاتی فراوان در حدّ تواتر در این باره وارد شده که برخی از آنها را، «کلینی» آورده است.[1] 
در کتاب «کمال الدین» نیز می‌خوانیم:
«هرکه در چهار چیز شک کند، به همۀ اموری که خداوند نازل فرموده، کافر است: یکی از آنها معرفت امام در هر زمان به شخص و صفتش است».[2]
همچنین امام صادق(ع) از پدران بزرگوارش نقل کرده رسول اکرم(ص) فرمود:
«هر کس قائم از فرزندان مرا در زمان غیبتش منکر شود، به مرگ جاهلیت مرده است».[3]
و «نعمانی» به سند خود از حضرت امام صادق(ع) آورده است: 
«هر کس شبی را صبح کند در حالی که امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت می‌میرد».[4]
                                                  راه اثبات امامت  
هیچ راهی برای اثبات امامت، جز «نص» و «معجزه» وجود ندارد؛ زیرا درجای خود ثابت شده که عصمت از جمله شرایط امامت است، که اگر امام معصوم نباشد، هدف از نصب او تحقق نمی‌‌یابد. لذا بر خداوند است که امام معصوم را با یکی از دو راه به مردم معرفی کند: 
1. به وسیلۀ پیغمبر(ص) یا امام پیشین؛
2. به وسیلۀ معجزه‌ای که به دست او انجام شود.
بخشی از روایات متواتر به طور خاص بر امامت آن حضرت دلالت دارند.[5] دربارۀ معجزات و کرامات مولا صاحب الزمان(ع) نیز احادیث بسیار وارد شده است که می‌توان در آثاری چون: «کمال الدین و تمام النعمه»، «الخرائج»، «بحارالانوار» و «النجم الثاقب» به آنها دست یافت.
حقوق و الطاف حضرت(ع) بر ما 
حقوق آن بزرگوار بر ما فراوان و الطاف و مراحمش بیرون از شمار است، بلکه همچون دریایی خروشان و مواج است که در آن، غواصی نتوان کرد. برخی از حقوق و مراحم او، عبارت‌اند از :
1. حق وجود و هستی: خداوند به برکت وجود آن حضرت، همگان را آفرید؛ که اگر او نبود، هیچ کس نبود، نه زمین وجود می‌یافت و نه فلک؛ 
2. حق بقا در دنیا: اگر امام زمان (عج) نبود، هیچ چیز در دنیا برقرار نمی‌بود؛ 
3. حق قرابت و خویشاوندی پیامبر(ص)؛
4. حق منعم بر متنعم و حق واسطه‌ نعمت؛ 
5. حق پدر بر فرزند؛
6. حق آقا و ارباب بر بنده؛
7. حق عالم بر متعلم؛
8. حق امام بر رعیت.
چرا برای آن وجود مقدس دعا کنیم؟
1. شایسته است انسان برای مؤمنان دعا کند؛ زیرا هم کیش و هم عقیدۀ او هستند و این مطلب به حکم عقل و شرع ثابت است. بنابراین دعا کردن برای آن سالار مؤمنان بر ما لازم است؛
2. دفع بلا و عذاب از مردم به برکت شیعیان آن حضرت؛
3. طلب حقوق ائمه و مؤمنان و طلب خون آنها؛
4. عزت اولیا با ظهور آن حضرت؛
5. کشف و برطرف کردن ناراحتی‌ها از اهل ایمان؛
6. کشف علوم برای مؤمنان؛
7. فتح شهر‌ها و کشورهای کافران.
اگر یکی از این امور در کسی یافت شود، بر ماست به حکم عقل و شرع یا فطرت انسانی برای وی دعا کنیم و تمام این امور در وجود مقدس امام زمان(عج) جمع است.[6]

موضوعات مرتبط: مهدویت
برچسب‌ها: ضرورت شناخت امام
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 19:20 ] [ محمد باقر حصاری ]

آثار و بركات ظهور حضرت مهدی(عج)چيست؟

۱- زنده کردن دين خدا و معارف حقه الهي

دردعاي ندبه ميخوانيم :كجاست آن كه معالم و معارف دين و اهل دين را زنده مي كند.

۲- رفع همه ظلم ها و فسادهاي جهان وايجاد جهاني پر از عدالت و امنيت و آرامش

عدلش چو رو بنمايد ،ظلم و ستم بسوزد بي حضرتش چه كاري بر ظالمان توان زد

۳- انتقام از دشمنان خدا و عزت بخشيدن به دوستان خدا در دعاي ندبه چنين نوشته شده است : كجاست عزيز كننده دوستان و ذليل كننده دشمنان

۴- كامل شدن عقل ها

امام باقر (ع) فرمودند: هرگاه قائم ما به پا خيزد خداوند دست او را بر سر بندگان قرار مي دهد پس عقل هايشان را جمع مي كند و حلم و بردباري شان كامل مي گردد.

۵– رشد فوق العاده علوم مختلف

امام صادق(ع) فرموده اند : دانش ۲۷ حرف (شعبه و شاخه ) است و مجموع آنچه پيامبران آورده اند ۲ حرف است و مردم تا آن روز بيش از ۲ حرف را نمي دانند و چون قائم (عج)قيام كند ۲۵ حرف بقيه را برون آورده و در ميان مردم منتشر مي سازد.و بدين سان مجموع ۲۷ جزء دانش را نشر مي دهد.

نفس باد صبا مشك فشان خواهد شد عالم پير دگر باره جوان خواهد شد

يعني اين تير شب غيبت مهدي روزي از دم صبح حضورش لمعان خواهد شد

مشكلاتي كه به دلها شده يك عمر گره حال آنها همه در لحظه آن خواهد شد

دانش كسبي صد ساله اين مدعيان نزد علمش به مثل برگ خزان خواهد شد

6– رفاه و آسايش مردم جهان

امير المومنين (ع) فرمودند : در حكومت او ،درندگان صلح مي كنند و زمين گياهانش را بيرون مي دهد و آسمان بركتش را فرو مي ريزد و اين امنيت كه در زمان ظهور اتفاق مي افتد نمونه ي آن قبلا در سرزمين سبا اتفاق افتاده است چراكه خداوند در سوره سبا آيه ۱۸ مي فرمايند : و ميان آنها و شهرهايي كه بركت داده بوديم قريه هايي

آبادان بر سر راه قرار داديم و سفر را در ميان آنها متناسب (و با فاصله كوتاه ) معين كرديم شبها و روزها در اين قريه ها با ايمني كامل مسافرت كنيد.

۷- پيروزي دين و مسلمين بر دشمنان

سوره توبه آيه ۳۲ : اوست خدايي كه رسول خود را با دين حق به هدايت خلق فرستاد تا اسلام را برتمام اديان جهان پيروز گرداند هرچند مشركان ناراضي و مخالف باشند

۸ – بي نيازي مومن و رفع فقر

امام صادق (ع) فرموده اند: يك مرد از شما در جست و جوي كسي خواهد شد كه از مال خودش به او

احسان كند و از زكات مالش به او بدهد،احدي را نخواهد يافت كه از او بپذيرد ،مردم به آنچه خداوند از راه تفضل به آنان روزي مي فرمايد بي نياز مي شود .

ادامه دارد....


موضوعات مرتبط: مهدویت
برچسب‌ها: آثار و بركات ظهور حضرت مهدی, عج, چيست
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 19:17 ] [ محمد باقر حصاری ]

انواع و اقسام شرک در زندگی

برای پاسخ به این سوال بهتر است که ملاک  و معیاری  را برای شما تعریف کنیم تا خود با  داشتن آن معیار ، بتوانید مصادیق مختلف و گوناگون شرک را تشخیص دهید . زیرا اگر برای شما 100 یا  1000 مورد را مثال بزنیم باز تمام مصادیق شرک را بیان نکرده و استقرائی ناقص انجام داده ایم . اما با دادن یک ملاک و تعریف جامع ،می توان تمامی انواع شرک را در زندگی و غیره شناسایی کرد .

علماء اخلاق درمورد شرک فرموده اند:

و شرك  دو نوع است: جلى و خفى. امّا شرك جلى بت ‏پرستى است، و باقى همه شرك خفى می باشد.


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: انواع و اقسام شرک در زندگی
ادامه مطلب
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 8:47 ] [ محمد باقر حصاری ]
✏️موضوع:ده نکته از زیارت عاشورا

✅آیا به هنگام خواندن زیارت عاشورا به نکات زیر توجه می کنیم؟

🔸1. زیارت عاشورا به دو قسمت تولی(سلام بر افراد جبهه ی حق) و تبری(لعن بر افراد جبهه ی باطل) تقسیم می شود.
 
🔸2. در زیارت عاشورا می آموزیم عبادتی که با اطاعت نباشد فریبی بیش نیست زیرا انسان به وسیله عبادت توام با اطاعت است که می‌تواند به درجه عبد(بندگی)برسد. اباعبدالله

🔸3. در زیارت عاشورا یزید و شمر متهمان ردیف اول نیستند بلکه لعن اول متوجه پایه گذاران ظلم می باشد. پس یاد بگیریم که هر کار ساده یا مهمی که می خواستیم انجام دهیم آینده آن را تصور کنیم و بدون بصیرت هیچ اقدامی نکنیم. زیرا که می تواند موجب لعن خدا بر خود و خاندانمان شود.

🔸4. در زیارت عاشورا آخرین نفرین بر «تابعین»است؛یعنی کسانی که به کشته شدن یاران خدا رضایت دارند. پس مواظب اعمالمان بلکه مواظب تایید کردن ها و رد کردن های زبانی خود باشیم. بدانیم که هر رای و نظر ما در نهایت یا به یاری ولی خدا می انجامد یا به کشته شدن ولی خدا.

🔸5. در زیارت عاشورا کسانی که برای جبهه ی باطل اسب آماده کردند لعنت شده اند. پس مواظب کمک های مادی خود به این و آن باشیم؛ زیرا ما نیز در نهایت یا به یاری ولی خدا می انجامد یا به کشته شدن ولی خدا.

🔸6. در زیارت عاشورا می آموزیم که گفتن یک مرگ بر دشمنان ولایت اهل بيت و یا یک درود بر پیروان ولایت اهل بيت، کافی نیست،بلکه باید صد مرتبه بگوییم تا تمام دوستان خدا و دشمنان خدا بفهمندکه خط و مرام ما چیست؟ پس با قدرت موضع خود را مشخص کنیم.

🔸7. در زیارت عاشورا می آموزیم فدا شدن در راه خدا کافی نیست،بلکه باید فدا شدن ما بر محور ولی معصوم خدا باشد.(حَلَّت بِفَنَائِک)

🔸8. در زیارت عاشورا می خوانیم که باید خانواده خود را آل رسول الله کنیم که اگر نکردیم جزء آل امیه وآل مروان و آل زیاد خواهیم شد.

🔸9. در زیارت عاشورا هیچ سخنی از گروه سومی نیست (یا حق یا باطل) پس ما هر چه زودتر خط خود را مشخص کنیم (حسینی یا یزیدی) (مهدوی یا دجّالی)؟

🔸10. از زیارت عاشورا می آموزیم که باید سه توانایی خود را ارزیابی کنیم:
🔹• توانایی در تشخیص دوست و دشمن (جبهه ی حق و باطل)
🔹• توانایی در یاری کردن دوستان خدا (تولی به جبهه ی حق)
🔹• توانایی در مبارزه کردن با دشمنان خدا (تبری از جبهه ی باطل)


موضوعات مرتبط: مطالب منبر
برچسب‌ها: ده نکته از زیارت عاشورا
[ یکشنبه شانزدهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 8:43 ] [ محمد باقر حصاری ]

در این مقاله برخی از دلایلی که سبب می شود افراد از یاری کردن ولی خدا باز بمانند برشمرده شده است

مسئله اساسی و عبرت‌آموز این است که: 
اگر قبلاً انسان خودش را برای همراهی با ولیّ خدا آماده نکرده باشد، عقب خواهد ماند! 
یک نمونة آن در واقعه ی کربلا طرماح بن عدی بود که در راه با چند نفر دیگر، به حضرت برخورد کردند (یکی دو منزل با کوفه بیشتر فاصله نداشت) حضرت پرسیدند:"أخبروني فهل لكم برسولي اليكم؟ از مردمى كه پشت سر گذاشتيد چه خبر" گزارشی داد که وضع کوفه خوب نیست،‌ قلوب مردم با شما، اما شمشیرهایشان علیه شماست، ما که از کوفه بیرون می‌آمدیم، لشکر انبوهی برای جنگ با شما جمع شده بود که تاکنون لشکری به این عظمت و وسعت ندیده بودیم؛ از آن طرف، طرماح برای خانواده‌اش آذوقه می‌برد؛ لذا به حضرت عرض کرد: اجازه بدهید آذوقه‌ها را برسانم و برگردم. 
حضرت فرمودند: "فإن کنتَ فاعلاً فعجِّل"
«پس اگر خواستی (بیایی) بشتاب». (تاریخ طبری: 3: 308)

رفت، زود هم برگشت ولی وقتی به همین منزل رسید، خبر شهادت سیّدالشّهدا(علیه السلام) را شنید.

ادامه مطلب........................


ادامه مطلب
[ دوشنبه دهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 8:24 ] [ محمد باقر حصاری ]
بحثِ شاخصه های دین داری، ما را با سلسله ملاک ها و معیارهایی آشنا می سازد که از نگاه اولیای دین، مهم است و باید تدیّن و تعهد خویش به فرمان های دین را با این شاخصه ها بسنجیم و اگر کاستی و خللی در عمل ما وجود دارد، آن را تصحیح و جبران کنیم.
درآمد
پیش از ارائه شاخصه های دین داری ، بیان چند نکته ضروری است تا زوایای بحث، برای خوانندگان بیشتر روشن شود:

ادامه مطلب..................


برچسب‌ها: شاخصه های دین داری از نگاه امام علی علیه السلام
ادامه مطلب
[ یکشنبه نهم آبان ۱۳۹۵ ] [ 21:59 ] [ محمد باقر حصاری ]

 


انسان ها به خاطر عوامل متعددی از جمله عدم برنامه ریزی های مناسب برای آینده خود و همچنین عدم وجود نظم در برنامه های خود در مراحل مختلف زندگی با حسرت های بسیار زیادی دست و پنجه نرم می كنند، حسرت هایی كه برخی از آنها قابل جبران است و برخی دیگر برای همیشه به عنوان یك غم بزرگ در وجود آدمی جا خوش می كند و هر گز از قلب و فكر انسان بیرون نمی رود.


قیامت

حسرت هایی چون حسرت احترام و تكریم پدر و مادری كه دیگری در میان ما نیستند و یا حسرت و اندوهی كه بعد از یك امتحان سخت به سراغ ما می آید كه چرا از قبل آمادگی های لازم را كسب نكردم و اكنون با شكستی بزرگ مواجه شدم. و یا حسرت بیداری در دل شب و راز و نیاز با خداوند كه روزی به سراغ آدمی می آید چنانچه مولوی می گوید:

جمله شب می رسد از حق خطاب

خیز غنیمت شمر ای بی‌نوا

ور نه پس مرگ تو حسرت خوری

چونک شود جان تو از تن جدا

 

در آیات الهی به برخی از حسرت هایی كه افراد با آنها در دنیا و یا آخرت دست و پنجه نرم می كنند اشاره شده است كه از جمله آنها:

1) حسرت داشتن همنشین خوب در دنیا:

(اى واى، كاش فلانى را دوست [خود] نگرفته بودم.) (الفرقان: 28)

دوست در زندگی انسان تأثیر بسیاری داشته و نقش مهمی را بازی می کند به همین دلیل اسلام تأکید فراوانی روی شناخت دوست و همنشین دارد.

امام صادق(علیه السلام) می فرماید: سه چیز از نشانه های مۆمن است: 1-توحید و علم به خدا 2-علم او به کسانی که آنها را دوست دارد 3-علم او به کسانی که با آنها دشمن است. 

ما در این قسمت، به خصوصیات همنشین خوب و بد، اشاره خواهیم نمود و افرادی را که همنشینی با آنها از نظر اسلام مذموم است، متذکر خواهیم شد.

امام صادق علیه السلام: اِنَّ مِن اَعظَمِ النّاسِ حَسرَهً یَومَ القِیامَهِ، مَن وَصفَ عَدلاً ثُمَّ خالَفَهُ اِلَى غَیرِه؛پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد

همنشین خوب چه کسی است؟

درباره همنشین خوب، پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) معیارهایی را معرفی می فرماید:

ایشان در پاسخ به این سۆال که همنشین خوب کیست؟ معیارهای زیر را بیان می دارند:

1. دیدارش شما را به یاد خدا بیندازد.

یعنی دوست خوب کسی است که شما با دیدن او، خدا را به یاد آرید؛ یعنی این که رنگ خدایی داشته باشد.

خدا به پیامبرش چنین می فرماید:

«ولا تطرد الذین یدعون ربهم بالغداوه والعشی یریدون وجهه»

یعنی: از دور خدا پراکنده مکن (ترک معاشرت مکن) با کسانی که به هر صبح و شام، خدا را خالصانه عبادت می کنند.

و در مقابل می فرماید: «واصبر نفسک مع الذین یدعون ربهم بالغداوة و العشی یریدون وجهه» یعنی: با کسانی باش که هر صبحگاه و شامگاه، خدا را خالصانه عبادت می کنند.

معاشرت با افرادی که انسان با دیدن آنها یاد خدا می افتد، مایه پیرایش انسان از زشتی ها است.

چون انسان در مقابل چنین افرادی، اجازه گناه و معصیت به خود نمی دهد.

2. گفتارش بر علم شما بیافزاید.

معاشرت با عالم، از معاشرت های بسیار ممدوح، و مورد تأکید اسلام است. معاشرت با عالم، در درجه اول، انسان را از ضررهایی که همنشینی با نادان دربر دارد، مصون می دارد و علاوه بر این، مایه آشنایی انسان با علم و ادب است.

امام علی(علیه السلام) در نامه ای به مالک اشتر می نویسد: با دانشمندان زیاد به گفتگو بنشین و با اندیشمندان بسیار به بحث بپرداز.

و امام موسی بن جعفر(علیه السلام) به نقل از پیامبر(صلی الله علیه و آله) می فرماید: از علما سۆال کن، با حکما آمد و شد داشته باش و با فقرا مجالست نما.

3. عملش، آخرت را به یاد شما آرد.

سومین معیاری که در حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده، این است که، می باید با کسی همنشین شد که به واسطه ترس از دوزخ و قیامت، خود را به گناه نمی آلاید؛ و همین امر باعث می شود که انسان با دیدن او و ترسی که از قیامت در وجودش می باشد به یاد آخرت و قیامت افتد. یاد قیامت مهمترین عاملی است که انسان را از گناه باز می دارد.

خداوند در قرآن مجید می فرماید:

آیا (گناهکاران) گمان نمی کنند که در روز جزا برانگیخته خواهند شد. (مطفّفین، 4 و 5) 

دقت در این آیه شریفه به ما می فهماند که اگر انسان احتمال هم بدهد که قیامتی هست و در حد احتمال به یاد قیامت باشد، دست به گناه نمی زند.

خداوند درباره پیامبران خود می فرماید:

ما آنان را با موهبت ویژه‏اى كه یادآورى آن سراى بود خالص گردانیدیم (ص، 46)

اگر انسان دوستی را انتخاب نماید که با دیدنش به یاد آخرت افتاده و گناه ننماید، دوست کاملی را اختیار کرده است و از مسیر انسانی منحرف نخواهد شد.

از آنچه گذشت می توان علاوه بر خصوصیات دوست خوب، به آداب دوستی هم رسید، یعنی دوستی می باید بر سه محور: علم، یاد خدا و یاد قیامت استوار باشد.

به یک دوست واقعی فوراً نیازمندیم

2)حسرت پیروی از پیامبر اكرم:

و روزى است كه ستمكار دست هاى خود را مى‏گَزد [و] مى‏گوید: «اى كاش با پیامبر راهى برمى ‏گرفتم.( الفرقان : 27)

 

3)حسرت كافران در پیروزی بر مومنان كه هرگز به آن دست پیدا نمی كنند:

(بى‏گمان، كسانى كه كفر ورزیدند، اموال خود را خرج مى‏ كنند تا [مردم را] از راه خدا بازدارند. پس به زودى [همه‏] آن را خرج مى‏كنند، و آنگاه حسرتى بر آنان خواهد گشت؛ سپس مغلوب مى‏ شوند. و كسانى كه كفر ورزیدند، به سوى دوزخ گرد آورده خواهند شد.)( الأنفال : 36)

 

4)حسرت كوتاهی از انجام دستورات خداوند:

(تا آنكه [مبادا] كسى بگوید: «دریغا بر آنچه در حضور خدا كوتاهى ورزیدم؛ بى‏تردید من از ریشخند كنندگان بودم.)( الزمر: 56)

به همین جهت است كه خداوند متعال در آیه 39 از سوره مریم به همه مردم  نسبت به روز حسرت هشدار داده است و فرموده است:

(و آنان را از روز حسرت بیم ده، آنگاه كه داورى انجام گیرد، و حال آنكه آنها [اكنون‏] در غفلتند و سرِ ایمان آوردن ندارند.) (مریم : 39)

سومین معیاری که در حدیث پیامبر(صلی الله علیه و آله) آمده، این است که، می باید با کسی همنشین شد که به واسطه ترس از دوزخ و قیامت، خود را به گناه نمی آلاید؛ و همین امر باعث می شود که انسان با دیدن او و ترسی که از قیامت در وجودش می باشد به یاد آخرت و قیامت افتد. یاد قیامت مهمترین عاملی است که انسان را از گناه باز می دارد

اما در این میان و با وجود اینكه افراد فراوانی در قیامت غرق در حسرت و اندوه نسبت به گذشته خودشان هستند، حسرت عده ای زبانزد عام و خاص است، حسرتی كه سراسر وجود آنان را فرا گرفته است و با حسرت های دیگر به هیچ وجه قابل مقایسه نخواهد بود كه از جمله این افراد دو گروه هستند كه به آنها اشاره می شود:

1)كسی كه آخرت خود را برای دنیای دیگران بفروشد:

رسول الله صلی الله علیه و آله: پشیمان تر از همه مردم در روز قیامت، مردى است که آخرت خود را به دنیاى دیگرى فروخته است. (کنز العمال، ج 3، ص 510)

2)كسی از عدالت بگوید و خود عدالت را رعایت نكند:

امام صادق علیه السلام: پشیمان ترین شخص در روز قیامت، کسى است که براى مردم از عدالت سخن بگوید، اما خودش به دیگران عدالت روا ندارد. (وسائل الشیعه، ج1، ص 295)

3)كسی كه مالی را به ناروا فراهم كرده است:

امام علی علیه السلام فرمود: روز قیامت بزرگترین افسوس،ُ افسوس مردی است که مالی را به ناروا گردآورده به دوزخ رود و آن مال را برای کسی به ارث گذارد که در طاعت خداوند سبحان خرجش نموده به بهشت رود. (نهج البلاغه حکمت 429)

به امید اینكه سبك و برنامه زندگی خود را به شیوه ای مدیریت كنیم كه هیچ گاه گرفتار حسرت و اندوه در زندگی نشویم و همیشه سربلند و پیروز باشیم.

فرآوری: زهرا اجلال

 

 


منابع:

وبلاگ حافظان نور

سایت مشرق نیوز

رهپویان

حوزه

[ شنبه هشتم آبان ۱۳۹۵ ] [ 8:28 ] [ محمد باقر حصاری ]

 اول صدقه مالى

 

دوم صدقه مقام و آن شفاعت كردن ديگران بواسطه آبرو و موقعيت است. حضرت پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: بهترين صدقه ها صدقه زبان است پرسيدند يا رسول الله! صدقه زبانى چيست؟ فرمود: شفاعتى كه اسيرى را رها كند و خونى را حفظ كند و نيكى اى را به برادرى برساند و بدى اى را دفع نمايد و گفته شده تعويذ جاه و مقام و مال مواسات در آندواست.

 

سوم: صدقه راى است و آن عبارت از مشورت میباشد و پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم فرمود: از دانشى كه برادرت راهنمايى كند و فكرى كه او را درست كند به برادرت صدقه (هديه) بده.

 

چهارم صدقه زبان كه وساطت بين مردم و تلاش در خاموش كردن آتش اختلاف و اصلاح بين مردم میباشد.

لا خير فى كثير من نجويهم الامن امر بصدقه و معروف او اصلاح بين الناس (33)خداى تعالى فرمود: بسيارى از درگوشيهاى ايشان فايده اى ندارد جز آن كسى كه به صدقه و يا خوبى و يا اصلاح بين مردم دستور دهد.

 

پنجم صدقه علم صدقه علم بخشش علم به اهل و شايستگان آن است و از پيامبر صلّى الله عليه وآله وسلّم وارده شده كه فرمود: از جمله صدقات آن است كه مرد دانشى ياد بگيرد و به مردم ياد دهد و فرمود: زكات علم تعليم دانش به نادان است. و از امام صادق عليه السلام آمده كه: هرچيز زكاتى دارد و زكات علم اين است كه به اهل آن آموخته شود.

 

 

[ جمعه هفتم آبان ۱۳۹۵ ] [ 12:37 ] [ محمد باقر حصاری ]
آداب و اصول بندگي خداوند چگونه است؟

از ارتباط شما با اين مركز خوشحاليم. اميدواريم بتوانيم همراه خوبي براي شما باشيم.
بنده بودن و بندگي كردن بزرگترين افتخار يك انسان در عالم است و هيچ چيز بالاتر از بنده خدا شدن وجود ندارد. در تشهد نماز پيامبر را اول بنده و سپس فرستاده خدا مي خوانيم و اين عظمت بندگي را مي‌رساند. خلاصه كلام آن است كه انسان به خدا چشم بگويد و مطيع محض شود تا بنده باشد و راهي جز اين وجود ندارد. هر نوع سركشي و منيت مخالف اصول بندگي است.
در تبيين راه و روش بندگي خدا به چند نكته و راهكار اشاره مي كنيم:


1. تفكر : مهمترين شرط مبارزه ي با نفس و قدم اول در راه بندگي، تفكر است. امام خميني (رضوان الله تعالي عليه) مي فرمايند : «بدان كه اول شرط مجاهده ي با نفس و حركت به جانب حق تعالي تفكراست ...تفكر، در اين مقام عبارت است از آنكه، انسان لااقل در هر شب و روزي مقداري ولو كم هم باشد فكر كند در اينكه آيا مولاي او كه او را در اين دنيا آورده و تمام اسباب آسايش و راحتي را از براي او فراهم كرده و بدن سالم .... به او عنايت كرده، اين همه بسط بساط نعمت و رحمت كرده، از طرفي اين همه انبيا فرستاده و كتاب ها نازل كرده و راهنمايي ها نموده و دعوت ها كرده، آيا وظيفه ي ما با اين مولاي مالك الملوك چيست ؟... با خود خطاب كند: اي نفس شقي كه سال هاي دراز و در پي شهوات، عمر خود را صرف كردي و چيزي جز حسرت نصيبت نشد، خوب است قدري به حال خود رحم كني، از مالك الملوك حيا كني و قدري در راه مقصود اصلي قدم زني كه آن موجب حيات هميشگي و سعادت دائمي است و سعادت هميشگي را مفروش به شهوات چند روزه ي فاني نكني. (چهل حديث حضرت امام خميني (رضوان الله تعالي ) /ص 6)


2. شناخت خدا: امام رضا (عليه السلام) مى فرمايند: «اول عبادة الله معرفته؛‏ اولين مرتبه عبادت خدا، معرفت و شناخت خدا مى باشد.» بنابراين يك مسلمان اول بايد در باره خدا، شناخت پيدا كند. در اين باب اگر زمينه مطالعاتى شما كم است از كتاب هاى اعتقادى آقاى محسن قرائتى شروع كنيد؛ ولى بعدا مسير مطالعاتى شما در كتابهاى استاد مطهرى باشد.


3. شناخت دستورات خدا: ديگر از لوازم اين راه، آشنايي با حلال و حرام الهي است. كسي كه طالب رضايت محبوب است, مي بايست بر اساس قوانيني كه محبوب وضع مي كند, زندگي كند. لذا لازم است كه با احكام اخلاقي و عملي دين از طريق مطالعه و تحصيل كتب اخلاقي و رساله هاي عمليه آشنا باشيد و راه عملي اطاعت خداي متعال را بدانيد و از بايدها و نبايدهاي اين مسير اطلاع كافي داشته باشيد. به خصوص شناختن گناهان و پي آمدهاي سوء دنيوي و اخروي آن، نقش و تأثير بسيار سازنده اي در حصول تقوي و تحكيم آن در انسان مؤمن دارد.
پس يكي از مهم ترين امور در اين راه , عمل دستورات فقهي, يعني رساله ي مرجع تقليد است. با رجوع به رساله مى توان واجب و حرام الهى را شناخت

.
4. عمل به دستورات خدا: بسياري از افراد ممكن است با دستورات الهي كاملا آشنا بوده و از حرام و حلال الهي مطلع باشند ولي به هنگام بروز خواهش هاي نفساني و وسوسه هاي شيطان از فرامين الهي سرپيچي نمايند. اما افراد خدا محور دستورات خدا را بر دستورات نفس و شيطان، در عمل ترجيح مي دهند . امام سجاد (عليه السلام) مى فرمايند:« من عمل بما افترض الله عليه فهو من اعبد الناس؛ هر كس به آنچه خدا بر او واجب كرده عمل كند از عابدترين مردم مى باشد.» بنابراين انجام واجبات و ترك محرمات بر هر چيزى ترجيح دارد و از ويژگي هاي برجسته يك مسلمان حقيقي مي باشد .
دوست عزيز؛ به طور قطع و يقين هيچ چيز به اندازه ي انجام واجبات و ترك محرمات انسان را به خدا نزديك نمي كند.


5. استقامت در مسير بندگى: در مسير عبوديت، استقامت نقش كليدي دارد. چه بسا ابتداي راه، شيطان و لشكريانش بسيج شوند تا انسان را از بندگي حق تعالي باز دارند اما وقتي استقامت بنده را ببينند شكست خورده و مغلوب مي گردند. حصول هر مهارتي نياز به تمرين، ممارست، مداومت و ايستادگي دارد. براي طالب تقوي نيز لازم است كه در اين مسير از هر طريقي كه ممكن است به تدريج عادت هاي بد خود را ترك و آنها را تبديل به عادت هاي مثبت نمايد. تمرين عملي و عادت نمودن به ترك گناهان و انجام واجبات الهي به تدريج زمينه جلب رضاي الهي را در نفس آدمي فراهم خواهد آورد. خداوند تبارك و تعالى به پيامبر اكرم (صلي الله عليه و اله) در قرآن چنين خطاب مى كند: «فاعبده واصطبر لعبادته؛ او را عبادت كن و در راه پرستش او شكيبا باش»،( مريم، آيه 65). حضرت على (عليه السلام) مى فرمايند: «دوام العباده برهان الظفر بالسعاده؛ عبادت دوام دار و هميشگى، دليل قاطع ظفر و دستيابى به سعادت و خوشبختى است. » (الغرر والدرر، باب العباده، ص 24 و 318)؛


6. شركت در مجالس و محافل مذهبي: همراهي مؤمنان، همنشيني با عالمان رباني، مطالعه سيره عملي رهبران معصوم)عليهم السلام) امامان هدايت و اسوه هاي تقوا و همچنين مطالعه زندگي و سيره عملي عالمان وارسته، اهل تقوي و سلوك، همچنين سرگذشت گناهكاران و سرانجام منحرفان از راه خدا و تقوي همگي راه هايي هستند كه به تقويت بعد معنوي انسان خواهد انجاميد.


7. شيطان شناسي: شناختن شيطان، حيله ها و وسوسه هايي كه براي اهل تقوي دارد و دام هايي كه در راه خدا گسترده است، ضرورتي است كه نبايد از آن غافل ماند.


8. همت و تلاش براي رسيدن به مقصود: هر قدر هدف انسان بزرگ باشد، همت و تلاش او نيز بايد بيشتر باشد! چه هدفي بالاتر وبرتر از كسب سعادت ابدي؟ كه اين سعادت حاصل نمي شود، الا در مبارزه ي با نفس اماره و پيروز وغالب شدن بر تمايلات و خواهش هاي او.
بنابراين بايد آستين همت را بالا زده، در راه رسيدن به مقصود, از خطر هاي راه نهراسيده و تصميم بگيريم و تلاش كنيم تا موانع راه را كنار بزنيم.


9. جايگزيني لذت هاي مشروع به جاي لذت هاي خلاف شرع وحرام: بسياري از جوانان به دليل مجرد بودن و تأخير انداختن درامر ازدواج، به گناهاني كه درارتباط با نيازهاي جنسي است، گرفتار مي شوند و همين گناهان, منشأ گناهان بسيار مي گردد. لذا يكي از راه هاي مبارزه با نفس و گناهاني كه از طريق نياز جنسي انجام مي گيرد، ازدواج و برطرف كردن اين نياز، از طريق مشروع است؛ ولي اگر به هر دليل, ازدواج ممكن نباشد، چاره اي جز استفاده از روش هاي كنترلي و تقويت معنويت نيست. (روش هاي كنترل از قبيل: كنترل چشم، يعني نديدن صحنه هاي محرك، عدم تردد در مكان هاي تحريك آميز، انتخاب دوستان متعهد ومؤمن، و...... روش هاي تقويت معنويت ازقبيل: روزه گرفتن، نماز خواندن، توسل به اهل بيت عصمت (عليهم السلام)، شركت در جلسات مذهبي و..) اينها پاره اى از خصوصيات مهمي است كه با عمل دقيق به آن مى توان يك مسلمان واقعي شد.


10- تقويت ارتباط عاشقانه با خداوند و اولياي معصومين(عليهم السلام) و مومنان اهل ولايت و محبت، از طريق انجام مستحبات و زيارات و مانند آن؛ چرا كه اهل بيت عصمت و طهارت (عليهم السلام) واسطه هاي فيض الهي هستند؛ يعني هر خيري از كانال آنها به بندگان مي رسد.همچنين آنها باب الله هستند؛ يعني راه رسيدن به قرب حق تعالي از طريق آنها حاصل مي شود. بنابراين با تمام وجود به آن ذوات نوراني بويژه امام عصر (عليه السلام) توسل جوييد و از آنها كمك بخواهيد.


11- ارتباط عميق با قرآن؛ قرآن نقشه ي راهي است كه از طرف محبوب به سمت محب فرستاده شده است، تا بندگان، با خواندن آن و حركت در مسيري كه توسط قرآن راهنمايي شده، به خداي مهربان برسند. قرآن داروخانه اي است مجهز, كه براي هر نوع بيماري دارويي ويژه تجويز كرده كه محال است با استفاده ي از آن, مريض بهبودي نيابد.
بنابراين سعي كن حداقل روزي چند آيه را با دقت در معاني و تدبر بخواني. قرائت و تلاوت پيوسته اين كتاب مقدس همراه با فهم معاني آن به تدريج تأثير بسيار سازنده اي در تقويت و تحكيم ايمان و عمل خواهد داشت.


12- اصلاح صفات شخصيتي و پاك سازي دل و درون از رذايل اخلاقي و آراسته شدن به فضايل اخلاقي از طريق راهكارهاي علم اخلاق و تمرين آن ها در معاشرت با مردم و رعايت اخلاق اجتماعي.


13- هيچگاه خالي از مطالعه نباشيد. اگر كسي بخواهد در اين راه ثابت قدم بماند بايد دائما بر آگاهي و ايمان خود بيافزايد. توصيه مي كنيم كه سير مطالعاتي داشته باشيد و در حوزه هاي ذيل مطالعه نماييد:
اعتقادي و انديشه اي, اخلاق اسلامي, زندگي, سياسي و اجتماعي, تاريخ و تمدن اسلامي, متون ديني.
در اين زمينه مي توانيد از سير مطالعاتي شهيد مطهري استفاده نماييد.


14- چشم به كرم خدا نه عمل خود: بنده واقعى خدا هميشه خود را مقصر مى‏بيند و عمل خود را به هيچ مى‏انگارد براى عمل خود قدرى قائل نيست و پيوسته چشم به كرم كريم دوخته نه از غرور عمل باد در پوست انداخته. امام صادق(عليه السلام) مى‏فرمايند: «عليك بالجدولا تخرجن نفسك من حد التقصير فى عباده الله تعالى و طاعته، فان الله تعالى لايعبد حق عبادته ؛ بر تو باد كوشيدن (و جد و جهد در عبادت) و نفس تو از حد تقصير در عبادت و طاعت خداى تعالى خارج نشود (و خويش را مقصر بداند) زيرا خداوند تعالى آن گونه كه شايسته پرستش است عبادت نمى‏شود.» (همان، ص 25، روايت 11407)


15- اخلاص در عمل بسيار مهم است. ممكن است كسي با يك عمل مخلصانه در راه خدا، مانند شهادت در راه خدا، اين راه را طي نمايد و به مقصد برسد و يا عارفي با چند سال تلاش و رياضت به كمال خود نهايي خود واصل گردد و در مقابل كسي هم صدو بيست سال عبادت كند، نماز بخواند و روزه بگيرد ولي به كمال و رشد معنوي قابل قبولي نرسد. آنچه در اين مسير مهم است، اول، بودن در راه است و دوم، خلوص نيت و خالي بودن از هر شايبه ريا و انگيزه هاي غير الهي. سرعت و كندي انسان در وصول به كمال بسته به مرتبه اخلاص او متفاوت خواهد بود. در اين مسير حتي ممكن است كسي همان گونه كه در روايات هم آمده، با چهل روز رعايت اخلاص در نيت و عمل، چشمه هايي از حكمت از درونش بجوشد و به كمالات مهمي نايل گردد.


16- تفكر پيرامون آيات و نشانه هاي خداوند در گستره هستي: توجه به اين نشانه ها، ياد خدا را در دل ها زنده مي كند و لطف و رحمت او را به ما يادآور مي شود و در نهايت بر دوستي و محبت ما به خدا مي افزايد. (ر.ك: سوره يس، آيات 23 تا 40).


17- توجه دائم به خداوند و ذكر و ياد او: حضور خداوند در خاطر ما، در همه لحظات زندگي، ارتباط ما را با او افزايش مي دهد و به تدريج به پيوندي استوار مي انجامد. يكي از حكمت هاي نمازهاي پنجگانه، زنده نگه داشتن ياد خدا در طول شبانه روز، در دل مؤمن است. A«يا ايها الذين آمنوا اذكروا الله ذكرا كثيرا؛ اي كساني كه ايمان آورده ايد! خدا را بسيار ياد كنيد» (احزاب، آيه 41). انجام برخي كارها مانند قرائت قرآن، دعا و زيارت، مطالعه سيره ائمه و همنشيني با نيكان و صالحان، ما را به ياد خدا مي اندازد. برخي كارها نيز مانع توجه به خداوند است كه بايد اين موانع را كنار زد تا غفلت بر آن حاكم نشود. قرآن كريم مي فرمايد:


18- انجام نيكي ها و دوري از بدي ها: هر عمل نيك دل را نوراني تر مي كند و برعكس هر گناه صفحه دل را تيره و كدر مي سازد. بايد بكوشيم با عمل به نيكي ها، دل خود را نوراني تر كنيم و با دوري از گناهان رشته محبت خود را با خدا استوار سازيم.
مطالعه كنيد: شهيد مطهري، انسان و ايمان (ج 2 از مجموعه آثار)


19ـ مراقبه و محاسبه: در آغاز هر كارى, كمى مكث كنيد. اگر واجب است حتما انجام دهيد؛ اگر حرام است حتما ترك كنيد و اگر نه حرام است نه واجب، در انجام و ترك آن مختاريد. اين سه مورد را قبل از انجام هر عملي مشخص كنيد بعد از آن كار را انجام دهيد.
اصل اين توجه و مراقبه حد اقل سه فايده دارد: اولاً: انسان به حرام نمى‏افتد و نيز واجبى از او ترك نمى‏شود. ثانياً: انسان را از غفلت شبانه‏روزى مى‏گيرد. ثالثا: ترك حرام و فعل واجب به قصد قربت, خود عبادت به حساب مى‏آيد و مى‏توان انجام تمام واجبات و ترك تمام محرمات را به قصد قربت انجام داد. حتى افعالى كه نه واجب هستند نه حرام مى‏توان با قصد قربت آنها را عبادى كرد.
مثلاً: خوابيدن با اين قصد باشد كه تجديد نيرو شود تا انسان عبادت خدا كند و... شب به محاسبه بنشيند كه آيا مراقبه طول روز را خوب انجام داده يا نه. اگر خوب انجام داده, شكر خداى را حتي زبانى به جا آورد و اگر خوب انجام نداده علت‏يابى كند تا به مرور نقص‏ها و علت عدم موفقيت را كشف كند تا بعد از سال‏ها به جايى برسد كه حتى يك گناه از او صادر نشود و خلاصه اين كه اصل در مراقبه و محاسبه شما انجام واجبات و ترك محرمات مى‏باشد.
امير المؤمنين (عليه السّلام)مى‏فرمايند: «ان هذه النفس لامارة بالسوء فمن اهملها، جمحت به الى المآثم؛ همانا اين نفس مدام به بدى و زشتى امر مى‏كند بنابراين هر كسى آن را مهمل به حال خود واگذارد(ولى او انسان را رها نمى‏كند) واو انسان را به سمت گناهان مى‏كشاند»، (الغرر والدرر، باب النفس به نقل از سرالاسراء، استاد على سعادت‏پرور، ج 1، ص 305، روايت20 )
بنابراين مراقبه و محاسبه را بايد جدى گرفت كه از اساسى‏ترين دستورات اخلاقى و سازنده مى‏باشد.


20ـ نماز اول وقت: اگر كار اهمى با نماز اول وقت در تعارض نباشد نماز اول وقت را ترك نكنيد. روايات و نيز بزرگان نماز اول وقت را اكيدا سفارش كرده‏اند.


21- توسل به ائمه معصومين عليهم السّلام: به اقتضاى حال و اقبال قلب به ائمه معصومين (عليهم السلام)بخصوص امام حسين (عليه السلام) توسل جوييد و توفيق و حاجات خود را از آن معادن كرم بخواهيد.


22 ـ دائم‏الوضوء: سعى كنيد هميشه وضودار باشيد. وضو نور است و همنشيني دائمي با نور انسان را نوراني مي كند.


23- مستحبات نشاط‏آور: از ميان مستحبات از نمازهاى نافله گرفته تا دعاى كميل و ندبه و... فقط و فقط آنهايى را انجام دهيد كه براى شما نشاط‏آور است و از تحميل نفس بر مستحبات پرهيز كنيد فقط به اقبال قلب بنگريد هر عمل مستحبى كه قلب بدان اقبال داشت و برايتان نشاط‏بخش و حال‏آور بود به همان اكتفا كنيد، حتى نسبت به نماز شب كه سفارش زيادى شده است اگر نشاط نداشتيد يا اصلاً نخوانيد يا خيلى خيلى خلاصه در ظرف ده دقيقه تمام يازده ركعت را با حذف مستحبات بخوانيد.
دوست عزيز، مطالعه كتب اخلاقي و هم چنين راهنمايي گرفتن از علماي اهل عمل، به شما بسيار كمك خواهد كرد.
منابعي جهت مطالعه: چهل حديث حضرت امام خميني ( رحمه الله عليه)، جهاد النفس، معراج السعاده ملا احمد نراقي ( رحمه الله عليه).

[ جمعه هفتم آبان ۱۳۹۵ ] [ 12:29 ] [ محمد باقر حصاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

             باسلام خدمت شما
        بنده محمد باقر حصاری هستم
    از اینکه از وبلاگ حقیر سر زدی ممنونم
          لطفا نظر یادت نره تشکر

بدانیم تا بمانیم...
کسانی که پشت سرت حرف بزنند، دقیقا به همان جا تعلق دارند، پشت سرت!!!!!


غرش هیچ شیری خانه ی چوبی مارا خراب نمی کند، از سکوت موریانه ها باید ترسید!!!!!



یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند، بدون این که نور خودش کم شود!!!!!
برچسب‌ها وب
ص (6)
ع (5)
عج (3)
س (3)
عکس (2)
ره (1)
firefox (1)
هدر (1)
لینک های مفید


امکانات وب