کشکول حصاری  (گلچینی از بهترین ها)
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید


آثار محبت به اهل‌بيت (عليهم السلام)

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
كيست تا كشتي جان را ببرد سوي نجات *** دست ما را برساند به دعاي عرفات
موسي من تو به دنبال كدامين خضري *** گوشه‌ي چشم تو ابري است پر از آب حيات
خوش به حال شهدايي كه نمردند هنوز *** كه دلي دارند بشكسته تر از پير فرات
يا حسين بن علي عشق دعاي عرفه است *** عشق آن عشق كه بيرون بَرَدم از ظلمات
تو همه اصل و اصولي، تو همه فرع و فروعي *** تو همه حج و جهادي و تو همه صوم و صلات
تو كدامين غزلي، عطر كدامين ازلي *** از تو گفتن نتوانند چرا اين كلمات
جبل الرحمه همين جاست، همين‌جا كه تويي *** پاي اين سفره كه نور هست و سلام و صلوات

شريعتي: سلام مي‌كنم به همه‌ي شما دوستان عزيزم، خانم‌ها و آقايان. در روز عرفه، روز نيايش با سمت خدا مهمان لحظات ناب و نوراني شما هستيم. انشاءالله بهترين‌ها در اين روز با فضيلت براي همه ما رقم بخورد. براي هم دعا كنيم. براي تعجيل در فرج حضرت ولي‌عصر دعا كنيم. افتخار داريم در پنج‌شنبه‌هاي ماه ذي الحجه ميزبان جناب آقاي دكتر رفيعي عزيز باشيم. آقاي دكتر رفيعي سلام عليكم خيلي خوش آمديد.
حاج آقا رفيعي: بسم الله الرحمن الرحيم، عرض سلام خدمت جنابعالي و بينندگان عزيز دارم. روز عرفه را گرامي مي‌داريم كه به نوعي از اعياد بزرگ هست. پيشاپيش عيد سعيد قربان را تبريك مي‌گويم. اميدوارم خداوند در اين روز ما را مشمول دعاي آن كساني كه در صحراي عرفات هستند و كساني كه در اين روز در كربلا هستند بكند. انشاءالله توفيقي شود با جنابعالي و بينندگان عزيز به خانه خدا و حرم اباعبدالله مشرف شويم.
شريعتي: خيلي از دوستان از حضور جنابعالي در برنامه ابراز خوشحالي كردند. از اينكه دوباره چشم ما به جمال شما روشن مي‌شود خيلي خوشحال هستيم. بي صبرانه منتظريم و بحث امروز شما را مي‌شنويم.
حاج آقاي رفيعي: با توجه به اينكه روز عرفه هست، من فراز كوتاهي از دعاي عرفه را خدمت شما عرض كنم. دعاي عرفه چند سالي است در كشور راه افتاده و پرشور برگزار مي‌شود. يكي از توصيه‌‌هايي كه من همواره داشتم و حتي در حج هم اين توصيه را داشتم اين است كه يكي دو فراز از اين دعا قبل از شروع دعا براي مردم توضيح داده شود. چون خيلي از عزيزان ممكن است مفاهيم و معاني دعا را توجه نداشته باشند. اين دعاي با ارزش و با اهميت دعايي است كه از لب‌هاي مبارك اباعبدالله الحسين جاري شده است. آنجايي كه در نقل دارد آب از ديده‌هاي امام حسين جاري شد و حال خوشي پيدا كرد، اباعبدالله به اينجا رسيدند كه اشك مي‌ريختند، در نقل هم دارد كه اينجا جاي آن حالت امام حسين(ع) بود. اين فراز را مي‌گويند: «اللهم اجعلني أخشاك كاني أراك» خدايا كاري كن من آنچنان خوف تو و عظمت در دلم باشد كه گويا تو را مي‌بينم.
مثلاً فرض كنيد كسي بالاي سر ما باشد، در امتحان مراقب، يا در جاده خود پليس، يكوقت دوربين است، يكوقت احتمال مي‌دهيم اين دوربين كار نكند، كار بكند. خيلي ممكن است جدي نگيريم. اما اگر ببينيم پليس اينجا ايستاده است. مراقب كنارت ايستاده است. حالت مراقبه و توجه بيشتري به ما دست مي‌دهد. حواسمان را جمع مي‌كنيم. حضرت عرض مي‌كند خدايا كاري كن من آنچنان عظمت تو در دلم باشد، آنچنان خوف و خشيت تو را داشته باشم كه گويا تو را مي‌بينم. اين يكي از مهمترين عوامل ترك گناه است. «اللهم اجعلني أخشاك كاني أراك» اميرالمؤمنين مي‌فرمايد: من ربي را كه نبينم عبادت نمي‌كنم. «لم‏ أعبد ربّاً لم أره‏» ابي عبدالله در همين دعا مي‌فرمايد: «عَميت عين لا تَراك» كور باد چشمي كه تو را نبيند. ديدن و احساس هميشه با اين حواس ظاهري نيست. يكوقت‌ها يافتني است. در اشعار دارد:
پنج حسي هست جز اين پنج حس *** آنچه زرّ سرخ و اين حس‌ها چو مس
«حس ابدان قوت ظلمت مي‌خورد» فلان غذا را بخوري نور چشمت زياد مي‌شود.
حس ابدان قوت ظلمت مي‌خورد *** حس جان از آفتابي مي‌چرد
بارها گفتيم اينكه امام سجاد به خدا عرض مي‌كند: «إذقني حلاوةً عبادتك» شيريني عبادت با اين پرزهاي چشايي نيست. اين پرزهاي چشايي براي شيريني و شوري غذاست. يا آنجايي كه انسان احساس كند عظمت خدا را مي‌‌بيند با اين چشم نيست. حضرت امير نمي‌خواهد بگويد: من با اين چشم خدا را ديدم. داستان اول سوره بقره كه ايام ذي الحجه به اين موضوع هم مي‌خورد. «وَ أَتْمَمْناها بِعَشْر» (اعراف/142) بعد از اين قصه ميقات عده‌اي از قوم حضرت موسي تقاضاي رؤيت خدا را كردند. اوايل سوره بقره است كه حضرت هفتاد نفر را برگزيد و آوردند، حضرت موسي مي‌دانست با چشم ظاهري نمي‌شود خدا را ديد. منتهي گاهي فشار زياد است و انسان به امري تن مي‌دهد كه خودش باور ندارد. آورد و دعا كرد و صاعقه آمد و به كوه زد كه در آيات آمده است. معناي آيه اين است كه بدانيد همه چيز با چشم قابل رؤيت نيست. اين تعبيري كه انسان در زندگي خدا را آنچنان حاضر و ناظر ببيند كه گويا مراقب است. اين بازدارنده است.
بحث ما در مورد محبت بود. اشاره به بحث محبت خدا كرديم. در دعا از رسول گرامي اسلام داريم: خدايا به ما سه تا محبت بده. «اللّهُمَّ إنّي أسألُكَ حُبَّكَ» اول تو را دوست داشته باشد. من در برنامه‌ي گذشته نشانه‌هاي محبت الهي را گفتم. چه كنيم خدا ما را دوست داشته باشد و از كجا بفهميم خدا ما را دوست دارد. 2- «و حُبَّ مَن يُحِبُّكَ» به من عطا كن دوست داشته باشم آنهايي كه تو را خيلي دوست دارند. يكوقت بنده جنابعالي را دوست دارم، يكوقت فرزند شما را دوست دارم چون فرزند شما منصوب شماست. 3- «و العَملَ الّذي يُبَلّغُني حُبَّكَ» به من ياد بده آن عملي كه مرا به حبّ تو مي‌رساند. در اين دعا پيغمبر گرامي اسلام سه چيز از خدا مي‌خواهند. حبّ خودشان، حبّ اولياء و حبّ آن اعمالي كه موجب مي‌شود خدا انسان را به واسطه آن عمل دوست داشته باشد. با توجه به اين نكته مي‌خواهيم بحث اين جلسه را روي بحث حبّ اولياي خدا و حبّ رسول خدا و اهل‌بيت(عليهم السلام) ببريم. قرآن كريم به صراحت مي‌فرمايد: «إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ‏ اللَّهَ‏ فَاتَّبِعُونِي يُحْبِبْكُمُ اللَّه‏» (آل‌عمران/31) دو تا حب دارد. اگر شما خدا را دوست داري، يك چيزي وسط هست آن را انجام بده. «فَاتَّبِعُونِي» از پيغمبر «يُحْبِبْكُمُ اللَّه‏» خدا شما را دوست خواهد داشت. يعني محبت شما به خدا نشانه‌اش تبعيت از پيغمبر و اهل‌بيت است. اهل‌بيتش را اينجا ندارد، در روايت دارد كه عرض مي‌كنيم. بعد نتيجه‌اش دوست داشتن خدا نسبت به شماست.
اين نكته را عرض كنم كه محبت اهل‌بيت، دوستي اهل‌بيت كه منظور رسول خدا و فرزندانشان است. چهاردم معصوم منظور است. آثار زيادي در زندگي انسان دارد كه يكي از آن آثار مهم اين است كه اگر كسي ما را دوست داشته باشد، خدا به او علم و فهم و حكمت و درك مي‌دهد. «من أحبنا أهل البيت» هركس ما اهل‌بيت را دوست داشته باشد، «وَ حَقَّقَ‏ حُبَّنَا فِي قَلْبِهِ» اين محبت را در دلش جايگزين كند. «جَرَي يَنَابِيعُ الْحِكْمَةِ عَلَي لِسَانِهِ» حرف‌هايش حرف‌هاي حكيمانه مي‌شود. الآن بحث محبت كه مي‌كنيم فراگير بحث مي‌كنيم. جُرج جرداق مسيحي هم كه مي‌گويد: من علي را دوست دارم، ثمره‌اش اين مي‌شود كه مي‌آيد كتاب مي‌نويسد. در واقع آن فهم به او هم داده مي‌شود. بحث ما غير از ولايت و امامت است. يك كسي مسلمان هم نيست.
بنده خدايي نصراني بود. زمان امام هادي گرفتاري پيدا كرد. متوكل عباسي او را احضار كرده بود، ايشان هم خيلي مي‌ترسيد. يك رفيقي داشت شيعه بود. پيش او آمد و گفت: خيلي مي‌ترسم. مي‌شود من يك چيزي نذر امام هادي شما بكنم؟ نذر كرد يك مبلغ پولي را به امام بپردازد. قبل از اينكه يش متوكل برود، گفت: بروم نذرم را ادا كنم. چون بعضي كارشان كه راه مي‌افتد يادشان مي‌رود. آمد و با يك معجزه‌اي روبرو شد. داخل خانه رفت، آقا او را به اسم صدا زد. پول را به امام داد. امام فرمود: برو متوكل با تو كاري ندارد! وقتي مي‌رفتند، آقا به اطرافيان فرمودند: بعضي فكر مي‌كنند محبت ما فقط براي پيروان ماست. يعني محبت ما براي آنها اثرگذار است. اين راه بسته نيست. ايشان اتفاقاً مسلمان نشد. اين محبت مهم است. فرمود: اين محبت ينابيع حكمت در دل انسان ايجاد مي‌كند.
در سوره مباركه جن آيه 16 هست كه قرآن كريم از قول جني‌ها نقل مي‌كند. مي‌دانيد بعضي از مطالب در قرآن از قول جن نقل شده است. مثلاً وقتي پيغمبر خدا قرآن را براي اينها خواند، قرآن مي‌فرمايد: بعضي از جني‌ها گفتند: عجب كتابي است! «يَهْدِي‏ إِلَي‏ الرُّشْد» (جن/2) ما را به رشد مي‌رساند. از جمله اينكه خداوند در سوره جن آيه 16 نقل مي‌كند. «وَ أَنْ لَوِ اسْتَقامُوا عَلَي الطَّرِيقَةِ» (جن/16) اگر استقامت در مسير باشد، «لَأَسْقَيْناهُمْ ماءً غَدَقا» آب فراوان به آنها مي‌نوشانيم. اين ظاهر آيه است. از امام معصوم در جلد 24 بحار روايت داريم، فرمود: اگر استقامت در محبت ما و ولايت ما باشد، «لاذَقْنَاهُمْ عِلْماً كَثِيرا» (تأويل‌الايات الظاهرة، 703) منظور از اين ماء علم كثير است. محبت اهل بيت يكي اين است كه علم نافع و حكمت مي‌آورد. مرحوم آيت الله العظمي گلپايگاني كه من مقيد هستم گاهي از اين بزرگان نقل كنم. چون مردم اينها را ديدند.
يك كتابي را داماد آيت الله العظمي صافي، حضرت آيت الله كريمي جهرمي كه آيت الله العظمي صافي داماد آيت الله العظمي گلپايگاني بود. ايشان در شرح حال آيت الله العظمي گلپايگاني نوشته است كه فرمود: ايشان در اوايل طلبگي وقتي به نجف اشرف رفتند كه درس بخوانند بالاخره همان شب اولي كه آنجا وارد شدند و در حجره‌اي در حرم اميرالمؤمنين استراحت مي‌كردند كه بعد مشغول درس و بحث شوند، همان شب اول در عالم رؤيا، بعضي خواب‌ها رؤياي صادقه است. قرآن كليت خواب را نفي نمي‌كند. خواب حضرت يوسف را نقل مي‌كند. خواب عزيز مصر را نقل مي‌كند. مي‌گويد: همان شب اول در عالم رؤيا خواب ديدم وارد حرم حضرت امير شدم، ضريح نيست. ضريح را برداشتند و قبر است. آقا اميرالمؤمنين(ع) نشستند و ظرف عسلي را جلوي من آوردند و گفتند: شما ميل كن. يك انگشت از اين عسل را در دهان من گذاشتند. ايشان فرمود: من هنوز شيريني آن را احساس مي‌كنم. وقتي از خواب بيدار شدم و براي يكي از آقايان نقل كردم، گفته بود: تعبيرش علم است. به شما علم زياد داده مي‌شود و شما مرجع مي‌شويد. «عنوان بصري»94 سال سن داشت. خدمت امام صادق آمد و گفت: من خيلي درس خواندم و شاگردي كردم. آقا فرمود: «العلم نور يقذفه اللّه في قلب من يشاء» درست است با كثرت تعلم هم انسان چيز ياد مي‌گيرد ولي همه اين نيست. لذا اينكه بعضي يك چيزهاي خاصي دارند، با همان محبت اهل‌بيت است.
اثر ديگر در روايت داريم آرامش است. «وَ جَعَلَ اَهلَ بَيتي اَماناً لِاَهلِ الاَرض» ما همه دنبال آرامش و اطمينان هستيم. فرمود: «مَن أحَبَّ اللّه َ ورَسولَهُ ، وأحَبَّ أهلَ بَيتي صادِقًا غَيرَ كاذِبٍ، وأحَبَّ المُؤمِنينَ شاهِدًا وغائِبًا ألا بِذِكرِ اللّه ِ يَتَحابّونَ» اگر كسي از امام معصوم ذيل اين آيه «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ‏ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد/28) ذكر خدا آرامش مي‌آورد. سؤال شد منظور از «أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ‏ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» فرمودند: يك مصداقش اين است كسي كه خدا و پيغمبر و اهل‌بيت و مؤمنين را دوست داشته باشد، «شاهِدًا وغائِبًا» مؤمنيني كه هستند يا آنهايي كه از دنيا رفتند، اين همان آرامش برايش مي‌آيد. سوم نشاط و شادماني است. يعني ياد و محبت اهل‌بيت يك نشاطي در زندگي انسان ايجاد مي‌كند.
وجود مقدس امام رضا(ع) از جدشان رسول خدا فرمود: پاره تني از من در خراسان به خاك سپرده مي‌شود. هر غم ديده‌‌اي او را زيارت كند، غم دلش بر طرف مي‌شود. در آثار زيارت اميرالمؤمنين داريم، در آثار زيارت امام حسين هم داريم. بحث محبت و دوستي اهل‌بيت كه فراگير دارم بحث مي‌كنم. بحث ما محبتي است كه هركسي با هر ميزاني اين محبت را داشته باشد در زندگي‌اش اثر دارد و مي‌تواند از بركاتش بهره‌مند شود. اوج اين محبت، ولايت مي‌شود. پذيرش امامت است. برادران اهل سنت نسبت به امام حسين و امام رضا خيلي ارادت دارند. در صحن جامع رضوي امسال ديدم كه يك كاروان بزرگي از اهل سنت كه اكثراً از علما و روحانيون بودند، وارد حرم شدند با يك صفايي وارد شدند. اين محبت و عشقي كه به امام(ع) هست، اينها فرزندان پيغمبر هستند. اينها ذوي القربي هستند. اينها كساني هستند كه رسول خدا سفارش اينها را كرده است. اين روايتي كه خواندم كه پيامبر فرمود: پاره تن من در خراسان است. اين را منابع اهل سنت نقل كرده است. «ينابيع المؤده» كه قندوزي الحنفي نوشته است و ترجمه فارسي هم شده است همه محبت اهل‌بيت است. يعني حبّ اميرالمؤمنين چه اثري دارد. حبّ اهل‌بيت چه اثري دارد؟ دهها و صدها كتاب دانشمندان اهل سنت در موضوع اهل‌بيت و محبت به اهل بيت نوشتند. مناقب، ابن عساكر، شروح مختلفي كه در نهج‌البلاغه هست.
يك روايتي كه مرحوم شيخ صدوق در خصال با موضوع محبت به اهل بيت نقل كردند را بگويم. خصال خيلي كتاب خوبي است. ايشان در اين كتاب نقل مي‌كند كه رسول خدا فرمودند: محبت اهل‌بيت من بيست اثر دارد. «عشرون‏ خصلة» بيست اثر دارد. «عشر منها في الدنيا» ده تا از اين آثار «في حب أهل بيتي عشرون‏ خصلة عشر منها في الدنيا و عشر منها في الاخرة» (خصال صدوق، ج 2، ص 515) ده تا در دنيا و ده تا در آخرت است. من روي اين دنيايي‌ها مي‌خواهم تأكيد كنم. چرا؟ به عبارت ديگر رسول خدا مي‌خواهد بفرمايد: محبت خشك و خالي فايده ندارد. رسول خدا فرمود: اگر كسي محبت اهل‌بيت را داشته باشد بايد در زندگي اين ده مورد نمود پيدا كند. هركسي به اندازه خودش سعي كند در زندگي اينها را داشته باشد.
1- «فالزهد» اولي زهد است. يعني محبّ اهل‌بيت خيلي نبايد غصه فقدان‌ها را بخورد. به حضرت امير گفتند: زهد چيست؟ گفت: زهد دو كلمه است. «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلي‏ ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» (حديد/23) زهد يعني براي از دست رفته‌ها غصه نخور، براي آنهايي هم كه به تو مي‌رسد خيلي خوشحال نباش! خدا آقاي قرائتي را حفظ كند. مي‌فرمايند: مثل اين حسابدارهاي بانك، ده ميليون واريز كني بالا و پايين نمي‌پرد و ده ميليون از حسابت بگيري، ناراحت نمي‌شود! پس محب اهل‌بيت زهد دارد. چرا؟ چون اهل‌بيت مظهر زهد بودند.
2- «و الحرص علي العمل» حرص در عمل، حرص بد است. اما چند جا خوب است. يكي حرص در علم است. يكي حرص در هدايت است. يكي از اوصاف پيغمبر خودمان حريص است. قرآن مي‌فرمايد: بر مؤمنين حريص بود. «لَقَدْ جاءَكُمْ رَسُولٌ‏ مِنْ‏ أَنْفُسِكُمْ» (توبه/128) بعد مي‌فرمايد: اين پيغمبر حريص بر مؤمنين است. حرص در هدايت! حرص بر عمل، هي بچرخد، بگردد. چطور ثواب نماز زياد مي‌شود؟ مي‌گويند: براي مثال عبا بياندازي. ديگر چطور؟ اذان و اقامه بگويي. ديگر چه؟ مسجد بروي. ديگر چه؟ صف اول بايستي. يعني دغدغه داشته باشي به بهترين شكل ممكن نماز بخواني. كنكوري‌ها براي يك سؤال خودشان را مي‌كشند كه رتبه يك شوند. كسي كه رتبه پانصد مي‌شود، چقدر خوشحال است. چون هرچه رتبه بالاتر شود حق انتخابش بهتر است. ما وقتي رتبه عملمان بالاتر باشد، در بهشت هم آنجا مي‌رويم. ما مي‌خواهيم پيش امام حسين باشيم، همسايه امام صادق باشيم. در خدمت امام زمان باشيم. وقتي بهشت مي‌آيند مي‌گويند: هرچه قرآن بلد هستي بالا برو! «اقْرَأْ وَ رَبُّك‏» (علق/3) بخوان و برو بالا!
3- «الورع في الدين» ورع و تقوا داشته باشد.
4- «الرغبة في العباده» رغبت به عبادت داشته باشد. بالاخره شما كه محب اهل‌بيت هستي، اين اهل‌بيت(ع) هستند. امام رضا به هيچ وجه اجازه نمي‌داد نماز اول وقت از بين برود. اميرالمؤمنين نسبت به نماز، نسبت به ياد خدا اهتمام داشتند. خودشان فرمودند: ما با اطاعت به جايي رسيديم. شما مي‌خواهيد با عدم اطاعت برسيد. كسي نزد امام صادق آمد گفت: ما افرادي داريم كه خيلي شما را دوست دارند. ولي اهل نماز نيستند. وقتي مي‌گوييم، مي‌گويند: به خدا اميد داريم. اينها اهل معاصي هستند. «لَهُ قَوْمٌ يَعْمَلُونَ‏ بِالْمَعَاصِي‏ وَ يَقُولُونَ نَرْجُو» (كافي/ج2/ص68) گناه مي‌كنند ولي اميد به خدا دارند. فرمود: والله دروغ مي‌گويند. اگر كسي چيزي را اميد داشته باشد، «إِنَّ مَنْ رَجَا شَيْئاً طَلَبَهُ وَ مَنْ خَافَ مِنْ شَيْ‏ءٍ هَرَبَ مِنْهُ» (كافي، ج 2، ص 68)
5- «التوبة قبل الموت» محب اهل‌بيت توبه قبل از مرگ دارد. در مفاتيح پانزده مناجات هست يكي مناجات تائبين است. گاهي بينندگان سؤال مي‌كنند چطور توبه انجام بدهيم؟ هفته‌اي يكبار اين مناجات تائبين را بخوانيد. اين مناجات يك شويندگي در انسان ايجاد مي‌كند. چطور امام در اين مناجات با خدا حرف مي‌زند. خدايا اگر توبه نَدَم است، من نادم هستم از همه نادم‌ها. خدايا تو يك دري به نام باب التوبه گذاشتي. اگر كسي اين در را نزد، خودش مقصر است. كوتاهي كرده است. پس محب اهل‌بيت توبه قبل از موت دارد.
6- «النشاط في القيام الليل» در بلند شدن براي شب نشاط دارد.
7- «اليأس مما في‏ أيدي‏ الناس‏» نگاهش به دست مردم نيست. ما در داشته‌هايمان دو جور مقايسه داريم. مقايسه افزاينده و مقايسه كاهنده. در بحث‌هاي روانشناسي خيلي مهم است. اينهايي كه مقايسه افزاينده دارند، هميشه طلبكار هستند، شاكر نيستند و احساس ضعف مي‌كنند. مقايسه افزاينده يعني شما آنچه داري به بالاترت نگاه كني. شما پرايد داري به پرادو سوار نگاه كني. اگر اينطور باشد ماشين برايش لذت ندارد. احساس شادي نمي‌كند، احساس مي‌كند چيزي كم دارد. اما اگر پرايد دار سوار موتور سيكلت دار شد، سعدي مي‌گويد: كفش نداشتم غصه مي‌خوردم. رفتم مسجد كوفه ديدم كسي پا ندارد. اين هم شاد است، هم شكر مي‌كند و هم احساس كمبود نمي‌كند و هم از اين پرايد لذت مي‌برد.
8- «و الحفظ الامر الله و نهي» محب اهل‌بيت امر و نهي خدا را محافظت مي‌كند. يعني نمي‌گذارد امر و نهي الهي، ممكن است يكوقت از دستش در برود دروغ بگويد. حواسش نباشد جايي امر خدا را رعايت نكند. ولي مراقب هست. من اشتباه كردم اين بايد حفظ شود.
9- «بغض الدنيا» دنيا نزد او مبغوض باشد. اين مبغوضي به اين معنا نيست كه دنيا را دنبال نكند. «ربنا آتنا في الدنيا حسنه» سوار دنيا باشد.
10- مورد بعدي هم سخاوت است. اين براي محب اهل‌بيت در دنياست. البته آثار ده‌گانه قيامت هم فرصت باشد مي‌گوييم.


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه، مطالب ناب محرم
[ یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ ] [ 12:46 ] [ محمد باقر حصاری ]

راه‌هاي تحکيم دوستي با پروردگار

بسم الله الرحمن الرحيم و صلي الله علي محمد و آله الطاهرين
شريعتي: سلام مي‌کنم به روي ماه همه‌ي بيننده‌هاي خوب و نازنين‌مان. شنونده‌هاي بسيار گرانقدرمان، انشاءالله هرجا که هستيد خداوند متعال پشت و پناه شما باشد. پيشاپيش وعده داده بوديم که قرار است در پنج‌شنبه‌هاي ماه ذي الحجه ميزبان جناب آقاي دکتر رفيعي عزيز باشيم. خيلي از دوستان ما هم ابراز خوشحالي کرده بودند از اين قرار است باز هم در برنامه سمت خدا در خدمت ايشان باشيم و از محضرشان استفاده کنيم. آقاي دکتر رفيعي سلام عليکم خيلي خوش آمديد.
حاج آقا رفيعي: عرض سلام خدمت جنابعالي و بينندگان عزيز دارم. آرزوي توفيق در اين باقيمانده‌ي دهه ذي الحجه که خداوند به آن قسم ياد کرده است، «وَ الْفَجْرِ، وَ لَيالٍ‏ عَشْر» (فجر/1و2) انشاءالله خداوند ما را هم در ثواب اعمال حج که اين روزها شروع مي‌شود، و همچنين زيارت اباعبدالله(ع) که در روز عرفه دارد شده است، ما را هم در اين ثواب شريک بگرداند. از جنابعالي و بينندگان که محبت کرديد و فرصتي در اختيار قرار داديد هم تشکر مي‌کنم.
شريعتي: روزهايي که در خدمت شما بوديم به برکت بيان شيواي شما و کلام نوراني ائمه(ع) روزهاي با برکتي بود. قرار است که در اين ايام در چه موردي بشنويم؟
حاج آقاي رفيعي: در اين چهار جلسه در ماه ذي الحجه که در خدمت شما هستم، يکي از مباحث مهمي که در روايات و آيات به آن اشاره شده و آثار زيادي هم بر آن مترتب هست، بحث محبت و دوستي است. من مي‌خواهم همين بحث را داشته باشم و بيشتر هم در محور محبت خدا و محبت اهل‌بيت و محبت مؤمنين و اولياي خدا، يعني شاخه‌هايي که دارد، صحبت کنم. چون در دعا داريم که پيغمبر اسلام فرمود: «اللهم اني اسئلک حُبَّک» خدايا به من حبّ خودت را بده، «و حبَّ من يُحِبُّک» و محبت آنهايي که تو را دوست دارند. «و العمل الذي» يکي هم حُبّ آن عملي که مرا به محبت تو مي‌رساند. ظرفيت چهار برنامه طبيعتاً بيش از اين نخواهد بود که يک مقداري به اين بحث بپردازيم. امروز در مورد محبت و دوستي خدا شروع کنيم.
انسان يک موجودي است به طور طبيعي حبّ و بغض دارد. يک چيزهايي را دوست دارد و از يک چيزهايي هم بدش مي‌آيد. گاهي دليل خاصي هم ندارد. مثلاً شايد يک کسي از يک غذايي خوشش مي‌آيد و از يک غذايي بدش مي‌آيد. محبت و دوست داشتن عوامل و ريشه‌هايش متفاوت است. يک محبت به خاطر حبّ ذات است. من چون خودم را دوست دارم، خانه‌ام را هم دوست دارم چون درونش آرامش دارم. ماشينم را هم دوست دارم. حتي بچه‌ام را هم دوست دارم چون از خودم هست. منشأ اين محبت حبّ ذاتي است. جانم را دوست دارم. دستم را دوست دارم. بخاطر خودم است و اشکالي هم ندارد که انسان خودش را دوست داشته باشد. هرکسي اول خودش را دوست دارد و بعد باقي افراد را. گاهي منشأ حُب منفعت است. يعني انسان از يک چيزي سود و نفع مي‌برد و آن را دوست دارد. مثلاً يک شغلي دارد، يک کاري دارد، درآمدي برايش ايجاد مي‌کند، با آن درآمد زندگي‌اش مي‌چرخد. لذا مي‌گويد: من اين شغل را دوست دارم براي اينکه زندگي مرا مي‌چرخاند و به مايحتاج من کمک مي‌کند. همچنين عوامل ديگر، گاهي ممکن است منشأ حُب لذت باشد، اما بحث ما در اين مورد نيست. بحث ما در مورد منشأ آن حُبي است که فضيلت است و کمال است. يعني من يک چيزي را دوست دارم بخاطر فضيلت و کمال و بخاطر آن جايگاه رفيع و بلندي که دارد. من خدا را دوست دارم، چون خدا خالق من است، چون آرامش به من مي‌دهد. چون در زندگي من آثار مثبتي دارد. ممکن هم است انسان کسي را که دوست دارد، نبيند. مثلاً يک عالمي را دوست دارد، هيچوقت او را نبيند. يک کسي در يک منطقه‌اي در زمان امام صادق(ع) بود که خيلي آقا را دوست داشت. يا الآن ما خيلي به امام زمان (ع) علاقه داريم. اما اين محبت آثاري در زندگي ما دارد. ولو من نتوانم خدمت آن آقا برسم و اين محبت را ابراز کنم. به همين جهت هم در روايت داريم «هَلِ الدِّينُ إِلا الْحُبُ‏ وَ الْبُغْضُ‏» (تفسير فرات كوفي، ص 428) دين چيزي جز دوست داشتن و بغض نيست. بحث ما روي بغض نيست، که طبيعتاً شما از يک چيزهايي بدتان مي‌آيد، بخاطر همان عواملي که عرض کردم. يا به شما ضرر مي‌رساند. يا شما را رنجانده است. يا نقيصه است. فضل و کمال نيست. يا محبوبين شما را از شما گرفته است. شما بغض آل ابي سفيان داريد، بغل شمر و يزيد داريد، چون او محبوب شما امام حسين را به شهادت رسانده است. مکرر اين داستان را شنيده‌ايد.
شخصي خدمت پيغمبر آمد و سؤال کرد: قيامت چه وقت برپا مي‌شود؟ پيغمبر فرمودند: تو براي قيامت چه آماده کردي؟ گفت: هيچي، من يک آدم معمولي هستم. من کارهاي خير زيادي نکردم. ولي شما را خيلي دوست دارم. حضرت فرمودند: «الْمَرْءُ مَعَ‏ مَنْ أَحَب‏» (علل الشرايع/ج1/ص139) هرکسي با آن چيزي که دوست دارد، محشور مي‌شود. با اين مقدمه من خدمت بينندگان عزيز عرض کنم، خدا ما را دوست دارد. ما هم بايد خدا را دوست داشته باشيم. با اين دوستي خدا که خدا را حکيم مي‌دانيم، عالم مي‌دانيم. «السّلام‏، المؤمن‏، المهيمن، العزيز، الجبّار، الشافي، الوافي، الکافي» در دعاي جوشن مي‌خوانيم. ما خدايي را دوست داريم که منشأ همه فضايل و خوبي‌هاست. اين خوبي‌ها در دعاي جوشن کاملاً مشهود است. ستار العيوب هست. غفار الذنوب هست. ديروز يکي از دوستان مي‌گفت: آقاي رفيعي من خيلي وقت‌ها فکر مشغول است، اگر خدا ستار العيوب نبود، چه مي‌شد؟ سنگ روي سنگ بند نمي‌شد. من مي‌فهميدم اين ديروز چه کار کرد؟ اين چه کار کرد؟ واقعاً روابط از هم مي‌پاشيد. ستار العيوب بودن خدا چقدر مهم است. خدايي که مظهر جميل است. «يا من اظهر الجميل و ستر القبيح». ما وقتي مي‌گوييم: خدا را دوست داريم، اين محبت خدا را چگونه در زندگي‌مان ايجاد کنيم؟ جنابعالي بنده را دوست داريد. نه يک پيامک بزنيد، نه تماس بگيريد. نه دعوت کنيد، اين دوستي خشک و خالي است. فقط حرفش را مي‌زنيد. «لِمَ تَقُولُونَ ما لا تَفْعَلُونَ‏» (صف/2) من خيلي بچه‌ام را دوست دارم. مريض مي‌شود او را دکتر مي‌بري؟ ناراحت مي‌شود، ناراحت مي‌شوي؟ خوشحال مي‌شود، تحصيلش برايت اهميت دارد؟ اين خيلي روشن است. محبت بروز مي‌خواهد، محبت ظهور مي‌خواهد. ظرفي مي‌خواهد خودش را در آن نشان بدهد. با توجه به اين من ده مورد را يادداشت کردم، در دهه ذي الحجه هم هستيم. «تِلْكَ عَشَرَةٌ كامِلَة» (بقره/196) در اين دهه انشاءالله اين در ذهن بينندگان بماند. چنانچه بخواهيم اين محبت خدا در دل ما ايجاد شود، اين محبت بيايد و ايجاد شود و افزايش پيدا کند، بايد خرج کنيم. اين موارد را فهرست وار عرض کنم و توضيحاتي هم بدهم.


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه، مطالب ناب محرم
ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۳ ] [ 12:41 ] [ محمد باقر حصاری ]

موضوع: راه های ابراز مودت اهلبیت علیهم السلام

?گزیده سخنرانی حجت_الاسلام_رفیعی


?1- مودت اجتماعی
?از روش‌های بسیار مهم در راستای تقرب به اهل‌بیت(ع) و اعلان مودت به ساحت قدسی حضرات معصومین، مودت اجتماعی است.

?رسیدگی به امور شیعیان و پیروان اهل‌بیت(ع) از قبیل کمک به تهیه جهیزیه نوعروسان، رفع مشکلات مالی شیعیان، قبول ضمانت مالی پیروان، رسیدگی به فقرا، ایتام و… از جمله این نوع مودت است.

?امام صادق علیه‌السلام می‌فرماید کسی را به خاطر بدهکاری و قرض از منزل مسکونی‌اش بیرون نکنید؛ متأسفانه بانک‌ها به‌وفور این کار را انجام می‌دهند و می‌گویند بر اساس قوانین انجام داده‌اند و اگرچه این کار حرام نیست اما ازنظر اخلاق اسلامی کار درستی نیست.

?مودت و محبت نسبت به اهل‌بیت(ع) فقط برگزاری مجالس شادی و عزا نیست، بلکه باید مودت اجتماعی در حق شیعیان داشته باشیم.

?این‌گونه مسائل در سیره حضرات معصومین فراوان است و مورد تأکید واقع‌ شده است؛ بر اساس فرموده حضرت علی علیه‌السلام یکی از علامات اهل بهشت، بخشنده و کریم بودن انسان است.

?2- مودت مالی
?مودت مالی و اظهار محبت از طریق مال نسبت به اهل‌بیت(ع)، یکی دیگر از راه‌های تقرب و جبران اجر رسالت نبی گرامی اسلام است؛

?کسانیکه که حائز شرایط پرداخت وجوهات شرعیِ از قبیل خمس را دارا هستند باید در زمان غیبت امام معصوم به مجتهد جامع‌الشرایط پرداخت نمایند.

?کمک به ساخت‌وساز عتبات عالیات، پرداخت هزینه مراسمات عزاداری و جشن حضرات معصومین، کمک به هزینه اربعین و… همگی به‌گونه‌ای اعلان مودت مالی است.

?چراکه اولین هزینه ساخت‌وساز حرم امام علی علیه‌السلام توسط امام صادق علیه‌السلام پرداخت شد.

?در زمان حیات ائمه معصومین، همواره پیروان هدایایی را برای تأمین منابع مالی اهل‌بیت(ع) ارسال می‌نمودند و اهل‌بیت(ع) نیز تمام اموال را صرف فعالیت‌های اجتماعی و عام‌المنفعه برای شیعیان می‌کردند.

?3- برپایی مجالس ذکر فضایل ائمه معصومین علیهم السلام
?برپایی مجالس و احیای امر اهل‌بیت(ع) از طریق ذکر فضایل ائمه معصومین یکی دیگر از راه‌های ابراز مودت و محبت نسبت به حضرات معصومین است چراکه این‌گونه مجالس مورد تأکید واقع‌شده و ذکر نام اهل‌بیت(ع) در حقیقت ذکر خداوند است.

?4- زیارت و توسل
?برائت از دشمنان اهل‌بیت(ع) و مودت و محبت از طریق زیارت قبور و توسل به حضرات معصومین از دیگر راه‌های تقرب است که انسان نباید از آن‌ها غافل شود؛ در حقیقت زیارت قبور اهل‌بیت(ع) به‌نوعی سرمایه‌گذاری معنوی است.

?5- ذکر مصائب و اشک ریختن
?مودت و محبت عاطفی از طریق اشک ریختن و ذکر مصائب حضرات معصومین از روش‌های مهم است، چراکه گریه چشم در مصائب اهل‌بیت(ع) به‌نوعی نشان‌دهنده قلب سلیم است.

?باید بدانیم که جمود عین (خشکی چشم) نشانه قساوت قلب است و گریه بر مصائب اهل‌بیت(ع) آرامش و نشاط درونی به دنبال دارد برخلاف گریه بر مسائل دنیوی و مادی که افسردگی در پی دارد.

?حرم حضرت معصومه (س) - 97/11/16


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
[ شنبه بیستم آبان ۱۴۰۲ ] [ 19:29 ] [ محمد باقر حصاری ]


اشاره
قال الله تبارک و تعالی :

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا »؛ (1)

(یاد کن) زمانی که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود و توهم (با آزادکردنش از طوق بردگی) به او احسان کرده بودی، میگفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقة او] پنهان می داشتی که خدا آشکارکننده آن بود تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسرخوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد و برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسرخوانده از مردم می ترسیدی -و در

ص: 41

1- احزاب، 37.

حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی-، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد (و او را طلاق داد) وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند. مشقتی نباشد؛ و همواره فرمان خدا شدنی است.

مقدمه
زینب بنت جحش و زید بن حارثه در زندگی شان تفاهم نداشتند و مشکلاتی برایشان پیش آمد. زینب دو عیب بزرگ داشت: تکبرو بدزبانی.

پس از مدتی زید بن حارثه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: می خواهم زینب را طلاق بدهم. حضرت فرمود: تورا چه شده است؟ از او به تو چیزی رسیده است؟! زید گفت: نه ، به خدا سوگند یا رسول الله !جزنیکی از او ندیده ام؛ ليكن به سبب شرافت خود بر من بزرگی می کند و با زبانش مرا آزار می دهد. (1)

آثار منفی طلاق
اشاره

وظیفه اول هرکسی در جامعه، جلوگیری از طلاق است. طلاق عرش خدا را به لرزه در می آورد. (2) طلاق آثار منفی فراوانی دارد؛ برخی از این آثار عبارت اند از:

1. اثرفردی

اولین اثر منفی طلاق، مشکلات فردی است. یک مرد بی همسر می شود؛

ص: 42

1- بحار الانوار، ج 22، ص 177؛ تاریخ الخمیس، ج 1، ص 501؛ اسد الغابه، ج 5، ص 501.

2- وسائل الشیعه، ج 22، ص 9؛ مکارم الاخلاق، ص 197؛ عوالی اللئالی، ج 2، ص 139.

زن بی شوهر می شود؛ کودکان حداقل یکی از والدین را از دست می دهند و بی۔ سرپرست می شوند.

2. اثراجتماعی

دومین اثر منفی طلاق، مشکلات اجتماعی است. جامعه با افرادی مواجه می شود که قبلا همسرداشتند و اکنون بی همسر شده اند. این افراد مشکلات فراوانی دارند: مشکل مالی، مشکل عاطفی، مشکل نیاز جنسی و... جامعه نیز از این جهت لطمه می بیند.

3. اثرخانوادگی

سومین اثر منفی طلاق، مشکلات خانوادگی و فامیلی است. وقتی ازدواجی صورت می گیرد، پیوندهای مختلفی بین افراد دو خانواده پدید می آید: پدرزن، مادرزن، پدرشوهر، مادرشوهر، برادرزن، خواهرشوهرو... زمانی که زن و شوهر از هم جدا می شوند، این روابط نیز لطمه می خورد و از بین می رود.

طلاق، آثار منفی دیگری نیز دارد که فقط اشاره میکنم: مشکلات اقتصادی، مشکلات معنوی، مشکلات روانی، مشکلات عاطفی و...

اولین وظیفه کسانی که در مقوله طلاق فعالیت دارند مانند مشاوران و قاضیان این است که اجازه ندهند فورا طلاق جاری شود و زندگی ها از هم بپاشد. قرآن می فرماید:

«وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا »؛ (1)

ص: 43

1- نساء، 35.

و(شما ای حاکمان شرع و عقلا و بزرگان خانواده!) اگر از جدایی و ناسازگاری میان زن و شوهر بیم داشتید، پس داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن برای رفع اختلاف برانگیزید که اگر هردو داور قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان دو داور توافق و سازگاری ایجاد میکند (تا به صلاح زن و شوهر حکم کنند).

تلاش پیامبر صلی الله علیه و آله برای جلوگیری از طلاق

خداوند در آیه 37 سوره احزاب می فرماید:

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ »

(یاد کن) آن زمان را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود و توهم با آزادکردنش از طوق بردگی به او احسان کرده بودی، می گفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن .

خدا دو نعمت به زید بن حارثه داد: نعمت اسلام آوردن و نعمت برخورداری از محبت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند خواندگی او. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به زید نعمت بخشیده بود: او را آزاد کرد، برایش زن گرفت و مهریه همسرش را پرداخت.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زید فرمود: همسرت را نگه دار و از خدا بترس. دعوا و اختلاف نکنید.

البته پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علم الهی می دانست این زن و شوهر با هم نمی سازند و پایان داستان چگونه است؛ اما گاهی انسان چیزی را می داند ولی به زبان نمی۔ آورد.

ای کاش این فراز آیه تابلو شود و در دادگاه های خانواده و مراکز مشاوره نصب

کنند:

ص: 44

« أَمْسِکْ عَلَيْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ »؛

همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن .

همسرت را به خاطر خدا نگه دار و نگذار دختر مردم به خانه پدرش برگردد؛ نگذار فرزندانت بی سرپرست شوند.

در نهایت زید بن حارثه، زینب بنت جحش را طلاق داد.

داستان ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با زینب

«فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا » (1)

پس هنگامی که زید نیاز خود را از همسرش به پایان برد (و او را طلاق داد) وی را به همسری تودرآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان - زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند - مشقتی نباشد؛ و همواره فرمان خدا انجام شدنی است.

در دوران جاهلیت ، اگر کسی پسرخوانده ای داشت و او همسر خود را طلاق می داد، پدرخوانده حق نداشت با این زن ازدواج کند؛ چون پسرخوانده را مانند پسر واقعی می دانستند و بدین رو، همسر او را نیز عروس خانواده می شمردند.

اسلام، اعلام کرد که پسرخوانده با پسر واقعی تفاوت دارد؛ یعنی فرزندخواندگی، نسبت خویشاوندی شرعی نیست. پسرخوانده، نه به همسران و دختران پدرخوانده محرم می شود، نه از او ارث می برد و نه همسرش به پدرخوانده محرم است. عزیزانی که کودکی را به فرزندی می پذیرند باید به این مسائل توجه داشته باشند.

ص: 45

1- احزاب، 37.

ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با زینب بنت جحش که همسر سابق پسرخوانده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود، این رسم غلط را به صورت عملی از میان برداشت. (1)

زینب زندگی خوبی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشت. او زنی اهل دعا و حزن و اندوه به درگاه خدا و نیز بانویی سخاوت مند بود. او دو سال بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

عوامل مشترک تزلزل و فروپاشی خانواده
اشاره

انتشارات دار الحديث قم، کتابی به نام عوامل تحکیم خانواده چاپ کرده است. این کتاب شامل آیات و روایاتی است که عوامل استواری و استحکام بنیان خانواده یا فروپاشی و طلاق را برمی شمارد. با توجه به آیه 37 سوره احزاب ، در این جا به هشت مورد از عوامل تزلزل و فروپاشی خانواده از جمله: بی مهری و طلاق عاطفی اشاره می نمایم. این عوامل، موجب بی مهری و بی احساسی و حتى طلاق می شود.

1. بدخلقی

اشاره

اولین عامل فروپاشی خانواده، بدخلقی زن یا شوهر است.

حسین بن بشار به امام رضا علیه السلام نامه نوشت و پرسید: یکی از خویشاوندانم دختر مرا از من خواستگاری کرده اما اخلاق خاصی دارد. امام رضا علیه السلام فرمود:

«لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ »؛ (2)

اگر بداخلاق است به او دختر نده.

ص: 46

1- تفسیر نمونه، ج 17، ص 316.

2- الكافي، ج 5، ص 563؛ من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 409؛ مکارم الاخلاق، ص 203.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اول اخلاق داماد را ببینید، سپس دینش را، (1)سپس جمال و مال و ویژگی های دیگرش را.

هنگامی که حضرت علی علیه السلام زهرای مرضیه علیها السلام را به عقد خود درآوردند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سفارش هایی به او فرمود؛ از جمله:

«یا عَلیُّ أحسِن خُلقَکَ مَعَ أهلِکَ وَجِیرانِکَ وَمَن تُعاشِرُ وَتُصاحِبُ مِنَ النّاسِ تُکتَب عِندَ اللّهِ فی الدَّرَجاتِ العُلی »؛ (2)

ای علی! با خانواده و همسایه ها و همه کسانی که با آنها معاشرت و مصاحبت داری، خوش خلق باش تا در پیشگاه خدا در درجات والا نوشته شوی.

آقا! اگر پول نداری، اخلاق که می توانی داشته باشی؛ اگر قسطت عقب افتاده، لبخند که می توانی بزنی.

شیوه برخورد علما با همسرانشان

همسر آیت الله العظمی مرعشی رحمة الله علیه تعریف می کرد: من شصت سال با آیت ۔ الله مرعشی زندگی کردم. ایشان هرگز به من امرونهی نکرد، هرگز با من تندی نکرد. اگر آب می خواست، یا خودش ظرف آب را بر می داشت یا می فرمود: اگر کسی به ما آب می داد خوب بود! نمیگفت: شما به من آب بده.

همسر امام خمینی رحمة الهه علیه نیز می گفت: هرگز پیش نیامد که امام با من تندی

ص: 47

1- «قال رسول الله صلی الله علیه و آله إذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ ودِینَهُ فَزَوِّجُوهُ "إِلاّ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی اَلْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبِیرٌ ؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه کسی نزدتان به خواستگاری آمد که اخلاق و دین مداری اش را می پسندید، به او دختر دهید. اگر این کاررا نکنید، فتنه و فسادی بزرگ در زمین خواهد شد. (الکافی،ج 5، ص 347؛ التهذیب، ج 7، ص 395؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 76).

2- تحف العقول، ص 14؛ بحارالانوار، ج 74، ص 67.

کند یا دستوری به من بدهد.

همسر آیت الله العظمی بهجت رحمة الله نیز می گفت: گاهی مسئله ای پیش می آمد که باعث ناراحتی و کدورت بین ما می شد. آیت الله بهجت می فرمود: حالا غذا بخوریم، بعد درباره اش صحبت می کنیم. و در همین فاصله غذاخوردن ناراحتی مان برطرف می شد و اصلا دعوا را فراموش می کردیم!

فرزند آیت الله بهجت رحمة الله نیز می گفت: پدر من حافظه ای قوی داشت. گاهی مطلبی از شصت هفتاد سال قبل نقل می کرد، اما هیچ وقت بدخلقی یا اختلافی که با مادرمان داشت در ذهنش نگه نمی داشت. ناراحتی ها را نادیده می گرفت.

همسر شهید مطهری رحمة الله می گفت: به اتفاق یکی از دوستانم، از اصفهان راه افتادیم و نیمه شب به تهران رسیدیم. وقتی به خانه رسیدیم، می خواستم در را با کلید باز کنم که ناگهان در باز شد. دیدم آقای مطهری منتظر ما بود و در را به - رویمان باز کرد. چایی هم دم کرده بود. گفتم: چرا نخوابیدید؟گفت: می دانستم شما دیروقت از راه می رسید؛ به همین خاطر بیدار ماندم تا از شما استقبال کنم.

خانمی که با من آمده بود وقتی این رفتار را دید گفت: عجب! تا به حال مردی را ندیدم که تا این حد نسبت به خانواده اش احترام بگذارد و تکریم کند.

آری، هم شوهر باید در خانه خوش اخلاق باشد، هم همسر.

2. ملامت وسرزنش

اشاره

دومین عامل فروپاشی خانواده، روحيه ملامت و سرزنشگری زوج هاست.

گاهی سرزنش با توهین و تحقیر نیز همراه می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

ص: 48

« و مَنِ استَخَفّ بِأَهلِهِ خَسِرَ طیبَ عِیشِهِ»؛ (1)

هرکس خانواده اش را خوار بشمارد خوشی زندگی اش را از دست می دهد.

مثلا: شوهر، همسرش را سرزنش می کند که برادرت معتاد است، پدرت فقیر است، خواهرت طلاق گرفته و... پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

« وَ مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَهُ »؛ (2)

کسی که از مؤمنی خرده بگیرد (که چرا فلان کار را انجام داد) از دنیا نخواهد رفت مگر اینکه خودش نیز همان کار را مرتکب شود.

وامام صادق علیه السلام فرمود:

« مَنْ أنَّبَ مُؤْمِناً أنَّبَهُ اللهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ (3)

هرکس مؤمنی را سرزنش کند خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش می کند.

یکی از ویژگی های الهی، گذشت از خطا و به رخ نکشیدن آن است.

نكته اخلاقی

انسان نباید گذشته اش را فراموش کند. برخی آقایان با خانم ها گذشته خود را فراموش می کنند که چه اشتباهاتی مرتکب شده بودند؛ اما گذشته همسرشان را فراموش نمی کنند و با یادآوری آن، موجب تحقیر و سرزنش او می شوند.

شهید رجایی میگفت: روزی که همسرم با من ازدواج کرد، آن روز که من

ص: 49

1- المواعظ العددیه، ص 255.

2- المؤمن، ص 66، الکافی، ج 2، ص 356؛ تحف العقول، ص 47.

3- الکافی، ج 2، ص 356؛ الوافی، ج 5، ص 973؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 277.

رئیس جمهور نبودم؛ آدمی معمولی بودم که در جنوب شهر تهران کاسه و بشقاب می فروختم. حالا که رئیس جمهور شده ام، باید کاسه و بشقاب فروشی ام را فراموش کنم ؟!

سلطان ایاز گه گاه به اتاقی می رفت و در را می بست. به او مشکوک شدند و زیر نظرش گرفتند. دیدند وقتی در اتاقش خلوت می کند از صندوق چه ای لباس چوپانی بیرون می آورد و می پوشد. او این کار را انجام می داد تا یادش باشد که پیش از پادشاهی، چوپان گوسفندها بود. (1)

برخی افراد وقتی بعد از ازدواج به جایی می رسند رئیس می شوند، مسئول می شوند، پول دار می شوند. گذشته خود را فراموش می کنند، خدمات همسر را فراموش می کنند.

3. عدم رعایت حقوق متقابل

سومین عامل تزلزل خانواده عدم رعایت حقوق متقابل است. اصولا یکی از گرفتاری های ما عدم رعایت حقوق است. رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«إنَّ مِن شِرارِ رِجالِکُم البَهّاتَ الجَرِیءَ الفَحّاشَ ، الآکِلَ وَحدَهُ ، وَالمانِعَ رِفدَهُ ، وَالضّارِبَ عَبدَهُ ، وَالمُلجِئَ عِیالَهُ إلی غَیرِهِ»؛ (2)

از بدترین مردان شما کسی است که بهتان می زند، گستاخ است، ناسزا میگوید، تنها غذا می خورد، مانع میهمان است ، برده اش را کتک می زند

و به گونه ای رفتار می کند که عیالش به دیگران پناه ببرند.

همسران در همه زمینه ها وظایف متقابل فراوانی دارند. یکی از آن زمینه ها،

ص: 50

1- مثنوی معنوی، حکایت سوم.

2- الکافی، ج 2، ص 292؛ الوافی، ج 5، ص 841؛ بحار الانوار، ج 69، ص 115.

امور جنسی و عاطفی است. زن و شوهر باید نیازهای جنسی و عاطفی یکدیگر را برآورده کنند. اسلام به ویژه مردها را سفارش کرده است که نیازهای جنسی همسر خود را نادیده نگیرند.

هنگامی که عاصم بن زیاد زن و زندگی را کنار گذاشت و مشغول عبادت شد، امیرالمؤمنین علیه السلام او را توبیخ کرد و فرمود: آیا از خانواده ات خجالت نکشیدی؟ آیا به فرزندانت رحم نکردی؟ (1)

زنی به نام حولاء پیش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: شوهرم به من توجه نمی۔ کند. حضرت فرمود: اگر شوهرت بداند با توجه نمودن به تو چه پاداشی دارد. حولاء پرسید: چه پاداشی دارد؟ فرمود: هرگاه به سوی تو بیاید دو فرشته او را در میان می گیرند و او مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده . هرگاه با تو آمیزش کند گناهانش فرومی ریزد و هرگاه غسل کند از گناهان جدا شود. (2)

عثمان بن مظعون شبانه روز مشغول عبادت شده، به همسرش بی توجه بود؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شدت با او برخورد کرد. (3)

4. غيرت بی جا

چهارمین عامل تزلزل خانواده، غیرت بی جا و بدگمانی است. مرد نباید بی۔ غیرت باشد، اما غیرت بی جا هم درست نیست. امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمود:

ص: 51

1- الكافی، ج 1، ص 410، الوافی، ج 3، ص 657؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 112.

2- الکافی، ج 5، ص 496؛ الوافی، ج 22، ص 705؛ بحارالانوار، ج 22، ص 124.

3- الکافی، ج 5، ص 494؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 107؛ بحار الانوار، ج 22، ص 264.

«وَإِيَّاكَ وَالتَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَةٍ»؛ (1)

بپرهیز از غیرت ورزی در جایی که جای غیرت نیست.

مرد نباید مانع شود که همسرش در آن چارچوبی که دین اجازه میدهد با

مردان فامیل سلام وعلیک کند. حضرت زهرا علیها السلام با سلمان (2)ومحمود بن لبيد (3) و دیگران گفت وگو می کرد.

5. تنوع طلبي شوهر

تنوع طلبی، پنجمین عامل فروپاشی خانواده است. امام باقر علیه السلام فرمود:

«إنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ یُبغِضُ کُلَّ مِطلاقٍ ذَوّاقٍ»؛ (4)

خداوند دشمن است با هر کسی که بسیار طلاق دهنده و چشنده است. چشنده یا «ذواق»، کسی است که می خواهد مزه هر چیزی را بچشد. منظور از چشنده در این جا مردی است که زود به زود زن خود را عوض می کند؛ گویا می خواهد طعم زنان مختلف را بچشد.

آن هایی که زود زن طلاق می دهند و تنوع طلبند و دلشان می خواهد همسران متعدد در زندگی شان باشد، خدا از این آدم ها بیزار است. اسلام به مرد اجازه داده است با چند زن زندگی کند، اما تنوع طلبی و طلاق دهنده بودن رانکوهش می کند.

ص: 52

1- الکافی، ج 5، ص 537؛ تحف العقول، ص 87؛ نهج البلاغه، ص 405.

2- بحار الانوار، ج 43، ص 73؛ عوالم العلوم والمعارف، ج 11، ص 206.

3- بحار الانوار، ج 36، ص 352؛ كفاية الاثر، ص 198؛ عوالم العلوم، ج 11، ص 783.

4- الکافی، ج 6، ص 55، الوافی، ج 23، ص 996؛ وسائل الشیعه، ج 22، ص 8.

6. ژولیدگی

ششمین عامل تزلزل زندگی زناشویی این است که زن و شوهر به وضع ظاهری خود رسیدگی نکنند. همان طور که زن خودش را به دلخواه شوهر آرایش میکند و لباس خوب می پوشد، مرد نیز وظیفه دارد طبق خواسته همسرش رفتار کند و خود را بیاراید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

« یَجِبُ عَلَی الرَّجُلِ لِامرَأَتِهِ ما یَجِبُ لَهُ عَلَیها؛أن یَتَزَیَّنَ لَها کَما تَتَزَیَّنُ لَهُ فی غَیرِ مَأثَمٍ »؛ (1)

همان حقوقی که لازم است مرد در رابطه با همسر خود رعایت کند، برزن نیز لازم است. این که شوهر، خود را برای همسر خویش آراسته کند؛ همان گونه که زن، خود را در غیر گناه برای همسر خویش آراسته می کند. امام باقر علیه السلام محاسنش را رنگ می کرد و لباس رنگی میپوشید. (2) این کارها نه فقط منعی ندارد، بلکه پسندیده است.

تزلزل و فروپاشی خانواده، عوامل دیگری نیز دارد: بخل، لجاجت، خیانت و...

* * * * *

ص: 53

1- الفردوس، ج 5

اشاره
قال الله تبارک و تعالی :

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ وَتُخْفِي فِي نَفْسِكَ مَا اللَّهُ مُبْدِيهِ وَتَخْشَى النَّاسَ وَاللَّهُ أَحَقُّ أَنْ تَخْشَاهُ فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا »؛ (1)

(یاد کن) زمانی که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود و توهم (با آزادکردنش از طوق بردگی) به او احسان کرده بودی، میگفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن. و تو در باطن خود چیزی را [چون فرمان خدا به ازدواج با مطلقة او] پنهان می داشتی که خدا آشکارکننده آن بود تا برای مردم در ازدواج مطلقه پسرخوانده هایشان ممنوعیت و مشکلی نباشد و برای بیان فرمان خدا نسبت به مشروعیت ازدواج مطلقه پسرخوانده از مردم می ترسیدی -و در

ص: 41

1- احزاب، 37.

حالی که خدا سزاوارتر بود که از او بترسی-، پس هنگامی که «زید» نیاز خود را از همسرش به پایان برد (و او را طلاق داد) وی را به همسری تو درآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند. مشقتی نباشد؛ و همواره فرمان خدا شدنی است.

مقدمه
زینب بنت جحش و زید بن حارثه در زندگی شان تفاهم نداشتند و مشکلاتی برایشان پیش آمد. زینب دو عیب بزرگ داشت: تکبرو بدزبانی.

پس از مدتی زید بن حارثه نزد رسول خدا صلی الله علیه و آله آمد و عرض کرد: می خواهم زینب را طلاق بدهم. حضرت فرمود: تورا چه شده است؟ از او به تو چیزی رسیده است؟! زید گفت: نه ، به خدا سوگند یا رسول الله !جزنیکی از او ندیده ام؛ ليكن به سبب شرافت خود بر من بزرگی می کند و با زبانش مرا آزار می دهد. (1)

آثار منفی طلاق
اشاره

وظیفه اول هرکسی در جامعه، جلوگیری از طلاق است. طلاق عرش خدا را به لرزه در می آورد. (2) طلاق آثار منفی فراوانی دارد؛ برخی از این آثار عبارت اند از:

1. اثرفردی

اولین اثر منفی طلاق، مشکلات فردی است. یک مرد بی همسر می شود؛

ص: 42

1- بحار الانوار، ج 22، ص 177؛ تاریخ الخمیس، ج 1، ص 501؛ اسد الغابه، ج 5، ص 501.

2- وسائل الشیعه، ج 22، ص 9؛ مکارم الاخلاق، ص 197؛ عوالی اللئالی، ج 2، ص 139.

زن بی شوهر می شود؛ کودکان حداقل یکی از والدین را از دست می دهند و بی۔ سرپرست می شوند.

2. اثراجتماعی

دومین اثر منفی طلاق، مشکلات اجتماعی است. جامعه با افرادی مواجه می شود که قبلا همسرداشتند و اکنون بی همسر شده اند. این افراد مشکلات فراوانی دارند: مشکل مالی، مشکل عاطفی، مشکل نیاز جنسی و... جامعه نیز از این جهت لطمه می بیند.

3. اثرخانوادگی

سومین اثر منفی طلاق، مشکلات خانوادگی و فامیلی است. وقتی ازدواجی صورت می گیرد، پیوندهای مختلفی بین افراد دو خانواده پدید می آید: پدرزن، مادرزن، پدرشوهر، مادرشوهر، برادرزن، خواهرشوهرو... زمانی که زن و شوهر از هم جدا می شوند، این روابط نیز لطمه می خورد و از بین می رود.

طلاق، آثار منفی دیگری نیز دارد که فقط اشاره میکنم: مشکلات اقتصادی، مشکلات معنوی، مشکلات روانی، مشکلات عاطفی و...

اولین وظیفه کسانی که در مقوله طلاق فعالیت دارند مانند مشاوران و قاضیان این است که اجازه ندهند فورا طلاق جاری شود و زندگی ها از هم بپاشد. قرآن می فرماید:

«وَإِنْ خِفْتُمْ شِقَاقَ بَيْنِهِمَا فَابْعَثُوا حَكَمًا مِنْ أَهْلِهِ وَحَكَمًا مِنْ أَهْلِهَا إِنْ يُرِيدَا إِصْلَاحًا »؛ (1)

ص: 43

1- نساء، 35.

و(شما ای حاکمان شرع و عقلا و بزرگان خانواده!) اگر از جدایی و ناسازگاری میان زن و شوهر بیم داشتید، پس داوری از خانواده مرد و داوری از خانواده زن برای رفع اختلاف برانگیزید که اگر هردو داور قصد اصلاح داشته باشند، خدا میان دو داور توافق و سازگاری ایجاد میکند (تا به صلاح زن و شوهر حکم کنند).

تلاش پیامبر صلی الله علیه و آله برای جلوگیری از طلاق

خداوند در آیه 37 سوره احزاب می فرماید:

«وَإِذْ تَقُولُ لِلَّذِي أَنْعَمَ اللَّهُ عَلَيْهِ وَأَنْعَمْتَ عَلَيْهِ أَمْسِكْ عَلَيْكَ زَوْجَكَ وَاتَّقِ اللَّهَ »

(یاد کن) آن زمان را که به آن شخص که خدا به او نعمت [اسلام] بخشیده بود و توهم با آزادکردنش از طوق بردگی به او احسان کرده بودی، می گفتی: همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن .

خدا دو نعمت به زید بن حارثه داد: نعمت اسلام آوردن و نعمت برخورداری از محبت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم و فرزند خواندگی او. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم هم به زید نعمت بخشیده بود: او را آزاد کرد، برایش زن گرفت و مهریه همسرش را پرداخت.

رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم به زید فرمود: همسرت را نگه دار و از خدا بترس. دعوا و اختلاف نکنید.

البته پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم به علم الهی می دانست این زن و شوهر با هم نمی سازند و پایان داستان چگونه است؛ اما گاهی انسان چیزی را می داند ولی به زبان نمی۔ آورد.

ای کاش این فراز آیه تابلو شود و در دادگاه های خانواده و مراکز مشاوره نصب

کنند:

ص: 44

« أَمْسِکْ عَلَيْکَ زَوْجَکَ وَ اتَّقِ اللَّهَ »؛

همسرت را برای خود نگه دار و از خدا پروا کن .

همسرت را به خاطر خدا نگه دار و نگذار دختر مردم به خانه پدرش برگردد؛ نگذار فرزندانت بی سرپرست شوند.

در نهایت زید بن حارثه، زینب بنت جحش را طلاق داد.

داستان ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله با زینب

«فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا » (1)

پس هنگامی که زید نیاز خود را از همسرش به پایان برد (و او را طلاق داد) وی را به همسری تودرآوردیم تا برای مؤمنان نسبت به ازدواج با همسران پسرخوانده هایشان - زمانی که نیازشان را از آنان به پایان برده باشند - مشقتی نباشد؛ و همواره فرمان خدا انجام شدنی است.

در دوران جاهلیت ، اگر کسی پسرخوانده ای داشت و او همسر خود را طلاق می داد، پدرخوانده حق نداشت با این زن ازدواج کند؛ چون پسرخوانده را مانند پسر واقعی می دانستند و بدین رو، همسر او را نیز عروس خانواده می شمردند.

اسلام، اعلام کرد که پسرخوانده با پسر واقعی تفاوت دارد؛ یعنی فرزندخواندگی، نسبت خویشاوندی شرعی نیست. پسرخوانده، نه به همسران و دختران پدرخوانده محرم می شود، نه از او ارث می برد و نه همسرش به پدرخوانده محرم است. عزیزانی که کودکی را به فرزندی می پذیرند باید به این مسائل توجه داشته باشند.

ص: 45

1- احزاب، 37.

ازدواج پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم با زینب بنت جحش که همسر سابق پسرخوانده پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم بود، این رسم غلط را به صورت عملی از میان برداشت. (1)

زینب زندگی خوبی با پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم داشت. او زنی اهل دعا و حزن و اندوه به درگاه خدا و نیز بانویی سخاوت مند بود. او دو سال بعد از رحلت پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم از دنیا رفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

عوامل مشترک تزلزل و فروپاشی خانواده
اشاره

انتشارات دار الحديث قم، کتابی به نام عوامل تحکیم خانواده چاپ کرده است. این کتاب شامل آیات و روایاتی است که عوامل استواری و استحکام بنیان خانواده یا فروپاشی و طلاق را برمی شمارد. با توجه به آیه 37 سوره احزاب ، در این جا به هشت مورد از عوامل تزلزل و فروپاشی خانواده از جمله: بی مهری و طلاق عاطفی اشاره می نمایم. این عوامل، موجب بی مهری و بی احساسی و حتى طلاق می شود.

1. بدخلقی

اشاره

اولین عامل فروپاشی خانواده، بدخلقی زن یا شوهر است.

حسین بن بشار به امام رضا علیه السلام نامه نوشت و پرسید: یکی از خویشاوندانم دختر مرا از من خواستگاری کرده اما اخلاق خاصی دارد. امام رضا علیه السلام فرمود:

«لَا تُزَوِّجْهُ إِنْ كَانَ سَيِّئَ الْخُلُقِ »؛ (2)

اگر بداخلاق است به او دختر نده.

ص: 46

1- تفسیر نمونه، ج 17، ص 316.

2- الكافي، ج 5، ص 563؛ من لا يحضره الفقیه، ج 3، ص 409؛ مکارم الاخلاق، ص 203.

پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود: اول اخلاق داماد را ببینید، سپس دینش را، (1)سپس جمال و مال و ویژگی های دیگرش را.

هنگامی که حضرت علی علیه السلام زهرای مرضیه علیها السلام را به عقد خود درآوردند پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم سفارش هایی به او فرمود؛ از جمله:

«یا عَلیُّ أحسِن خُلقَکَ مَعَ أهلِکَ وَجِیرانِکَ وَمَن تُعاشِرُ وَتُصاحِبُ مِنَ النّاسِ تُکتَب عِندَ اللّهِ فی الدَّرَجاتِ العُلی »؛ (2)

ای علی! با خانواده و همسایه ها و همه کسانی که با آنها معاشرت و مصاحبت داری، خوش خلق باش تا در پیشگاه خدا در درجات والا نوشته شوی.

آقا! اگر پول نداری، اخلاق که می توانی داشته باشی؛ اگر قسطت عقب افتاده، لبخند که می توانی بزنی.

شیوه برخورد علما با همسرانشان

همسر آیت الله العظمی مرعشی رحمة الله علیه تعریف می کرد: من شصت سال با آیت ۔ الله مرعشی زندگی کردم. ایشان هرگز به من امرونهی نکرد، هرگز با من تندی نکرد. اگر آب می خواست، یا خودش ظرف آب را بر می داشت یا می فرمود: اگر کسی به ما آب می داد خوب بود! نمیگفت: شما به من آب بده.

همسر امام خمینی رحمة الهه علیه نیز می گفت: هرگز پیش نیامد که امام با من تندی

ص: 47

1- «قال رسول الله صلی الله علیه و آله إذا جاءَکُم مَن تَرضَونَ خُلُقَهُ ودِینَهُ فَزَوِّجُوهُ "إِلاّ تَفْعَلُوهُ تَکُنْ فِتْنَهٌ فِی اَلْأَرْضِ وَ فَسادٌ کَبِیرٌ ؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود: هرگاه کسی نزدتان به خواستگاری آمد که اخلاق و دین مداری اش را می پسندید، به او دختر دهید. اگر این کاررا نکنید، فتنه و فسادی بزرگ در زمین خواهد شد. (الکافی،ج 5، ص 347؛ التهذیب، ج 7، ص 395؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 76).

2- تحف العقول، ص 14؛ بحارالانوار، ج 74، ص 67.

کند یا دستوری به من بدهد.

همسر آیت الله العظمی بهجت رحمة الله نیز می گفت: گاهی مسئله ای پیش می آمد که باعث ناراحتی و کدورت بین ما می شد. آیت الله بهجت می فرمود: حالا غذا بخوریم، بعد درباره اش صحبت می کنیم. و در همین فاصله غذاخوردن ناراحتی مان برطرف می شد و اصلا دعوا را فراموش می کردیم!

فرزند آیت الله بهجت رحمة الله نیز می گفت: پدر من حافظه ای قوی داشت. گاهی مطلبی از شصت هفتاد سال قبل نقل می کرد، اما هیچ وقت بدخلقی یا اختلافی که با مادرمان داشت در ذهنش نگه نمی داشت. ناراحتی ها را نادیده می گرفت.

همسر شهید مطهری رحمة الله می گفت: به اتفاق یکی از دوستانم، از اصفهان راه افتادیم و نیمه شب به تهران رسیدیم. وقتی به خانه رسیدیم، می خواستم در را با کلید باز کنم که ناگهان در باز شد. دیدم آقای مطهری منتظر ما بود و در را به - رویمان باز کرد. چایی هم دم کرده بود. گفتم: چرا نخوابیدید؟گفت: می دانستم شما دیروقت از راه می رسید؛ به همین خاطر بیدار ماندم تا از شما استقبال کنم.

خانمی که با من آمده بود وقتی این رفتار را دید گفت: عجب! تا به حال مردی را ندیدم که تا این حد نسبت به خانواده اش احترام بگذارد و تکریم کند.

آری، هم شوهر باید در خانه خوش اخلاق باشد، هم همسر.

2. ملامت وسرزنش

اشاره

دومین عامل فروپاشی خانواده، روحيه ملامت و سرزنشگری زوج هاست.

گاهی سرزنش با توهین و تحقیر نیز همراه می شود. پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

ص: 48

« و مَنِ استَخَفّ بِأَهلِهِ خَسِرَ طیبَ عِیشِهِ»؛ (1)

هرکس خانواده اش را خوار بشمارد خوشی زندگی اش را از دست می دهد.

مثلا: شوهر، همسرش را سرزنش می کند که برادرت معتاد است، پدرت فقیر است، خواهرت طلاق گرفته و... پیامبر خدا صلی الله علیه و آله فرمود:

« وَ مَنْ عَيَّرَ مُؤْمِناً بِشَيْءٍ لَمْ يَمُتْ حَتَّى يَرْكَبَهُ »؛ (2)

کسی که از مؤمنی خرده بگیرد (که چرا فلان کار را انجام داد) از دنیا نخواهد رفت مگر اینکه خودش نیز همان کار را مرتکب شود.

وامام صادق علیه السلام فرمود:

« مَنْ أنَّبَ مُؤْمِناً أنَّبَهُ اللهُ فِی الدُّنْیَا وَ الْآخِرَةِ»؛ (3)

هرکس مؤمنی را سرزنش کند خداوند او را در دنیا و آخرت سرزنش می کند.

یکی از ویژگی های الهی، گذشت از خطا و به رخ نکشیدن آن است.

نكته اخلاقی

انسان نباید گذشته اش را فراموش کند. برخی آقایان با خانم ها گذشته خود را فراموش می کنند که چه اشتباهاتی مرتکب شده بودند؛ اما گذشته همسرشان را فراموش نمی کنند و با یادآوری آن، موجب تحقیر و سرزنش او می شوند.

شهید رجایی میگفت: روزی که همسرم با من ازدواج کرد، آن روز که من

ص: 49

1- المواعظ العددیه، ص 255.

2- المؤمن، ص 66، الکافی، ج 2، ص 356؛ تحف العقول، ص 47.

3- الکافی، ج 2، ص 356؛ الوافی، ج 5، ص 973؛ وسائل الشیعه، ج 12، ص 277.

رئیس جمهور نبودم؛ آدمی معمولی بودم که در جنوب شهر تهران کاسه و بشقاب می فروختم. حالا که رئیس جمهور شده ام، باید کاسه و بشقاب فروشی ام را فراموش کنم ؟!

سلطان ایاز گه گاه به اتاقی می رفت و در را می بست. به او مشکوک شدند و زیر نظرش گرفتند. دیدند وقتی در اتاقش خلوت می کند از صندوق چه ای لباس چوپانی بیرون می آورد و می پوشد. او این کار را انجام می داد تا یادش باشد که پیش از پادشاهی، چوپان گوسفندها بود. (1)

برخی افراد وقتی بعد از ازدواج به جایی می رسند رئیس می شوند، مسئول می شوند، پول دار می شوند. گذشته خود را فراموش می کنند، خدمات همسر را فراموش می کنند.

3. عدم رعایت حقوق متقابل

سومین عامل تزلزل خانواده عدم رعایت حقوق متقابل است. اصولا یکی از گرفتاری های ما عدم رعایت حقوق است. رسول خدا حضرت محمد صلی الله علیه و آله و سلم فرمود:

«إنَّ مِن شِرارِ رِجالِکُم البَهّاتَ الجَرِیءَ الفَحّاشَ ، الآکِلَ وَحدَهُ ، وَالمانِعَ رِفدَهُ ، وَالضّارِبَ عَبدَهُ ، وَالمُلجِئَ عِیالَهُ إلی غَیرِهِ»؛ (2)

از بدترین مردان شما کسی است که بهتان می زند، گستاخ است، ناسزا میگوید، تنها غذا می خورد، مانع میهمان است ، برده اش را کتک می زند

و به گونه ای رفتار می کند که عیالش به دیگران پناه ببرند.

همسران در همه زمینه ها وظایف متقابل فراوانی دارند. یکی از آن زمینه ها،

ص: 50

1- مثنوی معنوی، حکایت سوم.

2- الکافی، ج 2، ص 292؛ الوافی، ج 5، ص 841؛ بحار الانوار، ج 69، ص 115.

امور جنسی و عاطفی است. زن و شوهر باید نیازهای جنسی و عاطفی یکدیگر را برآورده کنند. اسلام به ویژه مردها را سفارش کرده است که نیازهای جنسی همسر خود را نادیده نگیرند.

هنگامی که عاصم بن زیاد زن و زندگی را کنار گذاشت و مشغول عبادت شد، امیرالمؤمنین علیه السلام او را توبیخ کرد و فرمود: آیا از خانواده ات خجالت نکشیدی؟ آیا به فرزندانت رحم نکردی؟ (1)

زنی به نام حولاء پیش پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم آمد و گفت: شوهرم به من توجه نمی۔ کند. حضرت فرمود: اگر شوهرت بداند با توجه نمودن به تو چه پاداشی دارد. حولاء پرسید: چه پاداشی دارد؟ فرمود: هرگاه به سوی تو بیاید دو فرشته او را در میان می گیرند و او مانند کسی است که در راه خدا شمشیر کشیده . هرگاه با تو آمیزش کند گناهانش فرومی ریزد و هرگاه غسل کند از گناهان جدا شود. (2)

عثمان بن مظعون شبانه روز مشغول عبادت شده، به همسرش بی توجه بود؛ پیامبر خدا صلی الله علیه و آله و سلم به شدت با او برخورد کرد. (3)

4. غيرت بی جا

چهارمین عامل تزلزل خانواده، غیرت بی جا و بدگمانی است. مرد نباید بی۔ غیرت باشد، اما غیرت بی جا هم درست نیست. امیرالمؤمنین علیه السلام به امام حسن علیه السلام فرمود:

ص: 51

1- الكافی، ج 1، ص 410، الوافی، ج 3، ص 657؛ وسائل الشیعه، ج 5، ص 112.

2- الکافی، ج 5، ص 496؛ الوافی، ج 22، ص 705؛ بحارالانوار، ج 22، ص 124.

3- الکافی، ج 5، ص 494؛ وسائل الشیعه، ج 20، ص 107؛ بحار الانوار، ج 22، ص 264.

«وَإِيَّاكَ وَالتَّغَايُرَ فِي غَيْرِ مَوْضِعِ غَيْرَةٍ»؛ (1)

بپرهیز از غیرت ورزی در جایی که جای غیرت نیست.

مرد نباید مانع شود که همسرش در آن چارچوبی که دین اجازه میدهد با

مردان فامیل سلام وعلیک کند. حضرت زهرا علیها السلام با سلمان (2)ومحمود بن لبيد (3) و دیگران گفت وگو می کرد.

5. تنوع طلبي شوهر

تنوع طلبی، پنجمین عامل فروپاشی خانواده است. امام باقر علیه السلام فرمود:

«إنّ اللَّهَ عَزَّوجلَّ یُبغِضُ کُلَّ مِطلاقٍ ذَوّاقٍ»؛ (4)

خداوند دشمن است با هر کسی که بسیار طلاق دهنده و چشنده است. چشنده یا «ذواق»، کسی است که می خواهد مزه هر چیزی را بچشد. منظور از چشنده در این جا مردی است که زود به زود زن خود را عوض می کند؛ گویا می خواهد طعم زنان مختلف را بچشد.

آن هایی که زود زن طلاق می دهند و تنوع طلبند و دلشان می خواهد همسران متعدد در زندگی شان باشد، خدا از این آدم ها بیزار است. اسلام به مرد اجازه داده است با چند زن زندگی کند، اما تنوع طلبی و طلاق دهنده بودن رانکوهش می کند.

ص: 52

1- الکافی، ج 5، ص 537؛ تحف العقول، ص 87؛ نهج البلاغه، ص 405.

2- بحار الانوار، ج 43، ص 73؛ عوالم العلوم والمعارف، ج 11، ص 206.

3- بحار الانوار، ج 36، ص 352؛ كفاية الاثر، ص 198؛ عوالم العلوم، ج 11، ص 783.

4- الکافی، ج 6، ص 55، الوافی، ج 23، ص 996؛ وسائل الشیعه، ج 22، ص 8.

6. ژولیدگی

ششمین عامل تزلزل زندگی زناشویی این است که زن و شوهر به وضع ظاهری خود رسیدگی نکنند. همان طور که زن خودش را به دلخواه شوهر آرایش میکند و لباس خوب می پوشد، مرد نیز وظیفه دارد طبق خواسته همسرش رفتار کند و خود را بیاراید. پیامبر صلی الله علیه و آله فرمود:

« یَجِبُ عَلَی الرَّجُلِ لِامرَأَتِهِ ما یَجِبُ لَهُ عَلَیها؛أن یَتَزَیَّنَ لَها کَما تَتَزَیَّنُ لَهُ فی غَیرِ مَأثَمٍ »؛ (1)

همان حقوقی که لازم است مرد در رابطه با همسر خود رعایت کند، برزن نیز لازم است. این که شوهر، خود را برای همسر خویش آراسته کند؛ همان گونه که زن، خود را در غیر گناه برای همسر خویش آراسته می کند. امام باقر علیه السلام محاسنش را رنگ می کرد و لباس رنگی میپوشید. (2) این کارها نه فقط منعی ندارد، بلکه پسندیده است.

تزلزل و فروپاشی خانواده، عوامل دیگری نیز دارد: بخل، لجاجت، خیانت و...

* * * * *

ص: 53

1- الفردوس، ج 5، ص 521، ح 8953.

2- بحار الانوار، ج 72، ص 100.

ص: 54

، ص 521، ح 8953.

2- بحار الانوار، ج 72، ص 100.

ص: 54


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
[ شنبه بیست و دوم مهر ۱۴۰۲ ] [ 21:10 ] [ محمد باقر حصاری ]

6ویژگی عبادات علی علیه السلام


جامعیت اوصاف علی علیه السلام در جامعیت عبادت او نهفته است. اگر آن حضرت تمامی آنچه را که خوبان عالم دارند، داراست، بخاطر آن است که عبادت او تمام اوصاف بایسته و شایسته عبادات را در خود فراهم آورده و برخوردار است که به نمونه هایی اشاره می شود.

ادامه مطلب.........................


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
ادامه مطلب
[ یکشنبه چهارم دی ۱۴۰۱ ] [ 21:50 ] [ محمد باقر حصاری ]

اصول زندگی فاطمی
1. اصل معنویت: متأسفانه معنویت در زندگی ها کم رنگ شده است. امسال تعداد زیادی درخت کریسمس در تهران خریداری شد. سگ ، به خانه های زیادی وارد شده است. طلاق زود هنگام بسیار رایج شده است. حضرت زهرا(سلام الله علیها) در شب اول زندگی به فکر فرو رفته بودند. امیرالمومنین (علیه السلام) از ایشان علت فکرشان را جویا شد. ایشان فرمودند: «من از خانه پدرم به این جا منتقل شده ام و روزی از این جا به سرای آخرت منتقل می شوم». کسی که این گونه فکر می کند هرگز به جدایی نمی تواند فکر کند.
2. اصل دشمن شناسی: خدا به یکی از پیامبرانش وحی کرد که به مومنین بگو سه کار را انجام ندهند: 1- لباس دشمن را نپوشند 2- غذای دشمن را نخورند 3- روش دشمن را نروند؛ که اگر این سه را انجام دهند، دشمن من می شوند. حداقل ده سوره از قرآن با آیات دشمن شناسی شروع می شود. شاخصه ها، اقسام و حربه های دشمن را باید شناخت.
3. اصل حس قدردانی
4. اصل ساده زیستی: ساده زیستی با سخت گیری و سخت زیستی متضاد است. یکی از دلایل تأخیر ازدواج ها، سخت گیری های بی جا است. شما مبلغان باید به مردم تذکر بدهید و از این تذکر دادن ناامید و خسته نشوید.
5. اصل عفت: عفت در گفتار، رفتار، عفت جنسی و...
6. حیا
7. اصل سازگاری
8. اصل مشارکت در امور اجتماعی
9. اصل ایثار
10. اصل عزم و اراده
11. اصل رضامندی
12. اصل عبودیت و بندگی
13. اصل صداقت
14. اصل امانت داری
15. اصل کسب رضایت همسر
16. اصل شوهر داری با محبت و عاطفه

در ادامه حجت الاسلام رفیعی به بحث مبارزه ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) با انحرافات زمان خود پرداخت و گفت: انحراف از حرف می آید و حرف به لبه ی جاده گفته می شود. کسی که از جاده ی حق به حاشیه برود منحرف شده است. انحراف اقسامی دارد:
1. انحراف اعتقادی (مثل قوم موسی)
2.انحراف اقتصادی (مثل کم فروشی)
3. انحراف جنسی (مثل قوم لوط)
4. انحراف خانوادگی (مثل فرزند و همسر نوح)
5. انحراف اجتماعی (مثل خدعه)
6. انحراف سیاسی (مثل سقیفه)
باید به سیره ی حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مبارزه با انحرافات پرداخته شود. حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مواجهه با انحرافات زمان خود از چند روش استفاده کرد:
* خطبه خواند
* تحریم کرد (با روی برگرداندن)
* خفای قبر
* حرکت (به درب خانه ی مهاجر و انصار)
* گریه


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
[ جمعه هجدهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 10:31 ] [ محمد باقر حصاری ]

اصول حاکم بر زندگی خانوادگی و مشترک حضرت زهرا سلام الله علیها

حجت الاسلام و المسلمین رفیعی

اَعُوذُ بِاللّهِ منَ الشّيطانِ الرَّجيم
بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ
لا حَوْلَ وَلا قُوَّه اِلاّ بِاللَّهِ الْعَلِىِّ الْعَظيمِ
«الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِين وَ الصَّلَاه وَ السَّلَامُ عَلَى سَيِّدِنَا وَ نَبِيِّنَا وَ حَبِيبُ قُلُوبِنَا أبوألقاسِمِ مُحَمَّدٍ (صلوات) وَ عَلی آلِهِ الطَيِّبينَ الطَّاهِرِين ألمَعصومين سيَّما بقيه الله فِی الْاَرَضين وَ اللَّعْنُ الدَّائِمُ عَلَى أَعْدَائِهِمْ أَعْدَاءِ اللَّهِ أجمَعين».
قال الله تبارک و تعالی: «يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اتَّقُواْ اللّهَ وَکونُواْ مَعَ الصَّادِقِينَ»؛ (توبه: 119)
شناخت و معرفت حضرت زهرا سلام الله علیها
شام شهادت صدیقه طاهره زهرای مرضیه حوراء انسیه، شهیده راه ولایت اُمِّ أبیها ـ علیها أفضل التهیه و الثنا است، زهرا مرضیه ای که مدح او را خدا در قرآن پدر بزرگوارش در سخنان گوناگون و ائمه معصومین به اشکال مختلف فرموده اند امام صادق (علیه السلام) می فرماید: هی صدیقه الکبری و علی معرفتها داره القرون الأولی؛ مادر ما صدیقه کبراست براساس معرفت و شناخت او قرن های گذشته چرخیده یعنی معرفت او قبل از میلادِ او در بین افرادی که در قرن های گذشته بوده است و عالم به طفیل وجود اوست علی معرفتها داره القرون الأولی؛ برادران عزیز، خواهران گرامی، جوان هایی که امشب به عشق زهرای مرضیه در این مجلس نورانی جمع شدید شما می دانید تو این سال های أخیر پژوهش های زیادی درباره زندگی حضرت زهرا (سلام الله علیها) صورت گرفته، مقالات، کتاب ها، دانش نامه فاطمی، مسند فاطمه زهرا، کنگره فاطمه شناسی، انصاف قضیه آن است که در دو دهه أخیر کار گسترده ای هم از نظر تعظیم شعائر و تعطیلی روز شهادت مراسم مختلف و هم از جهت کارهای پژوهشی و علمی در زندگی اون بانوی بزرگوار صورت گرفته اما من تقاضام این هست که دوستان عنایت کنید من امشب یه مطلبی را می خواهم عرض کنم که سرفصل صد منبر است ولی من یه منبر باش میرم و عزیزان دیگر بیایند رسانه ها، پژوهشگران، مسئولین کشوری، مسئولین تربیتی، رو این عنوانی که من امشب عرض می کنم کار کنند و اینو تو زندگی مردم برجسته کنند و اون بحث از خانواده فاطمی است، اصول حاکم بر زندگی خانوادگی و مشترک حضرت زهرا (سلام الله علیها) است شما می دانید امروز خانواده به شدت در معرض تهدید و تزلزل هست دشمن برای سقوط و لرزش پایه های خانواده و گسترش طلاق و ایجاد روابط غیر از ازدواج تو دنیا تو کشور ما تو فضای مجازی داره کار می کنه،
ازدواج محبوبترین بنای اسلام در نزد خداوند متعال


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
ادامه مطلب
[ سه شنبه پانزدهم آذر ۱۴۰۱ ] [ 20:37 ] [ محمد باقر حصاری ]

عوامل مؤثر بر ايجاد شوق عبادت

 

چکیده

عبودیت به معنای درك مملوکیت مطلق مستلزم آن است که همه افعال آدمي به قصد قرب الهی انجام شود و همه آنها در اينصورت، عبادت محسوب مي­شود. در این نوشتار بعد از تبیین این مطلب، عوامل شوق آفرین براي عبادت در دو بخش عوامل درونی و بیرونی ذكر شده و در ضمن توصیه­هایی از بزرگان دینی، توشه راه می­گردد.    

درآمد

پرستش معبود از جمله امور فطری انسان است که گاه در اثر اشتباه، در گونه­های ديگر از جمله پرستش بت­های چوبی و سنگی، خورشیدپرستی و بندگی انسانی دیگر تبلور یافته است.

خداوند حاکم مطلق و سزاوار الوهیت است و شناخت عظمتش، مستلزم سرسپردگی به فرامین اوست.

حس آرامشی که از عبادت پروردگار نصیب انسان می­شود، شوق آفرین است؛ اما غبارهای معصیت، روزمرگی و دوری از عبادت واقعی که حضور معبود در آن درک شود، از این شوق می­کاهد.

برای احیای شوق عبادت باید در شأن بندگی و عبودیت خویش و در عظمت مقام محبوب تأملی دوباره نمود و از توصیه بزرگان دین که طی مسیر سلوک کرده­اند، بهره جست.

1. مفهوم­شناسی عبادت

عبودیّت در لغت به معنای اظهار کوچکی و خضوع در برابر معبود [1] و اطاعت و فرمانبرداری از او[2] و پرستش اوست[3]. مفهوم قرآنی عبادت با معنای اطاعت و خضوع همراه است اما با معنای آن­دو مساوی نیست؛ زیرا عبادت برای غیر خدا حرام است ولی اطاعت و خضوع در همه مواردی که برای غیر خدا باشد، ممنوع نیست[4] مثل اطاعت و خضوع در برابر پدر و مادر. علامه طباطبایی(ره) عبودیت را به معنای مملوکیت می­داند و معنای عرفی عبادت را که عبارت است از خضوع همراه تقدیس الهی، از لوازم مملوکیت مطلق برمی­شمرد.[5] براین اساس، عبودیت یعنی اینکه موجودی با­شعور، مِلک دیگری باشد. از این رو، خداوند، که مالک همه چیز است، همه انسان­ها و فرشتگان و سایر موجودات با شعور عبد اویند و کسی که این عبودیت را برنتابد، استکبار ورزیده است. کسانی به عالم ربوبی راه پیدا می­کنند که تمام هستی خود را ملک خدا دانسته، استقلال و استکبار را از پندار و رفتار خود بزدایند. ازاین­­رو، خداوند در قرآن می­فرماید: وَ لَهُ مَن فِي السمواتِ والأرضِ وَ مَنْ عِنْدَهُ لاَ یَسْتَکْبِروُنَ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ لاَ یَسْتَحْسِروُنَ و هر كه در آسمان ها و زمين است براى اوست و كسانى كه نزد اويند از پرستش وى تكبّر نمى‏ورزند و درمانده نمى‏شوند (انبیاء/19). پس حقیقت عبودیت، پایداری و پاس­داری و راستی­ورزی بر پیمان فطری است که اهل ایمان در روز ازل بسته­اند، در مقابلِ پندارزدگی و فریفتگی اهل دنیا که خیانت به میثاق ملکوتی و زیر پا گذاشتن فطرت است.

 امام­خمینی(ره) در معنای عبادت می­فرماید:

عبادت را اهل لغت به معنای غایت خضوع و تذلل دانسته­اند و گفته­اند چون عبادت اعلا مراتب  خضوع است پس لایق نیست مگر برای کسی که اعلا مراتبِ وجود و کمال و اعظم مراتبِ نعم و احسان را دارد؛ و از این جهت عبادت غیر حق، شرک است. و شاید عبادت - که در فارسی به معنای پرستش و بندگی است - در حقیقتش بیش از این معنا که گفته­اند، مأخوذ باشد و آن عبارت است از خضوع برای خالق و خداوند، و از این جهت، این­گونه خضوع ملازم است با اتخاذ معبود و اله و خداوند، یا نظیر و شبیه و مظهر او، مثلاً؛ و ازاین­جهت عبادت غیر حق تعالی شرک و کفر است. و اما مطلق خضوع بدون این اعتقاد یا تجزُّم به این معنا -و لو تکلّفاً- و لو به غایت خضوع برسد، اسباب کفر و شرک نمی­شود؛ ... پس احتراماتی که صاحبان مذاهب از بزرگان مذهب خود می­کنند با اعتقاد به آنکه آنها بندگانی هستند که در همه چیز محتاج حق تعالی هستند، ... به هیچ وجه شائبه شرک و کفر در آن نیست.[6]

بنابراين، عبودیت، اطاعت بی‏قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمينه­هاست و ازاين­رو، عبادت، مفهوم بسیار گسترده‏ای پیدا می­کند و در قالبِ اين معیارِ کلی در می­آید که آنچه برای خدا انجام می‏گیرد، عبادت است. این برداشت از عبادت، کمیت و کیفیت مخصوصی ندارد، از بیل زدن یک کشاورز در مزرعه­ گرفته تا چشم­پوشی از میلیاردها ثروت در راه خدمت به انسان­ها که نهال­های باغ خداوندی­اند، از مطالعه یک سطر دانش برای رسیدن به قوانین واقعی هستی گرفته تا تلاش برای پاسداری از مرزهای ایدئولوژیک نظام اسلامی، از کارگری برای تأمین معیشت و از مدیریت صحیح کارفرما گرفته تا خانه­داری و بچه داری زنی در خانه، همه و همه با شرط قصد قرب الهی، عبادت معبود یگانه است؛ البته عبادت به معناي ويژه خود يعني اعمال و اوراد شرعي چون نماز و دعا و ساير عبادت­هاي مقرّر شده در شرع مقدس نيز از مصاديق عبادت كلي است كه برای به خود آوردن جدّی انسان­ است تا به سوی کمال رهنمون گردد و روان آدمی به تدریج در این عبادات صیقل یابد تا جلوه جمال الهی را ببیند.

قرآن، که عبادت را به عنوان هدف خلقت و روزی خاص برای انسان­های با ایمان معرفی می‏کند،[7] از آن جهت است که عبادت - طبق مفهومی که بیان شد - رابطه انسان را با خدا محکم ساخته، زندگی او را خدا­محور می‏سازد و موجب تقرب انسان به خدا و هدفمندی و معناداری زندگی می­گردد. آنگاه در چنین دیدگاهی، دنیا عبادتگاه دوستداران مقام شامخ ربوبى است.[8]

2. عوامل ایجاد شوق عبادت

اولین نکته در عبودیت، راهیابی به مرتبه کمال عبادت است که انسان جز به معبود واقعی یعنی کمال مطلق نیندیشد و جز در راه او گام برندارد و هرچه غیر اوست را فراموش کند. تلاش برای رسیدن به این درجه از کمال، نياز به انگیزه و شوق وافري دارد و برای ایجاد شوق به عبادت در خویشتن و حرکت به سوی عبادت کامل به عوامل و راه­کارهای ذيل توجه داده می­شود:

1-2. عوامل درونی

الف. معرفت و درك عظمت معبود

معرفت مقدمه عبادت است بلكه حقيقت عبادت كشف معرفت حاصل از فعل عبادي است. ازاین­رو، علامه طباطبایی می­نویسد:

پس معلوم مى‏شود كه حقيقت عبادت اين است كه بنده، خود را در مقام ذلت و عبوديت واداشته، رو به سوى مقام رب خود آورد و همين، منظور آن مفسريست كه عبادت را به معرفت تفسير كرده است[9] و مى‏خواهد بگويد: حقيقت عبادت همان معرفتى است كه از عبادت ظاهرى به دست مى‏آيد.[10]

رابطه معرفت وعبادت به اين صورت قابل تبيين است كه از سویی، انسانی که معرفت شایسته به خدا ندارد، آن­گونه که سزاوار است عظمت و حرمت او را پاس نمی­دارد و هر اندازه آدمی به فرامین الهی و ارزش عبادت آگاهی بیشتری داشته باشد، عبادتی پربارتر خواهد داشت و از سویی دیگر هر عبادتی که به صورت صحیح انجام پذیرد، دل را برای کسب معرفتی بالاترآماده کرده، او را به عبادتی دیگر وامی­دارد. در تفسیر این سخن و برای روشن شدن بحث به کلام فیض کاشانی اشاره می­شود که وی می­نویسد:

هر عبادتی که بر وجه صحیح آن انجام گیرد، صفایی در دل به جا می­گذارد که دل را برای حصول نور و شرح صدر و معرفت و یقین دیگری آماده می­سازد؛ سپس همین نور و معرفت و یقین جدید او را به عبادت دیگری وامی­دارد و آن هم به نوبه خود ... تا آنجا که خدا بخواهد پیش می­رود. مَثَل چنین شخصی، مَثَل کسی است که با چراغی در دست در تاریکی راه می­رود و هر قسمتی از راه که برایش روشن می­شود، در آن گام می­نهد تا قطعه­ای جلوتر را روشن کند.[11]    

به اين ترتيب، هرچه شناخت آدمي رو به تكامل مي­رود ذوق و شوق او براي عبادت بيشتر خواهد شد. آنكس كه لذت حضور عرفاني را درك كرده، در پي نورانيت بيشتر گام خواهد برداشت.

ب. حضور قلب

یکی از شرایط کمال عبادت، حضور قلب در هنگام انجام عبادت است. حضور قلب روح عبادت است و اگر عبادات اين روح را نداشته باشد و صرف لقلقه زبان و اعمال ظاهري باشد، به مرور زمان جذابيت خود را از دست مي­دهد. ازاين­رو، براي بقاي هميشگي شوق به عبادت نبايد از اين امر غافل شد. علامه طباطبایی در مورد احساس حضور در مقابل معبود می­فرماید:

در عبادت، حضوری دو جانبه وجود دارد: یکی حضور خداوند به عنوان معبودی حاضر و روبرو است چنانکه در آیه إِيَّاكَ نَعْبُدُ حیث التفاتی از غیبت به حضور[12] تبدیل شد تا پس از حمد او و ذکر اوصافش به تخاطب با پروردگار بپردازد که تنها تو را می­پرستیم چون حق پرستش او اين است كه او را حاضر و روبرو بدانيم. اما از ناحيه بنده، حق عبادت اين است كه خود را حاضر و روبروى خدا بداند و آنى از اينكه در حال عبادت است، غايب و غافل نشود و عبادتش تنها صورت عبادت و جسدى بى روح نباشد و نيز عبادت خود را قسمت نكند كه در يك قسمت آن مشغول پروردگارش شود و در قسمت ديگر آن، مشغول و به ياد غير او باشد.[13]

شدت این حضور قلب است که انسان را به اخلاص و کمال عبادت می­رساند تا در عملش شريكى براى خدای سبحان نتراشد و دلش در حال عبادت وابسته به جايى نباشد، نه به اميدى و نه از ترسى حتى نه اميد به بهشت و نه ترس از دوزخ. در نقطه اوج چنین اخلاصی است که امیر مؤمنان علی(ع) فرمود:

إِلَهِي مَا عَبَدْتُكَ خَوْفاً مِنْ عِقَابِكَ وَ لَا طَمَعاً فِي ثَوَابِكَ وَ لَكِنْ وَجَدْتُكَ أَهْلًا لِلْعِبَادَةِ فَعَبَدْتُكَ.[14]

(بارالها!) من تو را نه به طمع بهشت می­پرستم و نه به جهت ترس از آتش دوزخ بلکه تو را شایسته معبودیت می­بینم و می­پرستم.

با وجود احساس حضور است كه شوق بنده براي فرا رسيدن زمان عبادت دوچندان مي­شود. اين احساس كه در هنگام عبادت، اجازه سخن گفتن با خالق آفرينش و معشوق هستي، يافته است باعث مي­شود تا شوق عبادت بيش از پيش در انسان باقي بماند.

ج.  تقوا­

چگونه مي­توان انتظار داشت كسي كه روان خود را به گناه آلوده كرده است، همچنان شوق انجام اعمال عبادي را در خود زنده نگهدارد. عبادتي كه تقوا را به همراه نياورد نوعي انجام ظاهري عبادت بدون توجه به لُبّ آن است. در قرآن کریم تقوا را نتیجه عبادت معرفی می­کند.[15] بزرگان ديني در تأثير تقوا بر ارتقاء معنوي تا آنجا پيش رفته­اند كه ترك معصيت را عبادت و ذكر عملي خواندند؛ محض نمونه، حضرت آیت الله بهجت(ره) با دستخطّ خویش مرقوم فرمود:

هیچ ذکری بالاتر از ذکر عملی نیست. هیچ ذکر عملی، بالاتر از ترک معصیت در اعتقادات و عملیات نیست ئ ظاهر این است که ترک معصیت به قول مطلق بدون مراقبه دائمیه ما صورت نمی­گیرد.[16] بعضی گمان می­کنند که ما از ترک معصیت عبور کرده­ایم، غافلند از اینکه معصیت اختصاصی به کبائر معروفه ندارد، بلکه اصرار بر صغائر هم کبیره است؛ مثلاً نگاه تند به مطیع (و زیردست) برای تخویف ­(و ترساندن)، ایذاء محرَّم است و تبسم به عاصی اعانت بر معصیت است.[17]

انسانی که بر اثر عبادت با مرتبه­ای از تقوا ملازم شد، خود را از منهیّات الهی دور نگه می­دارد و حق بندگی را ادا می­کند تا به درجه بالاتری از تقوا برسد؛ یعنی این تقوا خود راهنمای بنده برای عبادتی کامل­تر و والاتر خواهد بود که در قرآن آمده است: إِنْ تَتَّقُوا اللَّهَ يَجْعَلْ لَكُمْ فُرْقاناً  اگر از خدا بترسيد، خداوند قوه تشخيص حق از باطل را روزي شما مى‏كند. (انفال:29)

حضرت علی(ع) در توصیف عارف عابد و در بیان تأثیر تقوا فرمود:

(عابد عارف) عقل خویش را زنده کرده و نفس اماره را میرانده است؛ تا آنجا که اندام درشت او نزار شده و غلظت وجودش به لطافت بدل می­گردد و برقی شدید برای وی می­جهد و راه را به او نشان می­دهد و او را به راه می­اندازد و از دری به دری می­برد تا به در سلامت برساند.

پس، بايد تقواي الهي پيشه كرد تا لذت و نورانيت واقعي عبادت به آدمي چشانده شود وآنگاه علاقه و ذوق استفاده از چنين منبع فيضي در جان رخنه كند.

2-2. عوامل بیرونی

در بحث از عوامل شوق­آفرين، نمی­توان از اثرپذیری عوامل بیرونی غافل شد. اسلام نیز به این واقعیت توجه کرده است. از جمله این عوامل مکان و زمان است. برخی مکان­ها و زمان­ها از شرافت خاصّی برخوردار شده­اند که باعث برکت و رفعت عبادت می­گردد.

الف. مکان

عبادت در مکان­های یادآور خدا مانند مسجد، حرم اولیاء الهی، سرزمین عرفات و ... فضای حاکم بر روح آدمی را تغییر می­دهد. قرار گرفتن در این مکان­ها اگر مانند حضور در عرفات كه به حكم شرع لازم است، لزوم شرعي هم نداشته باشد، به سبب نقش ایجابی که در کسب فیوضات دارد به مؤمنان و پویندگان طریقت توصيه شده است؛ چنانکه امام خمینی(ره) در کتاب آداب­الصلاۀ می­نویسد:

بدان كه سالك إلى اللَّه را به حسب نشئات وجوديّه مكان‏هايى است كه از براى هر يك از آنها آداب مخصوصه ­ايست كه تا سالك بدان­ها محقق نشود به صلاة اهل معرفت نائل نگردد.[18]

حضور در چنين مكان­هايي زمينه را براي دريافت روحيات معنوي آماده كرده با تغيير روحيه جوّي شوق­آفرين بر روح و جان آدمي حاكم مي­شود.

ب. زمان

عبادت و راز و نیاز در هنگام سحر، روز جمعه، شب قدر و ... اثری شگرف در صفای درون دارد و عامل ترغیب بیشتر برای تهذیب نفس می­گردد. نسیم لطف الهی در این زمان­ها به وزیدن در می­آید و آن کس که خود را در بند خواب و خوراک کند در معرض آن نسیم قرار نخواهد گرفت؛ پس به سخن رسول گرامی اسلام گوش دار که فرمود:

  إِنَّ لِرَبِّكُمْ فِي أَيَّامِ دَهْرِكُمْ نَفَحَاتٍ أَلَا فَتَعَرَّضُوا لَهَا.[19]

همانا قطعاً در روزگار شما نسیم­هایی وجود دارد پس هشیار باشید که خود را به آنها عرضه کنید.

در حدیثی قدسی، خداوند بندگان مشتاق خود را چنین توصیف می­کند که:

آنان به غروب آفتاب چنان علاقه­مند­اند که پرنده به هنگام غروب به آشیانه خود پس چون شب آنها را فرا گرفت و تاریکی­ها درهم­آمیخت و بسترها گشوده شد و تخت خواب­ها پهن شدند و هر دوستی با دوست خود خلوت کرد، آنان در پیشگاه من بر قدم­های خویش می­ایستند و صورت­هایشان را به سوی من فرش زمین می­کنند و با کلام من با من به منجات پردازند و با نعمت­های من، مرا تملق گویند، پس گاهی ناله می­کنند و گاهی گریه و گاهی آه پردرد دارند و گاهی شکایت. ... . نخستین چیزی که من به آنان عطا می­کند سه امر است:

(اول) از نور خودم به دل­های آنها می­اندازم که با آن نور نسبت به من آگاهی یابند همان­گونه که من از آنان آگاهم. دوم، اگر آسمان­ها و آنچه در آنهاست در میزان اعمال آنان باشد، من آن اعمال را برای آنان اندک می­کنم. سوم، روی خود را به سوی آنها خواهم کرد؛ پس آنکس که من به او رو کنم، می­داند که چه می­خواهم به او بدهم.[20]

میرزا جواد ملکی تبریزی(قده) که از عرفا و بکّائین روزگار خویش بوده است، اینگونه بر نفس، تازیانه سلوک می­زند و به شب­زنده­داري ترغيب مي­كند:

 پس ای نفس مسکین! به حال خود بنگر که اگر فرمانبر پروردگارت باشی، چگونه به آن مقام بالا و درجه والا که زبان از تعبیر آن عاجز، و بلکه عقل از تصورش حیران است، بالا خواهی رفت؛ زیرا با این ترقی که کنی پیشوای فرشتگان شده و ... و اگر با او سر عصیان داشته باشی و امر تهجد و شب­زنده­داری را سبک بشماری و دعوت به مناجاتش را ارج نگذاری محل بول شیطان خواهی گردید.[21] وه که چه رسوایی تو را است که با لذت خواب تو را از رب­العالمین غافل نمود.[22]

یکی از سفارشات امام خمینی(ره) برای حفظ شوق عبادت، انتخاب حال و وقت مناسب براي عبادت است. ايشان مي­فرمايد:

وقتى را كه (سالک) براى عبادت انتخاب مى‏كند، وقتى باشد كه نفس را به عبادت اقبال است و داراى نشاط و تازگى است و خستگى و فتور ندارد، زيرا كه اگر نفس را در اوقات كسالت و خستگى وادار به عبادت كند ممكن است آثار بدى به آن مترتّب شود كه از جمله آنها آن است كه انسان از عبادت منزجر شود و تكلّف و تعسّف آن زياد گردد و كم كم باعث تنفّر طباع نفوس شود و اين علاوه بر آن كه ممكن است انسان را بكلّى از ذكر حق منصرف كند و روح را از مقام عبوديّت كه منشأ همه سعادات است برنجاند.[23]

نتیجه­گیری

چون عبودیت به معنای مملوکیت مطلق، مستلزم اطاعت بی‏قید و شرط و فرمانبرداری در تمام زمینه‏هاست، پس عبادت، بر هر کاری که برای خدا انجام می‏گیرد، قابل تطبیق است. مراد از خلقت، عبادت و خدا­محوری است که باعث معنابخشی به زندگی بشر است.

در اسلام، برای رسیدن به عبادتی کامل و ایجاد شوق در انجام عبادات به عواملی در درون انسان، مثل تفکر و حصول معرفت، تمرین برای ایجاد حضور قلب و تلاش برای دوری از گناهان توجه داده شد و به همین صورت نباید از تأثیر عوامل بیرونی مثل مکان و زمان در برانگیختن روحیه عبادت و ذکر غافل شد. شب­زنده­داری، مراقبه و تقوا از اموری است که مورد سفارش بزرگان قرار گرفته است.

 


[1] . راغب اصفهانی، المفردات، بیروت، دارالمعرفه، بی­تا، ماده «عبد»؛ ابن منظور، لسان­العرب، بیروت، دار­صادر، بی­تا، ماده «عبد».

[2] . شرتونی، اقرب­الموارد؛ فیروزآبادی،  قاموس­المحیط؛ جوهری، صحاح­اللغه، ماده «عبد».

[3] . اگر کلمه عبادت بدون قرینه بکار رود به معنای معروفش یعنی پرستش حمل می­شود. برای نمونه: (رعد:36).

[4] . طوسی، التبیان فی تفسیر القرآن، بیروت، داراحیاء تراث­العربی، بی­تا، 4/442.  

[5]  ر.ک. به: علامه طباطبایی، المیزان، دفتر انتشارات اسلامی، قم، 1417ق، 1/24

[6] . امام­خمینی(ره)، تفسیر سوره حمد، تهران، مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام(ره)، 1374ش، 67-68

[7] .  وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِيَعْبُدُونِ، ما أُرِيدُ مِنْهُمْ مِنْ رِزْقٍ وَ ما أُرِيدُ أَنْ يُطْعِمُونِ، إِنَّ اللَّهَ هُوَ الرَّزَّاقُ ذُو الْقُوَّةِ الْمَتِين و من جن و انس را نيافريدم مگر براى اينكه عبادتم كنند. من از آنان نه رزقى مى‏خواهم و نه مى‏خواهم مرا خوراك دهند. بدرستى يگانه رزاق و داراى قوت و متانت خداست. (ذاریات:56-58)؛ ر.ک. به: المیزان، 3/140.

[8] . إِنَّ الدُّنْيَا ... مَسْجِدُ أَحِبَّاءِ اللَّهِ (نهج­البلاغه، قم، دارالهجره، 493، خطبه 131)

[9] . برای نمونه: صدرالمتألهین، تفسیرالقرآن­الکریم، قم، بیدار، 1366ش، 4/386

[10] . المیزان، 18/388

[11] . ملا محسن فیض کاشانی، علم­الیقین، قم، بیدار، 1400ق، 8-9  

[12] . يعني اينكه در خداوند در سوره حمد از حال كسي سخن گفته كه خداي غايب را وصف مي­كند و بعد از چند آيه، آيه «إيّاك نعبد» را به صورت متكلم ميآورد علتش آن است كه ... .

[13] . المیزان، 1/25-26

[14] . محمّدباقر مجلسى، بحارالانوار، بیروت، مؤسسه الوفاء، 1404ق،41/14.

[15] .  يا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ هان اى مردم پروردگار خويش را كه شما و اسلافتان را آفريد بپرستيد شايد پرهيزكارى كنيد (بقره:21)

[16] . فریادگر توحید، قم، مؤسسه تحقیقاتی فرهنگی اهل­بیتف 1378ش، 206؛ دستخط مبارک آن بزرگوار نیز ضمیمه همین کتاب است.

[17] . همان، 225

[18] . امام خمینی(ره)، آداب­الصلاه، مؤسسه تنظیم نشر آثار امام(ره)، 1370ش، 101

[19] .  بحارالانوار، 68/221؛ مولوی چه زیبا سروده است که:

 گفت پیغمبر که نفحت­های حقّ              اندرین ایّام  می ­آرد   سبق

گوش هُش دارید این  اوقات را              درربایید اینچنین نفحات را

[20] . بحارالانوار، 67/26

[21] . اشاره به روایت پیامبر اکرم(ص) که فرمود: هیچکس همه شب را در خواب بسر نمی­برد مگر آنکه شیطان در دو گوش او بول کند و روز قیامت تهیدست به آنجا بیاید. (حسن دیلمی، ارشادالقلوب، انتشارات شریف رضی، 1412ق، 1/91)

[22] . میرزا جواد ملکی تبریزی، رساله لقاء­الله، احمد فهری، تهران، 1360ش، بخش تازیانه سلوک، 135-136

[23] . امام خميني(ره)، آداب­الصلاه (آداب نماز)، میسسه تنظيم ونشر آثار امام(ره)، 1370ش، 23


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
[ جمعه دهم دی ۱۴۰۰ ] [ 22:10 ] [ محمد باقر حصاری ]

دعاهای روز های هفته حضرت زهراء سلام الله علیها. 

دعاهای روز های هفته حضرت زهراء سلام الله علیها.

 

1 - دعای روز شنبه

 دُعاءِ یومِ السَّبتِ : اللّهُمَّ افتَح لَنا خَزائِنَ رَحمَتِک، وهَب لَنَا اللّهُمَّ رَحمَةً لا تُعَذِّبُنا بَعدَها فِی الدُّنیا وَالآخِرَةِ، وَارزُقنا مِن فَضلِک الواسِعِ رِزقاً حَلالاً طَیباً، ولا تُحوِجنا ولا تُفقِرنا إلی أحَدٍ سِواک، وزِدنا لَک شُکراً، وإلَیک فَقراً وفاقَةً، وبِک عَمَّن سِواک غِنی وتَعَفُّفاً.

اللّهُمَّ وَسِّع عَلَینا فِی الدُّنیا، اللّهُمَّ إنّا نَعوذُ بِک أن تَزوِی وَجهَک عَنّا فی حالٍ ونَحنُ نَرغَبُ إلَیک فیهِ، اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأعطِنا ما تُحِبُّ وَاجعَلهُ لَنا قُوَّةً فیما تُحِبُّ، یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز شنبه : خدایا! گنجینه های رحمتت را برای ما بگشای و به ما  ای خدا  رحمتی ارزانی دار که از آن پس، ما را در دنیا و آخرت، عذاب نکنی، و از نعمت گسترده ات ما را رزق حلال و پاکیزه روزی کن، و ما را محتاج و نیازمند کسی جز خودت مگردان، و سپاسگزاری ما را از خودت، و نیازمندی و درویشی ما را به درگاهت زیاده کن، و با تو، بی نیازی و کفایت از غیر تو است.

بار خدایا! در دنیا، برای ما گشایش قرار ده. خدایا! به تو پناه می بریم از این که در هیچ حالی، روی خویش را از ما بگردانی؛ بلکه همواره توجّه تو را خواهانیم.

بار خدایا! بر محمّد و آل محمّد، درود فرست و آنچه را تو خود دوست داری، به ما عطا کن و آن را نیروی ما برای آنچه تو دوست داری، قرار ده، ای رحم کننده ترین رحم کنندگان!-بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۸ ح ۴۸۵

2 -دعای روز یکشنبه

دُعاءِ یومِ الأَحَدِ : اللّهُمَّ اجعَل أوَّلَ یومی هذا فَلاحاً، وآخِرَهُ نَجاحاً، وأوسَطَهُ صَلاحاً. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاجعَلنا مِمَّن أنابَ إلَیک فَقَبِلتَهُ، وتَوَکلَ عَلَیک فَکفَیتَهُ، وتَضَرَّعَ إلَیک فَرَحِمتَهُ.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز یکشنبه : خداوندا! آغاز این روزم را رستگاری و پایانش را پیروزی و میانش را خوبی و شایستگی قرار ده. خداوندا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ما را از کسانی قرار ده که به سوی تو باز می گردند و تو آنها را می پذیری، و بر تو توکل می کنند و تو برایشان بسنده هستی و به سوی تو تضرع می کنند و تو به آنها رحم می کنی. -بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۸ ح ۴۸

3- دعای روز دوشنبه

 دُعاءِ یومِ الإِثنَینِ : اللّهُمَّ إنّی أسأَلُک قُوَّةً فی عِبادَتِک، وتَبَصُّراً فی کتابِک، وفَهماً فی حُکمِک. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، ولا تَجعَلِ القُرآنَ بِنا ماحِلاً، وَالصِّراطَ زائِلاً، ومُحَمَّداً(ص) عَنّا مُوَلِّیاً.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز دوشنبه : خداوندا! از تو توانی برای عبادت تو و بصیرتی در کتاب تو و فهمی در حکم تو درخواست می کنم. خداوندا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و قرآن را برای ما بی حاصل قرار مده و ما را [از روی] صراط ساقط مکن و محمّد(ص) را از ما رویگردان مساز. -بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۸ ح ۴۸

4- دعای روز سه شنبه

 دُعاءِ یومِ الثَّلاثاءِ : اللّهُمَّ اجعَل غَفلَةَ النّاسِ لَنا ذِکراً، وَاجعَل ذِکرَهُم لَنا شُکراً، وَاجعَل صالِحَ ما نَقولُ بِأَلسِنَتِنا نِیةً فی قُلوبِنا. اللّهُمَّ إنَّ مَغفِرَتَک أوسَعُ مِن ذُنوبِنا، ورَحمَتَک أرجی عِندَنا مِن أعمالِنا. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، ووَفِّقنا لِصالِحِ الأَعمالِ وَالصَّوابِ مِنَ الفِعالِ.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز سه شنبه : خداوندا! غافل بودن مردم [از یادت] را برای ما یادآوری و یادآوری آنان را برای ما سپاسگزاری قرار ده و سخنان شایسته ای را که به زبان ما جاری می شود، انگیزه قلبی ما قرار ده. خداوندا! آمرزش تو گسترده تر از گناهان ما و رحمت تو، امیدوارکننده تر از کارهای ما است. خداوندا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، و ما را به کارهای شایسته و افعال درست موفق بدار. - بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۹ ح ۴۸

5- دعای روز چهارشنبه

 دُعاءِ یومِ الأَربِعاءِ : اللّهُمَّ احرُسنا بِعَینِک الَّتی لا تَنامُ، ورُکنِک الَّذی لا یرامُ، وبِأَسمائِک العِظامِ، وصَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِهِ، وَاحفَظ عَلَینا ما لَو حَفِظَهُ غَیرُک ضاعَ، وَاستُر عَلَینا ما لَو سَتَرهُ غَیرُک شاعَ، وَاجعَل کلَّ ذلِک لَنا مِطواعاً، إنَّک سَمیعُ الدُّعاءِ قَریبٌ مُجیبٌ.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز چهارشنبه : خداوندا! ما را با چشمت که نمی خوابد، و ستونت که خم نمی شود، و به نام های بزرگت حراست کن و بر محمّد و آل او درود فرست و برای ما حفظ کن آنچه را که اگر دیگران حفظ کنند، از میان می رود و بر ما چیزی را پرده پوشی کن که اگر جز تو پرده پوشی کند، بر ملا می شود و همه اینها را برای ما فرمانبرداری قرار ده که تویی شنوای دعا و نزدیک و اجابت کننده. - بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۹ ح ۴۸

۴- دعای روز پنج شنبه

 دُعاءِ یومِ الخَمیسِ : اللّهُمَّ إنّی أسأَلُک الهُدی وَالتُّقی، وَالعَفافَ وَالغِنی، وَالعَمَلَ بِما تُحِبُّ وتَرضی، اللّهُمَّ إنّی أسأَلُک مِن قُوَّتِک لِضَعفِنا، ومِن غِناک لِفَقرِنا وفاقَتِنا، ومِن حِلمِک وعِلمِک لِجَهلِنا. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وأعِنّا عَلی شُکرِک وذِکرِک، وطاعَتِک وعِبادَتِک، بِرَحمَتِک یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز پنجشنبه : خداوندا! من خواهان هدایت و تقوا و عفاف و بی نیازی و عمل به آنچه تو دوست داری و راضی هستی، هستم. خداوندا، از توانت، برای ناتوانیمان درخواست می کنم، و از بی نیازی ات برای بینوایی و نیازمان، و از بردباری و دانش تو، برای نادانیمان. خداوندا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و ما را برای سپاسگزاری از تو و یاد تو و طاعت و عبادتت یاری کن؛ به حق رحمت خودتت، ای رحم کننده ترین رحم کنندگان. - بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۹ ح ۴۸

4 - دعای روز جمعه

 دُعاءِ یومِ الجُمُعَةِ : اللّهُمَّ اجعَلنا مِن أقرَبِ مَن تَقَرَّبَ إلَیک، وأوجَهَ مَن تَوَجَّهَ إلَیک، وأنجَحَ مَن سَأَلَک وتَضَرَّعَ إلَیک، اللّهُمَّ اجعَلنا مِمَّن کأَنَّهُ یراک إلی یومِ القِیامَةِ الَّذی فیهِ یلقاک، ولا تُمِتنا إلاّ عَلی رِضاک، اللّهُمَّ وَاجعَلنا مِمَّن أخلَصَ لَک بِعَمَلِهِ، وأحَبَّک فی جَمیعِ خَلقِک. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ، وَاغفِر لَنا مَغفِرَةً جَزماً حَتماً لا نَقتَرِفُ بَعدَها ذَنباً، ولا نَکتَسِبُ خَطیئَةً ولا إثماً. اللّهُمَّ صَلِّ عَلی مُحَمَّدٍ وآلِ مُحَمَّدٍ صَلاةً نامِیةً، دائِمَةً زاکیةً، مُتَتابِعَةً مُتَواصِلَةً مُتَرادِفَةً، بِرَحمَتِک یا أرحَمَ الرّاحِمینَ.

حضرت فاطمةُ(س) در دعای روز جمعه : خداوندا! ما را از نزدیک ترین کسانی که به تو تقرّب جسته اند، و از موجه ترین کسانی که به تو روی آورده اند، و از موفق یافته ترین کسانی که از تو خواسته اند و به درگاهت تضرع کرده اند، قرار ده. خداوندا! ما را از کسانی قرار ده که گویی در روز قیامت که به لقای تو می آیند، تو را می بینند. ما را جز به خشنودی خود نمیران. خداوندا! ما را از کسانی قرارده که عملشان را برای تو خالص کردند و در میان همه آفریدگانت تو را بیش از دیگران دوست دارند. خداوندا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست و ما را چنان قطعی حتمی بیامرز که پس از آن گناهی مرتکب نشویم و خطا و گناهی نکنیم. خداوندا! بر محمّد و آل محمّد درود فرست، درودی بالنده، همواره، فزاینده، پیاپی، پی در پی، و به دنبال هم. به حق رحمت خودت، ای رحم کننده ترین رحم کنندگان. -بحار الأنوار: ج ۹۰ ص ۳۳۹ ح ۴۸

یادداشت ارسالی از آیت الله امینی گلستانی


موضوعات مرتبط: منبر ایام فاطمیه
[ جمعه دهم دی ۱۴۰۰ ] [ 21:59 ] [ محمد باقر حصاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

             باسلام خدمت شما
        بنده محمد باقر حصاری هستم
    از اینکه از وبلاگ حقیر سر زدی ممنونم
          لطفا نظر یادت نره تشکر

بدانیم تا بمانیم...
کسانی که پشت سرت حرف بزنند، دقیقا به همان جا تعلق دارند، پشت سرت!!!!!


غرش هیچ شیری خانه ی چوبی مارا خراب نمی کند، از سکوت موریانه ها باید ترسید!!!!!



یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند، بدون این که نور خودش کم شود!!!!!
برچسب‌ها وب
ص (6)
ع (5)
عج (3)
س (3)
عکس (2)
ره (1)
firefox (1)
هدر (1)
لینک های مفید


امکانات وب