|
کشکول حصاری (گلچینی از بهترین ها)
| |||||
علت نماز گریزی در جوانان چیست؟
موضوع نمازگریزی و علل آن از جمله مباحثی است که در زمینه آموزش مسائل دینی و اخلاقی مورد توجه همگان بویژه خانواده ها، مدارس و مسؤولین و کارشناسان مسائل فرهنگی و اجتماعی می باشد. لذا رسول خداصلی الله علیه و آله اولین چیزی که به افراد تازه مسلمان می آموختند نماز بود. (مناقب ابن شهر آشوب،ج1،ص43.) لذا مساله اول در فروع دین نماز است.
بررسی علل نماز گریزی در جوانان: 1- محیط خانواده و بی توجهی والدین: پیامبر اکرم می فرمایند: « خداوند سبحان را کسی ملاقات نمی کند با گناهی که بالاتر از جهالت زن و فرزندش باشد.»(محجة البیضاء،ج3،ص73) بی توجهی یا کم توجهی والدین به مسائل دینی بسیار تأثیر منفی روی فرزندان دارد، البته شاید در آینده در اثر عوامل دیگری به نماز روی آورد که این احتمال ضعیفی است. گویا آنها هیچ وظیفه ای در قبال فرزندان ندارند و یا فرزندان آن ها همه مسائل را می دانند و رعایت می کنند. لذا چنین فرزندی به راحتی تن به عبادت نمی دهد. 2- گاهی عدم آگاهی کافی از نماز عالم نبودن به محتوای نماز، آشنا نبودن به اهمیت و احکام و اسرار و فلسفه نماز باعث ترک یا سستی در اصل نماز می شود. باید فکر کنیم که چرا حدود هزار آیه از قرآن کریم بحث از نمار دارد؟ و چرا بیشتر احادیث فروع دین در مورد نماز است فقط در دو کتاب وسائل الشیعه و مستدرک الوسائل حدود 19000 روایت در مورد نماز وجزئیات آن است؟ 3- بی توجهی جامعه : در جوامعی که ارزش های مذهبی احترام چندانی ندارد و مردم به جای هدایت یکدیگر و امر به معروف و نهی از منکر خود مشوق فساد و یا لااقل بی تفاوت به مسائل دینی هستند بی شک نمی توان از جوانان انتظار داشت که به ارزش های مذهبی پایبند باشند. 4- مجالست و همنشینی با دوستان ناباب: همنشینی با دوستان نقش بسیار مهمی در شکل دهی شخصیت انسان، خصوصا در سنین نوجوانی و جوانی دارد. دوستان شایسته در سوق دادن انسان به سوی سعادت وکمال مؤثر اند و دوستان ناشایست در انحراف آدمی به سمت ناهنجاری های اخلاقی تاثیر می گذارند. چه بسیار افراد که به مسائل دینی علاقه دارند ولی در اثر همنشینی با افراد ناشایست در محله یا محیط تحصیل یا محل کار منحرف می شوند و در دام بی دینی و لاابالی گری گرفتار می شوند. تلاش شیاطین برای اقامه نشدن نماز: درآیه ی 91 سوره مائده بیان شده است که شیطان می خواهد شما را از یاد خدا و نماز باز دارد چرا چنین نباشد در حالی که نماز بهترین عمل صالح برای مبارزه با شیطان است و شیطان ضربه ها از نماز خورده است
5- سستی و تنبلی: غالبا نوجوانان و جوانان به آسانی تن به هر کاری نمی دهند، مگر در اموری که بیشتر جنبه احساسی و هیجانی دارد و یا در اموری که با انگیزه و شناخت قبلی همراه باشد. برای فردی که تازه به سن تکلیف رسیده قدری مشکل است که در هوای سرد زمستان آستین خود را بالا بزند و وضو بگیرد و برایش دشوار است که از خواب شیرین صبح برخیزد و نمازش را بخواند، البته علت اصلی ضعف در ایمان است، زیرا اگر از عمق جان اعتقاد به نماز داشتیم با شوق به سمت نماز می رفتیم. چگونه شخص علاقه مند برای رسیدن وقت مسابقه فوتبال همه چیز را کنار می گذارد و فقط به آن فکر می کند همین حالت باید در نماز هم باشد. امام باقر فرمودند: «الصلوة عمود الدین» (بحار الانوار،ج82،ص218) ؛ «نماز ستون دین است.» باید چگونه با ستون دین خود رفتار کنیم؟ باید ایمان تقویت شود تا عمل صالح هم تقویت گردد.
6- تبلیغات شدید بیگانگان: دشمن با استفاده از وسایل ارتباط جمعی، رسانه ها و شگردهای تبلیغاتی به جنگ دین آمده است. در این شیوه اول سعی می شود تا ارزش های بومی و مذهبی کم اهمیت جلوه داده شود «مغالطه ی کوچک نمائی» و از سوی دیگر مظاهر تمدن غرب ستوده شود و به عنوان الگوهای جذاب و متناسب با احساسات جوانان و مناسب جهت پیشرفت و توسعه معرفی شود «مغالطه ی بزرگ نمائی»و همچنین رواج افراطی فرهنگ غربی در جوامع اسلامی به ویژه در نسل جوان همواره پیامدها و خطراتی داشته است و می تواند همه چیز را نابود کند و یکی از خطرناک ترین پیامدهای آن تضعیف عقاید و فرهنگ دینی است . بطوری که آداب و سنن اصیل مذهبی به عنوان خرافات از جامعه حذف می شوند و باورهای دینی کم کم به فراموشی سپرده می شوند که کمترین پیامدش ترک نماز و روی آوردن به عقاید تو خالی است. تو خود حدیث مفصل، بخوان از این مجمل . 7- تلاش شیاطین برای اقامه نشدن نماز: در آیه ی 91 سوره مائده بیان شده است که شیطان می خواهد شما را از یاد خدا و نماز باز دارد چرا چنین نباشد در حالی که نماز بهترین عمل صالح برای مبارزه با شیطان است و شیطان ضربه ها از نماز خورده است.
8- موکول کردن اعمال عبادی و تکالیف دینی به آینده: می گویند فرصت زیاد است می شود در پیری جبران کرد در حالی که به هیچ جوانی ضمانت رسیدن به پیری داده نشده است یا مثلا نماز را از اول وقت تاخیر می اندازند و شیطان به آنها القاء می کند که هنوز وقت باقی است تا اینکه اصل نماز ترک می شود. 9- نقش منفی احساس گناه در دل نوجوانان یا جوانان چون گناهی از آنها سر زد نا امید می شوند و احساس گناه می کنندو از خودشان متنفر می شوند و چون فکر می کنند نمازشان درست نیست نماز را ترک می کنند مثل آنکه انسان از چاله خودش را به داخل چاه بیندازد. بجای توبه و جبران گناهی بس بزرگتر که ترک نماز است مرتکب می شود . 10- در حاشیه قرار دادن نماز و اصل قرار دادن امور شخصی خیلی از ما در نماز هم به فکر امور شخصی هستیم در حالی که اصل نماز هم با عجله و عدم توجه به احکام و اسرار و آداب و... خوانده می شود و این برای کسی که ادعای پیروی از معصومین علیهم السلام را دارد بسیار ناشایست است پس تصمیم بگیریم در زندگی اصل و متن را نماز قرار دهیم و همه چیز بر محور نماز تنظیم شود. 11- وجود شبهه در ذهن آن ها درباره ی نماز و مسائل دینی و عدم حل شبهات که باید فورا شبهه را به اهلش عرضه کنند تا برای آ نها حل شود مثلا: می گویند چرا باید نماز بخوانیم؟ مگر خدا به نمازمان احتیاج دارد؟ جواب روشن است خداوند به عبادت ما نیازی ندارد آنقدر فرشته هستند که بالاتر از من و شما او را عبادت کنند علاوه بر اینکه خداوند به عبادت آنها هم نیازی ندارد «ان الله لغنی عن العالمین» یعنی او از همه ی موجودات بی نیاز است. گر جمله ی کائنات کافر گردند، بر دامن کبریاش ننشیند گرد. در جوامعی که ارزش های مذهبی احترام چندانی ندارد و مردم به جای هدایت یکدیگر و امر به معروف و نهی از منکر خود مشوق فساد و یا لااقل بی تفاوت به مسائل دینی هستند بی شک نمی توان از جوانان انتظار داشت که به ارزش های مذهبی پایبند باشند
نماز می خوانیم برای 1- حفظ ایمان 2- عمل به واجب الهی که در قرآن و روایات آمده است. 3- آرامش دل 4- غذای کامل روح 5- ارتباط با خداوند 6- شستشوی گناهان 7- سدی در برابر گناهان آینده 8- تکامل معنوی 9- دعوت به پاک سازی زندگی 10- کلید بهشت. مگر ما کلید بهشت را نمی خواهیم؟ 11- جامع تمام ارزش ها و کمالات و ... 12- گناه: یک عامل اساسی در عدم گرایش به نماز، یا عدم توفیق در اقامه ی نماز حقیقی که در عرفان اسلامی و معارف دینی بر آن تأکید شده است، عامل گناه و اثر بازدارندگی آن است.
از نظرگاه اسلام، قلب انسان مادامی که به گناه آلوده نباشد، آینه ی تجلی حق و وسیله ی شناخت فطری اوست، اما اصرار بر گناه باعث تاریکی قلب شده و کم کم جلوه گری حق در این حرم الهی ( قلب) را مانع می شود. در مناجات امام سجاد (علیه السلام) آمده است: « فیا مولای و یا مؤملی و یا منتهی سؤلی فرق بینی و بن ذنبی المانع لی من لزوم طاعتک؛ پس ای مولای من و امید و نهایت درخواست من، بین من و گناهم که مانع لزوم و پیوستگی اطاعتم از تو می شود، جدایی انداز. » در دعای ابوحمزه ثمالی آمده است: «پروردگارا، من هرگاه به خود می گویم که آماده شده ام ( و محیای مناجات با تو هستم )، و در مقابل تو به نماز می ایستم و با تو مناجات می کنم، در حال نماز، حالت خواب آلودگی بر من می افکنی و مناجات با خود را از من سلب می کنی و مرا چه شده است که هرگاه گفتم که درونم شایسته و نیکو گشته و به مجلس توبه کنندگان نزدیک شده ام، بلایی بر من عارض می شود و قدمم را سست کرده و بین من و خدمت تو، مانع می شود.» حضرت، آن گاه، اقسام شیوه های گناه را که باعث این بلا می گردد، برمی شمارد. بخش اخلاق و عرفان اسلامی تبیان
موضوعات مرتبط: مقالات ناب، مطالب ناب محرم [ جمعه بیست و یکم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 12:20 ] [ محمد باقر حصاری ]
اهمیت تربیت فرزندان از نگاه قرآن-اصول تربیت دینی کودکان
اصول تربیت دینی کودکان-اهمیت تربیت فرزندان از نگاه قرآن و حدیث-محبت به کودکان در قرآن-آیات تربیتی قرآن و دغدغه واقعی امروز والدین از مباحثی است که در تحقیق سایت کرامت رضوان به آن پرداخته شده است. یکی از امتیازات و ویژگیهای قرآن مجید این است که خود یک کتاب تربیتی است و همه آیات آن به طور مستقیم و غیر مستقیم در مقام تربیت انسان در رده های مختلف سنی، از خردسال تا کهن سال است. یکی از بخش های مهم تربیت، تربیت فرزندان است که قرآن در سوره های متعدد و در ضمن بیان سرگذشت انبیا و فرزندان آنان به مسائل تربیت فرزند آگاهی داده است. شالوده جامعه سالم را تعلیم و تربیت درست شکل میدهد. پدر و مادر برای تربیت فرزندان باید روشهای تربیتی را به کار گیرند. انتخاب روش صحیح و نتیجه بخش در تعلیم و تربیت، امری ضروری است. ضرورت و اهمیت بحث زمانی روشن میگردد که پدر و مادر و مربی کودک میتوانند با به کارگیری روشهای اسلامی از بسیاری از مشکلات اخلاقی و مفاسد در جامعه پیشگیری نمایند و زمینههای موفقیت فرزندان خود را در تمامی ابعاد زندگی فراهم کنند. قرآن کریم میفرماید: } لَیْسَ الْبِرُّ بِأَنْ تَأْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ ظُهُورِها وَ لکِنَّ الْبِرَّ مَنِ اتَّقی وَ أْتُوا الْبُیُوتَ مِنْ أَبْوابِها {1)؛ « نیکی در آن نیست که بجای استفاده از درها برای ورود به خانه از پشت خانهها و بیراههها وارد شوید، نیکویی آن است که پارسا باشید و از در خانه ها وارد شوید». این آیه به این نکته اشاره میکند که هر کار روش ویژهای دارد که باید مورد توجه قرار گیرد(2).
هفت سال نخستین، مرحله «خودمدارى» است. دورانى که کودک مىبایست آزاد باشد رشد نماید و مسئولیتى متوجه او نگردد. از اینرو در روایات آمده است که: «هفت سال کودک را براى بازى رها سازید و...» امام على(ع) مىفرماید: «یُرخى الصبّىُ سَبْعاً ....»(14) تا هفت سالگى بر کودک سختگیرى نمىشود. هفت سال دوم تا چهارده سالگى ( مرحله اطاعت و فرمانبرداری): از ابتداى این دوره، آموزش رسمى به طور جدى نیز شروع مىشود. در این دوران، برخلاف مرحله سیادت وکودکى، دیگر نباید او را کاملاً آزاد گذاشت، بلکه باید تمام اوقات وى تحت مراقبت منظم، برنامهریزى شده و دقیق قرار گیرد، تا مسئله آموزش و تربیت او به خوبى پیش رود. هفت سال سوّم زندگى ( وزارت): که از یازده یا دوازده سالگى آغاز و در سالهاى هفده یا هیجده سالگى پایان مىیابد. در این دوره، رشد جسمانى، عقلانى و عاطفى تکامل مىیابد. ناموزونى بین احساسات و عقل، بزرگترین مشکل را براى جوانان در پى دارد. در این دوره که دوره تشخص طلبى جوان است و به شدت میل به استقلال دارد و تمایلات در این دوره بیشتر است، وظیفه مربى است که به این تمایلات اعتدال ببخشد و غرایز سوزانى را که زبانه مىکشند و هر لحظه ممکن است جوانى را طعمه حریق نماید، مهار کند و جوان را از پرتگاه ارضاى نادرست غرایز نجات دهد و او را وزیر و مشاور خویش قرار دهد؛ به دلیل این که این مرحله، هنگام شکوفایى فکرى و «خود مدیرى» است. در این مرحله عواملى چون مشورت کردن و تبادل افکار مىتواند در رشد عقلى جوان نقش مؤثر ایفا کند.
در حدیثی از امام محمد باقر(ع) و امام جعفر صادق(ع) آمده است: «وقتی پسر به سه سالگی رسید به او بیاموزند که هفت مرتبه «لااله الا الله» بگوید. پس او را آزاد گذارند تا سن او به سه سال و هفت ماه و بیست روز برسد، آنگاه به او آموزش دهند که «محمد رسول الله» بگوید. سپس آزادش بگذارند تا چهار سالگی او تمام شود آنگاه به او بگویند، هفت بار بگوید «صلی الله علی محمد و آله». باز رها شود تا پنج سالگی او تمام شود. در این هنگام به او بگویند: دست راست و چپ تو کدام است؟ پس اگر دست راست و چپ را از هم تشخیص داد، صورتش را به سوی قبله برگردانده و به او گفته شود سجده کن. و همچنین آزاد گذاشته شود. تا اینکه هفت سال او تمام شود. در این زمان به او گفته شود صورت و دو دستش را بشوید و نماز بخواند. سپس رها شود تا نه سالش تمام شود. در این سن، وضو را به او یاد دهند و به نماز دستورش دهند. تربیت کودکان از منظر قرآن و حدیثتربیت در لغت به معنای پروراندن کودک است(3) و در اصطلاح عبارت است از فراهم کردن زمینهها و عوامل برای به فعلیت رساندن و شکوفا کردن استعدادهای انسان در جهت مطلوب. ماده(4) نمونه هایی از آیات تربیتی قرآن در اینجا ذکر میشود: الف- } وَقُل رَّبِّ ارْحَمْهُمَا کَمَا رَبَّیَانِی صَغِیرًا {(5)؛ «و بگو پروردگارا همانگونه که آنها مرا در کودکی تربیت کردند، مشمول رحمتشان قرار ده». منظور از تربیت در این آیه پروراندن قوای مادی و معنوی است. ب- } أَلَمْ نُرَبِّکَ فِینَا وَلِیدًا وَلَبِثْتَ فِینَا مِنْ عُمُرِکَ سِنِی {(6)؛ «آیا ما تو را در کودکی پرورش ندادیم و سالهایی از زندگیت را در میان ما نبودی». تربیت در این آیه، در مورد امور جسمانی انسان به کار رفته است(7).
روشهای تربیت فرزند دینیتربیت آنگاه به ثمر مینشیند که شیوههای درست و مناسب در آن بهکار گرفته شود.(8) برخی از مهمترین روشهای تربیتی در اسلام عبارتند از: روش گفتاری؛ در این روش، پدر و مادر و مربیان با استفاده از گفتار و بیان خویش به تربیت کودک اقدام میکنند که شامل شیوه گفتار مستقیم و غیر مستقیم است. الف) گفتار مستقیمیکی از شیوههای تربیتی، آموزش مستقیم است که بیشتر به صورت گفتاری صورت میگیرد. بسیاری از امور اخلاقی، علمی و اجتماعی جز از طریق آموزش مستقیم گفتاری آموخته نمیشوند(9). روش آموزش مستقیم در موارد زیر کاربرد دارد: 1. آموزش معارف دینی؛ پیامبر اکرم(ص)فرمودند: «عَلِّمُوا اَولادِکُم الصَّلَاه إِذَا بَلَغُوا سَبْعا»(10)؛ «به فرزندانتان هنگامی که به هفت سالگی رسیدند نماز را بیاموزید».
2 . موعظه و نصحیت؛ حضرت علی(ع)به فرزندش امام حسن مجتبی(ع) فرمود: «أَحْیِ قَلْبَکَ بِالْمَوْعِظَى»(11)؛ دلت را با موعظه زنده کن».
3 . آموزش حیا و تربیت جنسی کودک 4 . آموزش احکام و فروعات شریعت به فرزندان 5 . تقویت حس مسئولیتپذیری، شهامت و درایت در فرزندان. داستان حضرت یوسف (ع)، به تنهایی حاوی پیامها و رهنمودهای نکته آموز تربیتی در این زمینه است. ب) گفتار غیر مستقیمآموزش ارزشهای دینی تا حدود ۶سالگی به صورت گفتار مستقیم صورت میگیرد، زیرا کودکان تا این سن مقاومت چندانی در مقابل آموزههای دینی ندارند؛ اما از این سن به بعد با توجه به افزایش مقاومت روانی آنان، باید از شیوه القای غیر مستقیم استفاده کرد(12). برخی از راهکارهای گفتار غیر مستقیم عبارتند از: ۱- داستان؛ داستان و قصه بهصورت غیر مستقیم در اعماق روح خواننده و شنونده تأثیر میگذارد و عواطف و احساسات را تحت تأثیر قرار میدهد(13). آیات زیادی از قرآنکریم بیانگر داستانهای پیامبران و تلاش آنها در هدایت مردم و اصلاح امور دنیوی و اخروی آنهاست(14). ۲- شعر؛ با استفاده از شعرهای ساده و دور از صناعات پیچیده ادبی، میتوان ارزشهای دینی بسیاری را به کودک آموخت. شعر پس از حفظ شدن به تدریج تبدیل به ملکه میشود(15). حضرت زهرا(س) خطاب به امام حسن(ع) این شعر را میخواندند:
۳- رسانههای گروهی؛ رسانههای گروهی را میتوان به دو دسته صوتی ـ تصویری و مکتوب تقسیم نمود. رسانههای صوتی ـ تصویری مانند رادیو، تلویزیون، بازیهای رایانهای، نوارها، سیدیهای و… است که به صورت غیرمستقیم بر تربیت فرزندان تأثیرات شگرفی میگذارند.(17) امروزه تأثیرگذاری تلویزیون نسبت به دیگر رسانههای جمعی بیشتر است(18). به گزارش متخصصان، کودکان ایرانی بیشتر از کودکان کشورهای پیشرفته مانند آمریکا، فرانسه، انگلیس و ژاپن به تماشای برنامههای تلویزیون علاقمند هستند. بر اساس آمار (سال 1384) در ایران ۴۰% تماشاکنندگان برنامههای تلویزیون، کودک و۳۰% نوجوانان میباشند(19). روش الگویی؛ در این روش از فرد یا افرادی که دارای رفتار مطلوب هستند، به عنوان سرمشق و الگو استفاده میشود تا از رفتار آنها پیروی شود.(20) در آیات زیادی از قرآن کریم الگوهای شایسته معرفی شدهاند. پیامبر اکرم(ص) در اینباره میفرمایند: «کُونوا دُعَاه النّاس بِأَعْمالِکُمْ وَ لا تَکُونُوا دُعَاه بِألْسِنَتِکُمْ»؛(21) «مردم را با رفتار خود راهنمایی و تربیت کنید نه فقط با زبانهای خود». بر این اساس پدر و مادر باید الگوهای رفتاری زنده و مناسبی برای فرزندانشان باشند. امروزه یکی از مهمترین الگوهای کودکان، شخصیتهای برنامههای تلویزیونی هستند که با ایجاد رابطه عاطفی مناسب در نظر کودکان، بر تربیت آنان تاثیر میگذارند. پدر و مادر میبایست با استفاده از روش الگویی، فرزندان خود را به سمت الگوهای سالم جهت دهی نمایند و برای دیدن برنامههای مفید و فیلمهای آموزنده، آنان را تشویق کنند. روش محبت؛ محبت در لغت به معنای دوست داشتن است و در مقابل بغض و کینه داشتنقرار میگیرد.(22) محبت بر دو نوع است: محبت عاقلانه و منطقی که مقرون به منطق و موافق با مصلحت است(23) وبه معنای در نظر نگرفتن مصلحت فرزندان در عمل کردن به خواسته هایشان است. محبت به کودکان در قرآن و از دیدگاه اسلام میبایست موافق مصلحت و خیر و سعادت باشد. نیز باید توجه کرد که در این محبت کردن، مصلحت فرد به تنهایی مورد توجه نیست، بلکه مصلحت جامعه باید در نظر گرفته شود.(24) آثار محبتمحبت، یکی از نیازهای اساسی انسان است مانند نیاز به آب و غذا. برخی از تاثیرات محبت عبارتند از:
شیوههای محبتبرخی از مهمترین روشهای عملی محبت و مهرورزی به فرزندان عبارتند از: الف) نوازش کردن؛ در سیره پیامبر اکرم(ص) آمده است که حضرتش به هنگام صبح، دست نوازش بر سر فرزندان و نوههای خود میکشید(26) ب) بوسیدن؛ امام صادق(ع) از رسول خدا(ص)نقل فرمودند که: «مَنْ قَبَّلَ وَلَدَهُ، کَتَبَ اللهُ عَزَّ و جَلَّ لَهُ حَسَنَى...»؛(27) «هر کس فرزندش را ببوسد، خداوند برای او کار نیکی در نامه عملش مینویسد و هر کس او را شاد کند، خداوند او را در قیامت شاد میگرداند و هر کس او را قرآن یاد بدهد والدینش فرا خوانده میشوند و دو جامه ارزشمند به آنان میپوشانند که از نور آن جامه در صورتهای بهشتیان، نورانی میگردد».».
ج) همبازی شدن با کودک؛ رسول خدا(ص)امام حسن(ع) و امام حسین(ع) را بر دوش خود سوار میکردند و به آنها میفرمودند: خوب مرکبی دارید! و شما سوارکاران خوبی هستید. «و قال نعم المطی مطیکما و نعم الراکبان انتما»(28). بازی و سرگرمی، حق طبیعی کودک است که دست حکیمانه خلقت، در نهاد وی به ودیعت نهاده است. والدین نباید به بهانه کثرت مشغله، ترس از اتفاقات حین بازی و...کودک را از این حق غزیزی محروم کنند. از طریق همبازی شدن با کودک، میتوان کنترل خشم، مهرورزی، همکاری و تعاون، مهارت آموزی، رعایت حقوق دیگران (همبازی) و... را به کودک آموخت. در این خصوص تنها به دو آیه از قرآن اشاره میکنیم: روش تکریم شخصیت
برخورد کریمانه با کودک و نوجوان استاد شهید مرتضی مطهری، محور اخلاق اسلامی را کرامت انسان میداند. تکریم و احترام به شخصیت، از جمله نیازهای طبیعی و اساسی هر انسان است. اگر این نیاز طبیعی برآورده شود، آدمی احساس آرامش میکند و اعتماد به نفس در او تقویت میشود. علاوه بر این، اگر شخص ، مورد تکریم قرار بگیرد، متقابلاً به شخصیت دیگران احترام میگذارد و آنان را مورد تکریم قرار میدهد. همه افراد بهویژه کودکان نیازمند تکریم و احترام هستند؛ از اینرو، اسلام نسبت به تکریم شخصیت افراد تأکید فراوان کرده است. از نظر اسلام کودکان و نوجوانان هم شایسته کرامت و احترام هستند و باید به احساسات آنان احترام گذاشت. والدین در این خصوص وظیفه مهم و خطیری برعهده دارند آنان باید شخصیت کودک را مورد توجه قرار داده، براساس اصل کرامت و حرمت انسان با او رفتار کنند. از پیامبر اکرم(ص)نقل شده است که فرمود: «اَکْرِمُوا أَوْلَادَکُمْ وَ أَحْسِنُوا آدابَهُمْ، یُغْفَرْلَکُمْ»(29)؛ «فرزندانتان را گرامی بدارید و آداب نیکو به آنان بیاموزید تا گناهانتان آمرزیده شود»(30). شیوههای تکریم شخصیتمهمترین شیوههای تکریم عبارتنداز:
روش تشویق؛تشویق در لغت به معنای برانگیختن و به شوق آوردن است(36) و سخن یا عملی است که به وسیله آن از فعل فاعل قدردانی میشود و او را برای تکرار آن عمل، مشتاقتر میکند. تشویق در ضمن، دیگران را نیز به انجام آن عمل بر میانگیزد. در آیاتی از قرآن کریم به این روش اشاره شده است: } وَمَا جَعَلَهُ اللّهُ إِلاَّ بُشْرَی وَلِتَطْمَئِنَّ بِهِ قُلُوبُکُمْ {(37)؛ «خداوند قرآن را جز مایه بشارت و برای آنکه دلهایشان به آن آرام و اطمینان گیرد، قرار نداده است».
شیوههای تشویق:الف) توجه عاطفی؛ نگاه محبتآمیز، لبخند، تغییر حالت چهره به نشانه خشنودی، بوسیدن، در آغوش گرفتن و هرگونه احساس تأیید و ملاطفت از سوی پدر و مادر، در تشویق کودک و ایجاد احساس مثبت در او نقش موثری دارد(38). ب) تشویق زبانی؛ تعریف و تمجید و قدردانی زبانی، ابزار ساده و کمهزینهای است که میتواند کودک را به رفتارهای مناسب سوق دهد. بسیاری از پدر و مادرها در تشویق کودکانشان کوتاهی میکنند و همین امر، گاه کودک را در ارائه رفتار مناسب مردد میسازد. در مقابل، برخی نیز از تشویق زبانی به اندازه و بهجا استفاده نمیکنند و در این امر زیادهروی مینمایند. اینگونه تشویقها به تدریج تأثیر خود را از دست خواهد داد و باعث بالا رفتن توقع کودک خواهد شد.(39). ج) تشویق عملی؛ دادن جایزه و هدیه، رفتن به گردش و تفریح و اجازه بازی و بیرون رفتن با دوستان، از جمله موارد تشویق عملی است که متناسب با سن کودک میتوان آنها را به کار بست.(40) روش تنبیه؛ تنبیه در لغت به معنای آگاه کردن، بیدار کردن و هوشیار ساختن است(41) و در اصطلاح عبارت است از مجازات کسی که کار ناپسندی را انجام داده است با هدف جلوگیری از تکرار آن.
تنبیه بهطور کلی بر دو قسم است:۱- کارهای دردآوری که بهصورت مستقیم بر بدن انسان اثر میگذارند مانند کتک زدن و شکنجههای جسمانی که از آن با عنوان تنبیه بدنی یاد میشود. ۲- رفتارهایی که با هدف مجازات انجام میگیرند و موجب ناراحتی انسان میشوند اما بر بدن اثری ندارند، مانند قهر، تندی و خشنوت، توبیخ و نکوهش و … که به آنها تنبیه غیر بدنی میگویند.(42) تنبیه غیر بدنی بر تنبیه بدنی مقدم است و شامل مراحلی همچون بیتوجهی و بیاعتنایی، استفاده از حالات چهره برای ابراز نارضایتی و ناراحتی،(43)تحریک عواطف و احساسات،(44)استفاده از گفتارهای کنایی و اشارهای، اعمال حساب شده محرومیتهای مختلف،(45) قهر کردن «البته باید کوتاه باشد»،(46)و جریمه کردن میشود. تنبیههای غیر بدنی گرچه، ضعیفتر و کمزیانتر از تنبیههای بدنی هستند، اما بیزیان هم نیستند. به همین دلیل تا ضرورت اقتضا نکند، نباید از آنها استفاده کرد(47)
موارد جواز تنبیه بدنیدر تعالیم اسلامی در برخی موارد، تنبیه بدنی مجاز دانسته شده است که عبارتند از: الف) تربیت و هدایت کودک؛ امام صادق(ع) فرمودند:«أَدِّبِ الْیَتِیمَ مِمَّا تُؤَدِّبُ مِنْهُ وَلَدَکَ وَ اضْرِبْهُ مِمَّا تَضْرِبُ مِنْهُ وَلَدَکَب»(48)؛ «آنگونه که فرزند خود را ادب میکنی کودک یتیم را نیز ادب کن و بهخاطر انجام هر عملی که فرزندت را کتک میزنی، کودک یتیم را در همان مورد کتک بزن».
ب) ادای واجبات دینی؛ رسول خدا(ص)فرمودند: «علموا الصبی الصلاه ابن سبع سنین و اضربوه علیها ابن عشر سنین»(49)؛ «به کودکان در سنّ هفتسالگی نماز بیاموزید و در دوازده سالگی [در صورت سستی در نماز] او را تنبیه کنید».
ج) ارتکاب کبیره؛ برخی فقها در مورد ارتکاب کبیره توسط اطفال، تنبیه بدنی ایشان را مجاز دانستهاند که آیت الله بروجردی از آن جمله است.(50)
گذشت و چشم پوشی یک راهبرد تربیتی این راهبرد در زمانی کارایی دارد که کودک خود قبل از هر چیز، از رفتار اشتباهش اظهار ندامت کند در غیر این صورت، ممکن است به عصیان بیشتر وی بینجامد.
چند نکته درباره آیه ۱۳ لقمان: خداوند درسوره لقمان آیه ۱۳ میفرماید: «وَ إِذْ قالَ لُقْمانُ لابْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ لا تُشْرِکْ بِاللَّهِ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ»
۱- از بهترین راه هاى تربیت صحیح فرزند، گفتگوى صمیمى با اوست. «وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ» ۲- از رسالت هاى پدر نسبت به فرزند، موعظه است. «قالَ لُقْمانُ لِابْنِهِ وَ هُوَ یَعِظُهُ» ۳- فرزند، به نصیحت نیاز دارد. «وَ هُوَ یَعِظُهُ» ۴- با نوجوان باید با زبان موعظه سخن گفت، نه سرزنش. «وَ هُوَ یَعِظُهُ یا بُنَیَّ» ۵- موعظه باید با محبّت و عاطفه همراه باشد. «یا بُنَیَّ»ک
نقش خانواده در جذب فرزندان به یادگیری آموزه های قرآنیراهنمایی والدین در این زمینه شرط اول جذب قرآن آموزان است که با آگاهی بخشی به فرزندان آنان را از گرایشات منفی و نادرست که پیش بهسوی مسیر جهالت و شیطانی دارند، بازداشته و آنان را به گام برداشتن در مسیر سعادت و خوشبختی هدایت کنند. پایبندی والدین به اصول قرآنی موجب می شود تا فرزندان نیز قرآن را بهعنوان نسخه و کتاب راهنما در زندگی خود بهکار گیرند و مشکلات خود را با نور هدایتگر قرآن مرتفع کنند. از طرفی آموزش گرفتن کودکان و ثبت نام در مکان ها و فضاهای قرآنی ، راه را برای خانواده ها و دغدغه های آنها کمتر کرده و فرزندی افتخار آفرین در جامعه خواهند داشت و پیش دبستانی قرآنی کرامت رضوان، این رسالت را به بهترین شکل ممکن به عهده گرفته و فرزندان افتخار آفرینی را به خانواده ها هدیه نموده است.
نتیجهدر اسلام، تربیت از جایگاه و اهمیت والایی برخوردار است و پدر و مادر برای موفقیت در این امر باید روشهای صحیح تربیتی را فراگیرند. بسیاری از مشکلات و انحرافات اخلاقی و تربیتی عصر حاضر از عدم بهرهگیری از روشهای تربیتی صحیح ناشی میشود. پدر و مادر و مربیان ناآگاهانه تربیت را در روشهای مستقیم تربیتی (گفتار مستقیم و تنبیه) محصور میکنند و خود و فرزندانشان را از روشهای تربیتی صحیح و اسلامی محروم میکنند. در نظام تربیت اسلامی به تفاوتهای فردی و شخصیتی توجه شده است تا پدر و مادر بتوانند با به کارگیری روشهای تربیتی متناسب با روحیه و شخصیت هر فرد، در این امر مهم موفق گردند. بنابراین به کارگیری روشهای تربیتی علاوه بر اینکه والدین را در تربیت هر چه بهتر فرزندان موفق میگرداند، امری اجتناب ناپذیر میباشد.
فهرست منابع
———————————————— پانوشت: 1. بقره/۱۸۹٫ 2. محسن قرائتی، تفسیرنور، ج۱، ص۳۸۶ . 3. علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج۴، ص۱۰۴۵۳٫ 4. محسن شکوفی یکتا، تعلیم و تربیت اسلامی و مبانی و روشها، ص۶٫ 5. اسراء/۲۴٫ 6. شعراء/۱۸٫ 7. مهدی صانعی، پژوهشی در تعلیم و تربیت، ص۲۶٫ 8. نعمتالله یوسفیان، تربیت دینی فرزندان، ص۱۰۷٫ 9. محمدرضا سالاریفر، درآمدی بر نظام خانواده در اسلام، ص۱۲۹٫ 10. محمد ریشهری، میزان الحکمى، ص۵۶٫ 11. محمد دشتی، ترجمه نهجالبلاغه، نامه۳۱، ص۵۲۰٫ 12. حسین دهنوی، نسیم مهر (پرسش و پاسخ تربیت کودک و نوجوان)، ج۱، ص۷۳٫ 13. ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج۲، ص۱۰۹٫ 14. همان، ص۱۱۰٫ 14. شیخ حر عاملى، وسائل الشیعه، ج 15، احکام اولاد، ص 194. 15. حسین دهنوی، نسیم مهر، ج۱، ص۷۳٫ 16. «پسرم حسن، مانند پدرت باش، ریسمان ظلم را از حق برکن، خدایی را بپرست که صاحب نعمتهای متعدد است و هیچگاه با ظلم و تعدی دوستی مکن». محمدبن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب(ع)، ج۲، ص135؛ عذرا انصاری، جلوههای رفتار حضرت زهرا۳، ص۳۸٫ 17. محمد داوودی، نقش معلم در تربیت دینی، ص۱۱۲٫ 18. پاول هنری ماسن و دیگران، رشد و شخصیت کودک، ص514٫ 19. ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ج۱، ص257٫ 20. همان، ج۲، ص۹۸٫ 21. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵، ص۱۹۸٫ 22. خلیل بن احمد فراهیدی، کتاب العین، الجزء الثالث، ص۳۱ . 23. نعمتالله یوسفیان، تربیت دینی فرزندان، ص۱۱۶٫ 24. مرتضی مطهری، مجموعه آثار شهید مطهری، ج۲۲، صص745ـ748٫ 25. ابراهیم امینی، اسلام و تعلیم و تربیت، ص۱۹۳؛ حسین روحانینژاد، تعلیم و تربیت اسلامی، صص۱۲۲ـ124٫ 26. محمد طباطبایی، سنن النبی (آداب و سنن پیامبر۶)، ص85، ح۱۷۳٫ 27. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۶، ص49؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۷، ص304٫ 28. محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، چ43، ص۲۸۶٫ 29. محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعى، ج۲۱، ص394٫ 30. حسین روحانینژاد، تعلیم و تربیت اسلامی، ص۱۲۷٫ 31. محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعى، ج۲۱، ص۳۸۹٫ 32. محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعى، ج۸، ص۴۴۱٫ 33. حسین روحانینژاد، تعلیم و تربیت اسلامی، ص۱۲۸٫ 34. محمدجواد طبسی، حقوق فرندان در مکتب اهل بیت:، ص۳۹٫ 35. محمد بن حسن حرعاملی، وسائل الشیعى، ج۲۱، ص483؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۹۲٫ 36. علی اکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا ، ج۴، ص5921٫ 37. انفال/۱۰٫ 38. حسین دهنوی، نسیم مهر، ج۲، ص۵۱٫ 39. همان، ص۵۲٫ 40. محمدرضا سالاریفر، درآمدی بر نظام خانواده در اسلام، صص۱۳۳ و 134٫ 41. علیاکبر دهخدا، لغت نامه دهخدا، ج۴، ص۶۱۴۵٫ 42. حسین روحانینژاد، تعلیم و تربیت در اسلام، ص۱۳۳٫ 43. محمدرضا سالاریفر، درآمدی بر نظام خانواده در اسلام، ص134٫ 44. حسین دهنوی، نسیم مهر، ج۱، ص۹۸٫ 45. محمدرضا سالاریفر، درآمدی بر نظام خانواده در اسلام، صص135 و 136٫ 46. موسی رضایی، خانواده و نگرش نو به تعلیم و تربیت فرزندان، ص226٫ 47. محمدرضا سالاریفر، همان، ص136٫ 48. محمد بن یعقوب کلینی، کافی، ج۲، ص۴۷٫ 49. المتقی بن حسامالدین الهندی، کنزالعمال، ج16، ص۴۴٫ 50. محمد عطاران، آراء مربیان بزرگ مسلمان درباره کودک، ص۸٫ ۵ از ۵ ★ ★ ★ ★ ★ موضوعات مرتبط: مقالات ناب، مطالب قرآنی [ دوشنبه دهم مرداد ۱۴۰۱ ] [ 10:58 ] [ محمد باقر حصاری ]
|
|||||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | |||||