کشکول حصاری  (گلچینی از بهترین ها)
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید

[ شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ ] [ 12:22 ] [ محمد باقر حصاری ]
 

 

 کسی که با ایمان از دنیا رود اما عمل صالحی در توشه نداشته باشد بسان مجرمان در عذاب الهی خواهد بود و پس از زمانی به شفاعت شفیعان از عذاب الهی نجات یافته و به واسطه ایمان اندکش جایگاهی در بهشت پیدا خواهد نمود.


 جهنم جایگاه معصیت پیشگان و خدا گریزان است که از رحمت خدا دور شده و در آتش خشم خداوند مآوا گزیدند. قرآن کریم  از اهل جهنم بسیار سخن رانده و به شیوه ای انذار گونه حال بد ایشان را وصف نموده و از رفتارهایی که چنین سرانجام وحشتناکی دارد بر حذر داشته است  تا آنجا که حجتی بر اهل معصیت باقی نمانده تا آن را دستاویز خود برای رهایی از دوزخ قرار دهند.

آیا  خروج از دوزخ ممکن است؟
حال جای این پرسش است آیا ممکن است کسی قدم به دوزخ گذارد آنگاه پس از زمانی, در رحمت خدا به روی او گشوده شود  و از عذاب سخت الهی جان به در برد؟

در پاسخ باید گفت: آری ممکن است؛ قرآن کریم می فرماید ‌(خالِدِينَ فِيها ما دامَتِ السَّماواتُ وَ الْأَرْضُ إِلَّا ما شاءَ رَبُّكَ...)(1) و در آن آتش ابدى و جاويد هستند تا وقتى كه آسمانها و زمين باقى مى‏ باشند مگر آنكه اراده حق بر نجاتشان تعلق بگير. امام صادق ع در تفسیراین آیه شریفه فرمودند: (هذه في الذين يخرجون من النار)(2) یعنی این آیه در مورد کسانی است که از آتش خارج خواهند شد.
 
چه کسانی از آتش جهنم خارج می شوند؟
خروج از دوزخ ممکن است  اما چه کسانی از عذاب نجات خواهند یافت؟
آشکار است آنها که قرآن حکم خلود شان را امضا نموده است امیدی به نجات ندارند. چگونه آن کس که از در  دشمنی و تکذیب با خدا در آمده و عمری را با انکار پروردگار خود و آزار رسولانش زیسته و آتشی سخت برای خود فراهم آورده توان خروج از عذاب دارد؟ در حالیکه قرآن کریم می فرماید: (وَالَّذِينَ كَفَرواْ وَكَذَّبُواْ بِآيَاتِنَا أُولَـئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ(3)و آنان كه كافر شدند و تكذيب آيات ما كردند اهل دوزخند و در آن آتش هميشه معذب خواهند بود.

قرآن کریم در آیات فراوان جاودانگان در آتش را به خوبی معرفی نموده است. اما گاهی در گوشه و کنار قرآن  می توان رد پای کسانی را یافت که هنوز روزنه ی امیدی به نجات دارند. این افراد چه کسانی هستند و چه چیز موجب نجات ایشان شده است؟ پاسخ را ابتدا از قرآن می جوییم سپس شواهدی از روایات بیان خواهیم نمود.

عهد خدا نجات بخش مجرمان
قرآن کریم می فرماید: (وَ قالُوا لَنْ تَمَسَّنَا النَّارُ إِلاَّ أَيَّاماً مَعْدُودَةً قُلْ أَتَّخَذْتُمْ عِنْدَ اللَّهِ عَهْد...)(4)، گفتند: آتش دوزخ جز چند روزى بما نمى‏ رسد، بگو مگر شما از خدا عهد گرفته بوديد) از این آیه بر می آید اگر کسی با خداوند عهدی داشته باشد چه بسا پس از زمانی لباس عذاب را از تن در آورد.

این پیام را می توان از آیات دیگر قرآن نیز فهمید. آنجا که می فرماید: (يَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقينَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْداً وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمينَ إِلى‏ جَهَنَّمَ وِرْداً لا يَمْلِكُونَ الشَّفاعَةَ إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً)(5) بر اساس این آیات برخی از کسانی که خداوند ایشان را مجرم نامیده با خداوند عهدی دارند که  سرانجام همین عهد ایشان را مشمول شفاعت شفیعان خواهد کرد و از میان مجرمان خارج خواهد نمود.

آن عهد کدام است؟
در آیاتی دیگر قرآن می فرماید: (إِنَّهُ مَنْ يَأْتِ رَبَّهُ مُجْرِماً فَإِنَّ لَهُ جَهَنَّمَ لا يَمُوتُ فيها وَ لا يَحْيى وَ مَنْ يَأْتِهِ مُؤْمِناً قَدْ عَمِلَ الصَّالِحاتِ فَأُولئِكَ لَهُمُ الدَّرَجاتُ الْعُلى)(6) هرآينه هر كس كه گنهكار نزد پروردگارش بيايد، جهنم جايگاه اوست كه در آنجا نه مى ‏ميرد و نه زندگى مى ‏كند. و آنان كه با ايمان نزد او آيند و كارهاى شايسته كنند، صاحب درجاتى بلند باشند.

از اين آيه بر مى ‏آيد: آن كس که مؤمن باشد اما عمل صالحی در طومارش نداشته باشد نیز در زمره مجرمان خواهد بود. پس مجرمين دو طائفه‏ اند، يكى آنكه نه ايمان آورده، و نه عمل صالح كرده ‏اند، و دوم كسانى كه ايمان آورده‏ اند، ولى عمل صالح نكرده ‏اند.

بنابراین يك طائفه از مجرمين مردمانيند كه بر دين حق بوده‏ اند، ولی عمل صالح نكرده‏ اند، و اين همان كسى است كه جمله: (إِلاَّ مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْد)، در باره‏ اش تطبيق مى‏ كند(7). بنابراین آن عهد ایمان است.

بر این اساس کسی که با ایمان از دنیا رود اما عمل صالحی در توشه نداشته باشد بسان مجرمان در عذاب الهی خواهد بود و پس از زمانی  به شفاعت شفیعان از عذاب الهی نجات یافته و به واسطه ایمان اندکش جایگاهی در بهشت پیدا خواهد نمود.

روایاتی در مورد خروج از جهنم
آنچه از آیات قرآن استفاده نمودیم در روایات فراوانی از اهل بیت ع به چشم می خورد. ( مُذْنِبُو أَهْلِ‏ التَّوْحِيدِ لَا يَخْلُدُونَ فِي النَّارِ وَ يَخْرُجُونَ مِنْهَا وَ الشَّفَاعَةُ جَائِزَةٌ لَهُمْ)(8) خداپرستان گناهکار در آتش جاودانه نیستند و با شفاعت از آن خارج خواهند شد. 

در روایت دیگر امام باقرع فرمودند: (إِنَّ الْكُفَّارَ وَ الْمُشْرِكِينَ يَرَوْنَ أَهْلَ التَّوْحِيدِ فِي النَّارِ فَيَقُولُونَ مَا نَرَى تَوْحِيدَكُمْ أَغْنَى عَنْكُمْ شَيْئاً وَ مَا أَنْتُمْ وَ نَحْنُ إِلَّا سَوَاءً قَالَ فَيَأْنَفُ لَهُمُ الرَّبُّ عَزَّ وَ جَلَّ فَيَقُولُ لِلْمَلَائِكَةِ اشْفَعُوا فَيَشْفَعُونَ لِمَنْ شَاءَ اللَّهُ وَ يَقُولُ لِلْمُؤْمِنِينَ مِثْلَ ذَلِكَ ُ(9)...  «حُمران‌ بن‌ أعْيَن‌ گويد: من‌ از حضرت‌ باقر عليه‌ السّلام‌ شنيدم‌ كه‌ مي‌فرمود: چون‌ مشركان‌ و كافران‌، أهل‌ توحيد و مؤمنان‌ را روز قيامت‌ در آتش‌ ببينند، مي‌گويند: ما نمي‌بينيم‌ كه‌ اين‌ ايمان‌ و توحيد دستي‌ از شما گرفته‌ باشد و شما را بي‌نياز كرده‌ باشد! و ما و شما هر دو مساوي‌ هستيم‌!

حضرت‌ ربّ عزّ وجلّ اين‌ سخن‌ را دربارۀ مؤمنان‌ نمي‌پسندد و به‌ فرشتگان‌ مي‌گويد: شفاعت‌ كنيد! آنقدر شفاعت‌ مي‌كنند كه‌ خدا بخواهد. و به‌ مؤمنان‌ مي‌گويد: شفاعت‌ كنيد! و آنقدر شفاعت‌ مي‌كنند كه‌ خدا بخواهد.

پی نوشت ها:
(1)هود/107.
(2)البرهان في تفسير القرآن، ج‏3، ص: 133
(3)بقره/39
(4)بقره/80.
(5)مریم/85-87
(6)طه/74و75
(7)ترجمه الميزان، ج‏1، ص: 259
(8)عيون أخبار الرضا عليه السلام، ج‏2، ص: 125
(9)البرهان في تفسير القرآن، ج‏3، ص:134

 


برچسب‌ها: چه کسانی از آتش جهنم خارج می شوند
[ سه شنبه سی ام تیر ۱۳۹۴ ] [ 14:59 ] [ محمد باقر حصاری ]

امام علي (علیه السلام):

در عجبم از مردمی که:

به دنبال دنیایی هستند که روز به روز از آن دورتر میشوند،

و غافلند از آخرتی که روز به روز به آن نزدیکتر میشوند.


برچسب‌ها: مردمی که
[ شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 21:37 ] [ محمد باقر حصاری ]
[ شنبه بیست و هفتم تیر ۱۳۹۴ ] [ 15:3 ] [ محمد باقر حصاری ]

راه‏های ابراز محبت نسبت به اهل بیت

1.معرفت نسبت به اهل بیت

اولین و مهم‏ترین راه ابراز محبت به اهل بیت، آگاهی از معرفت و کمالات و فضایل وجودی شخصیت آن‏هاست.زیرا محبتی که از طریق شناخت و معرفت به دست نیاید، یک محبت احساسی محض است.این نوع محبت، همان‏گونه که ممکن است خیلی سریع در قلب ایجاد شود، به همان ترتیب ممکن است خیلی سریع نیز از قلب زایل شود.به همین دلیل در روایات، یکی از وظایف مهم امت در برابر امام، معرفت نسبت به شخصیت امام است و گفته‏اند، اگر کسی از دنیا برود، در حالی که نسبت به امام زمانش معرفت نداشته باشد، به سان کسی است که در زمان جاهلیت از دنیا رفته است؛ (38) یعنی قلبش به نور اسلام منور نشده است.
حال این پرسش مطرح می‏شود که:از چه راه‏هایی می‏توانیم نسبت به اهل بیت معرفت پیدا کنیم؟
اولین راه معرفت نسبت به سیره اهل بیت آن است که یک بار تاریخ پرفراز و نشیب حیات اهل بیت را مطالعه کنیم تا از مواضع مختلف آن‏ها در جنگ‏ها و صلح‏ها، پیروزی‏ها و شکست‏ها، غم‏ها و شادی‏ها، هنگام فقر و ثروت، در اوج حاکمیت ظاهری و در هنگام اسارت و زندان، و از رابطه عاشقانه آن‏ها با خدا و روابط محبت‏آمیز با همسران و فرزندان و با مردان و زنان مؤمن، آگاه شویم.
راه دیگر، تأمل و تفکر درباره گفتار حکمت‏آمیز آن‏ها در زمینه‏های گوناگون است.

2.اطاعت از اهل بیت

طریق دیگر ابزار محبت به اهل بیت آن است که به فرمان‏های آن‏ها گوش جان بسپاریم و به فرمان‏هایی که برای اعتلای دین حق و تکامل روحمان صادر شده است، به صورت دقیق عمل کنیم و هنگامی که ما را از انجام برخی اعمال برحذر داشته‏اند به طور کامل از آن‏ها(محرمات) بپرهیزیم.زیرا نمی‏توان ادعای محبت کسی را کرد، اما به فرمان‏ها و نهی‏های او وقعی ننهاد.بزرگ‏ترین نشانه صدق ادعای محب آن است که عملی خلاف رضای محبوبش انجام ندهد.
یکی از راه‏هایی که می‏تواند برای اطاعت بیش‏تر ما از اهل بیت مؤثر باشد، این است که بدانیم اهل بیت چه عنایات و تفضلات خاصی نسبت به محبان خویش دارند و متّصف به چه فضایل و سجایای اخلاقی هستند.این نکته در روایات متعدد به شکل‏های متفاوت بازگو شده است.
امام سجاد(ع)می‏فرمایند:«نام‏های پیروان ما و اسامی پدرانشان ثبت شده و شناخته شده‏اند.خداوند از ما و آنان پیمان گرفته است، هرجا که ما وارد می‏شویم، آنان نیز وارد شوند.» (39)
امام صادق(ع)می‏فرماید:«ما هرجا که باشیم، شیعیانمان با ما هستند.» (40)
بر همین اساس است که امام صادق(ع)در ادامه آیه «ان الینا ایابهم ثم ان علینا حسابهم» 41 می‏فرماید:«چون روز قیامت فرا رسد، خداوند حسابرسی شیعیان ما را بر عهده ما می‏گذارد.» 42
و در حدیث دیگری نیز می‏فرماید:«ما برای پیروان خویش شفاعت می‏کنیم و خداوند هم شفاعت ما را رد نمی‏کند.» 43
البته عنایات اهل بیت نسبت به پیروان خویش فقط به زندگی اخروی آن‏ها محدود نیست، بلکه بر اساس آنچه از معارف الهی به دست ما رسیده است، نقش و فایده وجودی اهل بیت حتی تنها شیعیان و پیروان آن‏ها نیست، بلکه آن‏ها واسطه فیض بین حضرت حق و همه مخلوقات او هستند.این معنا به صورت بسیار زیبایی در زیارت «جامعه کبیره»چنین بیان شده است:«خداوند به واسطه شما عالم آفرینش را آغاز کرد و به وسیله کتاب، آفرینش را ختم می‏کند و به خاطر شما باران و ابر می‏فرستد و به سبب شما آسمان را نگه می‏دارد که جز با اذن او بر زمین نیفتد و به واسطه شما غم، اندوه و رنج‏ها از دل‏ها برطرف می‏شود...» 44
در فراز دیگر این دعا اهل بیت، طریق و پل برای رسیدن به معرفت و برکت اصلی و معادن حکمت، همچنین حافظان اسرار الهی و حاملان کتاب عرشی معرفی می‏شوند:«درود بر شما که دل‏هایتان محل معرفت خدا، مسکن برکت حق، معدن حکمت الهی و حافظ اسرار الهی و حامل کتاب الهی است.» 45
در همین دعا، درباره فضایل و سجایای اخلاقی اهل بیت و واسطه فیض الهی بودن آن‏ها چنین می‏خوانیم: «درود بر شما ای خاندان نبوت، و موضع و دایع رسالت، و محل نزول ملائک، و هبوط انوار ولی خدا، و معدن رحمت حق و گنج‏های علم و معرفت الهی، و صاحبان منتهای علم و اصول صفات کریمه و پیشوای امم، و ولی نعمت‏های روحانی، و ارکان بزرگواری و نیکوکاری، و عماد نیکویان عالم، و بزرگ و قائد بندگان، و ستون‏های محکم شهر علم، و درهای ایمان، و امین اسرار خدای رحمان...» 46
و درباره نقش ائمه در هدایتگری چنین می‏خوانیم: «درود بر شما امامان و راهنمایان راه حق و چراغ‏های تاریکی‏های امت و پرچمداران علم و تقوا و خردمندان بزرگ...و صاحب دعوت به سوی مهمترین کمال.» 47
در فراز دیگر این دعا، نقش اصلاحگری ائمه در امور دینی و اجتماعی چنین تبیین می‏شود:«پدر و مادر و جانم فدای شما.به واسطه ولایت و پیشوایی شما، خدا نشانه‏های دینمان را به ما آموخت و آنچه از دنیایمان تباه شده بود، اصلاح کرد و به واسطه پیشوایی شما سخن تمام شد و نعمت عظمت یافت و تفرقه‏ها به همدلی گرایید....» 48


برچسب‌ها: راه‏های ابراز محبت نسبت به اهل بیت
ادامه مطلب
[ پنجشنبه بیست و پنجم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:4 ] [ محمد باقر حصاری ]
مردم چهار دسته هستند: 1- مؤمن 2- كافر 3- منافق 4- فاسق
عدهاي هم عقايد را قبول دارند و هم احكام را ميپذيرند و عمل ميكنند. عدهاي نه عقايد دارند و نه احكام را ميپذيرند. عدهاي عقايد را قبول ميكنند ولي به احكام عمل نميكنند. عدهاي به عقايد معتقد نيستند ولي عملاً احكام را قبول ميكنند.
1- اگر كسي هم عقايد را پذيرفت و هم عمل كرد مومن است.
2- اگر كسي نه عقيده داشت و نه عمل كرد، كافر است.
3- اگر كسي عقيده داشت و عمل نداشت فاسق است.
4- اگر كسي عقيده نداشت و ظاهراً عمل كرد منافق است.


برچسب‌ها: مومن, کافر, منافق و فاسق در قرآن کريم
ادامه مطلب
[ چهارشنبه بیست و چهارم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:47 ] [ محمد باقر حصاری ]
در ۲۲ آوریل ۲۰۰۴ میلادی استخوانهای عظیم الجثه ی انسانهایی مربوط به هزاران سال پیش از زیر خاک بیرون آورده شد.

 وشبختانه هیچ محقق و باستانشناسی خریدار این دروغ نشد و چندین کتاب در این باره نوشته شد.وجود این مخلوفات در تمام اسطوره های ملل به چشم می خورد و مجسمه ها و کتیبه های بسیاری از آنها وجود دارد.

 از تاریخ ژاپن گرفته تا اسطوره ی گرشاسب و رستم و از موجودات غول پیکر آمریکای لاتین گرفته تا قوم عاد که در قرآن یادآوری شده اند همگی یک داستان را حکایت می کنند.

این اسکلت توسط باستانشناسی به نام سلام الوی اهل ریاض یافت شد و سپس گروههای حفاری کل ناجیه را کندند و این عکس از داخل هلیکوپتری از بالا گرفته شده است. صحرای ربع الخالی صحرایی بی آب و علف است که هیچ چیز در آن نمی روید و این کاملا با گفته ی قرآن تطابق می کند که قوم عاد توسط صیحه ای آسمانی با به عبارت امروزی تر با بمباران اتمی با حتی بدتر از میان رفتند و بازماندگان قوم که پیامبر حضرت هود را پیروی کردند به جای امنی برده شدند توسط سفینه هایی که مامور بمباران قوم بودند.

سَخَّرَهَا عَلَيْهِمْ سَبْعَ لَيَالٍ وَثَمَانِيَةَ أَيَّامٍ حُسُومًا فَتَرَى الْقَوْمَ فِيهَا صَرْعَى كَأَنَّهُمْ أَعْجَازُ نَخْلٍ خَاوِيَةٍ ﴿۷﴾

[كه خدا] آن را هفت‏ شب و هشت روز پياپى بر آنان بگماشت در آن [مدت] مردم را فرو افتاده میديدى گويى آنها تنه‏ هاى نخلهاى ميان تهی اند ﴿۷﴾الحاقة

 

عکس واقعی اسکلت انسان های غول پیکر

عکس واقعی اسکلت انسان های غول پیکر

عکس واقعی اسکلت انسان های غول پیکر

عکس واقعی اسکلت انسان های غول پیکر

عکس واقعی اسکلت انسان های غول پیکر

http://up.takfun.com/uploads/1365499914.jpg

http://up.takfun.com/uploads/1370701558.jpg

http://up.takfun.com/uploads/1330938429.jpg

 

 

 

 

 

 

 


برچسب‌ها: استخوان های غول پیکر متعلق به قوم عاد
[ شنبه بیستم تیر ۱۳۹۴ ] [ 1:5 ] [ محمد باقر حصاری ]

 

الف- گروهى از مردم كار زشت انجام می‏دهند و خيال می‏كنند كه كار خوب انجام می‏دهند:

قل هل ننبّئكم بالأخسرين أعمالًا. الّذين ضلّ سعيهم فى الحيوة الدّنيا و هم يحسبون انّهم يحسنون صنعاً. (كهف 103 و 104)

ب- گروهى از مردم كار خوب انجام می‏دهند، اما به دليل ضعف ايمان، به ريا مبتلا مى‏شوند:

لا تبطلوا صدقاتكم بالمنّ و الاذى كالّذى ينفق ماله رئاء النّاس. (بقره 264)

ج- گروهى از مردم كار خوب انجام نمی ‏دهند، اما علاقه دارند از آنها به كارى كه نكرده‏اند تعريف شود:

و يحبّون أن يحمدوا بما لم يفعلوا. (آل عمران 188)

د- گروهى از مردم كار خوب انجام می‏دهند و دوست ندارند كه ازآنها تعريف شود:

لا نريد منكم جزاء و لا شكوراً. (انسان 9)

 


موضوعات مرتبط: مطالب مذهبی
برچسب‌ها: انواع نيت‏ ها
[ پنجشنبه هجدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 0:17 ] [ محمد باقر حصاری ]
لطفا کمی منتظر بمانید تا این تصویر نمایش داده شود. ارادتمند: نسیم آرامش

1- شناخت خدا: امام رضا(ع) مى‏فرمايند: «اول عباده الله معرفته...؛ اولين مرتبه عبادت خدا معرفت و شناخت خدا مى‏باشد» بنابراين يك بنده واقعى اول بايد شناخت خدا پيدا كند. (براي آگاهي بيشتر ر.ك: توحيد، استاد مطهري.)
2- ايمان به خدا: از شناخت بالاتر و با ارزش‏تر ايمان به خدا مى‏باشد امام على(ع) مى‏فرمايند: «الايمان شجره اصلها اليقين... ؛ايمان درختى است كه ريشه آن يقين است». پس بر حسب اين روايت ريشه ايمان همان يقين قلبى است نه صرف اعتقاد و شناختى كه در معرض رد واثبات است و در روايتى ديگر امام رضا(ع) مى‏فرمايند: «لا عباده الا بيقين؛ عبادتى نيست مگر با يقين». پس اصل شجره ايمان يقين است و يقين قوام بخش عبادت واقعى است در نتيجه ايمان به خدا عبادت واقعى را محقق مى‏سازد بنابراين بنده واقعى خدا بايد علاوه بر شناخت خداايمان به خدا هم داشته باشد اين نكته قابل ذكر است كه مهمترين چيزى كه ايمان را در قلب پا برجا و مستحكم مى‏كند ورع است كه در كلام امام صادق(ع) آمده: «سئل الصادق(ع) ما الذى يثبت الايمان» قال: الذى يثبته فيه الورع والذى يخرجه منه الطمع؛ از حضرت سؤال شد چه چيزى ايمان را در قلب تثبيت مى‏كند؟ فرموند: چيزى كه ايمان را در قلب تثبيت مى‏كند ورع (اجتناب از معاصى و شبهات حرام) مى‏باشد و چيزى كه ايمان را از قلب خارج مى‏كند طمع (نسبت به گناهان و انجام معاصى) مى‏باشد».
3- شناخت دستورات خدا: شناخت دستورات خدا بعد از شناخت و ايمان به خدا شناخت فرستادگان الهى را نيز مى‏طلبد زيرا اول بايد آنها را بشناسيم تا بعد به رسالت آنها پى ببريم و در زمان غيبت امام معصوم(ع) به شأن و رسالت علما و فقهاى عظام واقف گرديم كه در اين باب ازجهت نظرى و بحث‏هاى كلامى و اعتقادى بايد به بحث نبوت و امامت رجوع كرد ولى از جهت صرف شناخت دستورات عملى كافى است كه به رساله‏هاى عمليه مجتهدين كرام رجوع شود بنابراين بارجوع به رساله مى‏توان واجب و حرام الهى را شناخت تا اين ويژگى ديگر بنده واقعىخدا تحقق يابد.
4- ترجيح دستورات خدا: دستورات خدا را بايد بر دستورات نفس شيطان و هر چيز ديگرى در عمل ترجيح داد امام سجاد(ع) مى‏فرمايند: «من عمل بما افترض الله عليه فهو من اعبد الناس»؛ هر كس به آنچه خدا بر او واجب كرده عمل كند از عابدترين مردم مى‏باشد».
امام على(ع) مى‏فرمايند: «لا عباده كاداء الفرائض»؛ هيچ عبادتى مثل انجام واجبات نيست». بنابراين انجام واجبات و ترك محرمات بر هر چيزى ترجيح دارد و نشانه ديگرى از بندگى واقعى خدا مى‏باشد.
5- استقامت در بندگى: بندگى خدا مادام العمرى و هميشگى است خداوند تبارك و تعالى به پيامبر اكرم(ص) در قرآن چنين خطاب مى‏كند: «فاعبده واصطر لعبادته...؛ او را عبادت كن و در راه پرستش او شكيبا باش». (مريم، آيه 65).
خستگى و عبادت و بندگى مقطعى از ساحت بنده واقعى خدا بدور است حضرت على(ع) مى‏فرمايند: «دوام العباده برهان الظفر بالسعاده؛ عبادت دوام دار و هميشگى دليل قاطع ظفر و دستيابى به سعادت و خوشبختى است» (الغرر والدرر، باب العباده، ص 24 و 318).
اين نكته درخور يادآورى است كه مراد از عبادت فقط نماز و روزه نيست بلكه يعنى طاعت و فرمانبردارى از دستورات خدا كه در مرحله اول فعل و انجام واجبات و ترك محرمات است زيرا مولا على(ع) مى‏فرمايند: «غايه العباده الطاعه؛ نهايت عبادت طاعت است». (همان، 30). بنابراين بندگى و سرسپردگى دائم نسبت به خداى تعالى از ويژگى‏هاى مهم بنده واقعى خدا مى‏باشد.
6- بندگى با آزادگى: بنده واقعى خدا بايد به حدى برسد كه فقط لذت و محبت و عشق او را به بندگى وادارد از شوق بهشت و ترس جهنم آزاد باشد.
امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «ان العباد ثلاثه: قوم عبدوا الله عزوجل خوفافتلك عباده العبيد و قوم عبدوالله تبارك و تعالى طلب الثواب فتلك عباده الاجراء و قوم عبدوا الله عز و جل حبا له فتلك عباده الاحرار و هى افضل العباده؛ بندگان سه گونه‏اند:
1- گروهى از روى ترس (از جهنم و عذاب الهى) خداى عز وجل را عبادت مى‏كنند كه اين عبادت از آن بردگان مى‏باشد.
2- گروهى با دل‏خواهان ثواب (و دريافت پاداش و بهشت) خداى تبارك و تعالى را عبادت مى‏كنند كه اين عبادت ازآن مزدبگيران مى‏باشد.
3- گروهى به خاطر حب وعشق (حق‏تعالى) خداى عزوجل را عبادت مى‏كنند كه اين عبادت، بهره آزادگان (و وارستگان از بند غيرعشق) مى‏باشد و همين عبادت هم برترين عبادت‏ها مى‏باشد». (ميزان‏الحكمه، ج 6، ص 17، روايت 11346).
تذكر: وصول به اين قسم اخير عبادت، سال‏هاى دراز و پياپى را مى‏طلبد البته اگر انسان استقامت در بندگى داشته باشد به مرور زمان شمه‏اى از آن حال را در خود مى‏يابد. در اين قسم اخير نه تنها عبادت از ريا و عجب خالص است بلكه از ترس جهنم و اراده ثواب هم خالص است آزاد از هر قيد غيرخدايى است.
7- چشم به كرم خدا نه عمل خود: بنده واقعى خدا هميشه خود را مقصر مى‏بيند و عمل خود را به هيچ مى‏انگارد براى عمل خود قدرى قائل نيست و پيوسته چشم به كرم كريم دوخته نه از غرور عمل باد در پوست انداخته امام صادق(ع) مى‏فرمايند: «عليك بالجدولا تخرجن نفسك من حد التقصير فى عباده الله تعالى و طاعته، فان الله تعالى لايعبد حق عبادته؛ بر تو باد كوشيدن (و جد و جهد در عبادت) و نفس تو از حد تقصير در عبادت و طاعت خداى تعالى خارج نشود (و خويش را مقصر بداند) زيرا خداوند تعالى آن گونه كه شايسته پرستش است عبادت نمى‏شود». (همان، ص 25، روايت 11407).


برچسب‌ها: خصوصيات بنده واقعى خداى تبارك و تعالى در آيات و رو
[ شنبه سیزدهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 10:24 ] [ محمد باقر حصاری ]
امام حسن
 پیامک های ولادت امام حسن مجتبی (علیه السلام)

 

قال الامام الحسن ـ عليه السلام ـ :

 

«فِى المائِدَةِ اثْنَتَى عَشَرَ خِصْلَةً يَجِبُ عَلى كُلِّ مُسْلِم أَنْ يَعْرِفَها، أَرْبَعٌ فيها فَرْضٌ، وَأَرْبَعٌ سُنَّةٌ، وَأَرْبَعٌ تَأْديبٌ:

 

الفَرْضُ: المَعْرِفَةُ، الرِّضا، التَّسْمِيَةُ، الشُّكْرُ.

 

السُنَّةُ: الوُضُوءُ قَبْلَ الطَعامِ، الجُلُوسُ عَلى الجانِبِ الأيْسَرِ، الأكْلُ بِثَلاثَةِ أَصابِعِ، وَلَعْقِ الأصابِعِ.

 

التَأْدِيبُ: الأَكْلُ مِمّا يَليكَ، تَصْغِيرُ اللُّقْمَةِ، تَجْويدُ المَضْغِ، قِلَّةُ النَظَرِ فى وُجُوهِ الناسِ.»

 

«سزاوار است مسلمان به هنگام غذا خوردن دوازده چيز را رعايت نمايد. كه چهارتاى آن واجب (اخلاقى) و چهار امر ديگر آن سنت (داراى ثواب) است و چهارتاى باقيمانده، از آداب و اخلاق محسوب مى گردد.

 

اما چهار امر لازم: 1 ـ شناسايى غذا 2 ـ خشنود بودن بدانچه روزيت گرديده 3 ـ نام خدا را بر زبان جارى كردن (بسم الله گفتن) 4 ـ شكر گزارى در برابر نعمتى كه به تو داده شده.

 

اما چهار موضوعى كه مراعات آن ثواب دارد و سنّت خواهد بود: 1 ـ وضو گرفتن پيش از شروع به غذا 2 ـ نشستن بر جانب چپ بدن 3 ـ چنانچه با دست غذا مى خورد به سه انگشت لقمه را بردارد و در ميان دهان بگذارد 4 ـ انگشتان خود را بليسد.

 

و چهار امر باقيمانده كه از اخلاق و ادب اسلامى محسوب مى شود:

 

1 ـ لقمه را از جلو خويش بگيرد 2 ـ لقمه هاى غذا را كوچك بردارد 3 ـ غذا را خوب بجود 4 ـ به صورت ديگرانى كه با او هم غذا هستند، كمتر نگاه كند.»

 

(اشعار ولادت حضرت)

باز به من راه سخن باز شد

نای دلم زمزمه پرداز شد

روزه ام ،اما زمدیح حسن

یکسره قندست مرا در دهن

مرغ دلم نغمه خوش ساز کرد

تا حرم گمشده پرواز کرد

نیمه مهی کرده دلم اعتکاف

تاکه کنم گرد جمالش طواف

شهر نبی طور تجلا شده

غرق شعف خانه مولا شده

بهر علی نور بصر آمده

فاطمه را نیز پسر آمده

شمس نقاب از رخ خود وا نمود

تا که نگه بر مه زهرا نمود

قوس و قزح طاق دو ابروی او

بست زمین سلسله موی او

شمه ای ازنور رخش مهر و ماه

جمله گدایان درش شیخ و شاه

خیل ملک ساقی میخانه اش

عالمیان مست ز پیمانه اش

حضرت جبریل بود مست او

روزی میکال بود دست او

با ملک الموت اگر مرگ ماست

زندگی او به کف مجتبی ست

هست کریمان همه از هست اوست

بعد خدا رزق همه دست اوست

حاتم طائی به سر خوان او

حضرت داوود غزل خوان او

صد چو کلیم آمده بر درگهش

صد چو خلیل اند به قربانگهش

یوسف کنعان شده آواره اش

دست مسیحاست به گهواره اش

کیست حسن یوسف اهل ولاست

کیست حسن بانی کرببلاست

کیست حسن معنی حبل المتین

مرشد و پیر مه ام البنین

کیست حسن ثانی پیغمبر است

ثانی او نیز علی اکبر است

کیست حسن محرم اسرار مام

بعد علی حضرت دوم امام

کیست حسن نیست بجز یک کلام

حضرت زهراست علیها سلام

یاسر رحمانی

التماس دعا

 


برچسب‌ها: میلاد کریم اهل البیت مبارک
[ چهارشنبه دهم تیر ۱۳۹۴ ] [ 19:37 ] [ محمد باقر حصاری ]
ضعف ایمان، عوامل و علّت‌های زیادی دارد که برخی از آنها با نشانه‌ها و عوارض ضعف ایمان مشترک هستند، از آن دسته عوامل و نشانه‌های مشترک ضعف ایمان می‌توان به مشغولیت بیش از حد به دنیا و همچنین ارتکاب معصیت اشاره کرد. اینک به دیگر عوامل ضعف ایمان می‌پردازیم که عبارتست از:
۱-دوری دراز مدّت از فضاهای ایمانی،بستر و سبب ضعیف شدن ایمان است. خداوند متعال می‌فرماید: أَلَمۡ یَأۡنِ لِلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِکۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ وَلَا یَکُونُواْ کَٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَیۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَکَثِیرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ [الحدید: ۱۶].
یعنی: «آیا برای مؤمنان وقت آن نرسیده است که دل‌هایشان به هنگام یاد خدا و آنچه از حق و حقیقت فرو فرستاده، بلرزد؟ و آیا هنگام آن نیست که مانند کسانی نباشند که قبلاً برایشان کتاب فرستاده شده و سپس زمان طولانی بر آنان سپری شده (و با دوری از دوران پیامبران) دل‌هایشان سخت شده است و بیشترشان فاسق گشته‌اند».
این آیه، به خوبی نشان می‌دهد که دوری درازمدّت از فضاهای ایمانی سبب ضعیف شدن ایمان در دل است. به طور مثال شخصی که مدّتی طولانی به سبب کار یا سفری از برادران دینی‌اش دور می‌افتد، گویا از فضای ایمانی که در سایه‌ی آن می‌زیسته و از آن قوّت قلب و نور ایمان می‌گرفته، دور می‌گردد. مؤمن ویژگی و صفتی دارد که معمولاً بیش از آن که به خود بپردازد و به خود مشغول باشد، با برادرانش همراهی و همنشینی می‌کند. حسن بصری/ می‌گوید: «برادرانمان، در نزد ما ارزش و فایده‌ی بیشتری از خانواده‌مان دارند؛ خانواده ما را به یاد دنیا می‌اندازند و برادرانمان، ما را به یاد آخرت وا می‌دارند».
اگر دوری از فضاهای ایمانی به درازا کشد و ادامه یابد، به گونه‌ای باعث خلوت‌گزینی انسان می‌شود که محبت و دوستی جایش را به گریز از فضاهای ایمانی می‌دهد و در پی آن دل، سخت و تاریک می‌گردد و نور ایمان، کم‌فروغ و خاموش می‌شود. این حالت معمولاً در مرخّصی‌هایی که انسان به سفر می‌رود یا پس از نقل مکان به جاهای دیگر به منظور کار یا درس پدیدار می‌گردد.
۲-دوری از صلحا و الگوهای نیک و نمونه: فردی که به دست انسان نیک و شایسته‌ای آموزش می‌بیند، علم سودبخش، عمل صالح و قوّت ایمان را به خوبی به دست می‌آورد و از داشته‌های علمی، اخلاقی و صفات نیک و ارزشمند او بهره می‌جوید. حال اگر این شخص از آن مربی و نمونه‌ی نیک و شایسته دور افتد، در دلش احساس سختی می‌کند. چنین حالتی پس از وفات رسول خداص به صحابه دست داد که خودشان به آن تصریح نموده‌اند که: «قلب‌هایمان معیوب و دگرگون شد»؛ آنان را چنان تنهایی و هراسی در بر گرفت که قابل وصف نیست؛ آنان مربّی، معلّم و الگوی بزرگشان را از دست داده و به گونه‌ای شده بودند که وضعیتشان در آن  حالت بدین‌گونه بیان شده است: «مانند گله‌ ی بی‌چوپان، در شب تار و بارانی، پریشان شده بودند». اما رسول خدا(ص) پس از خود چنان یارانی به جا گذاشت که هریک از آنان برای جانشینی آن حضرت شایستگی داشت و برخی پیشوای دیگران قرار گرفتند. اما اینک مسلمانان بیش از هر زمان دیگری نیاز به پیشوا و الگویی دارند که گردش جمع آیند و به او نزدیک شوند.
۳-دوری از فراگیری علوم دینی و قطع رابطه با کتاب‌های ایمانی و آثار سلف صالح که دل‌ها را زنده می‌کند. خوشبختانه کتاب‌های زیادی وجود دارد که ایمان را در قلب خواننده بر می‌انگیزد و سبب خیزش نیروهای ایمانی نهفته و خفته در وجودش می‌گردد. قطعاً کتاب خدا (قرآن مجید) در رأس این کتاب‌های اثرگذار قرار دارد و پس از آن کتاب‌های حدیث و آثار گرانبها و ارزشمند علما با محتوای نصیحت و مفاهیم شیوا، قرار می‌گیرد. همچنین کتاب‌هایی مانند کتاب‌های ابن قیم و ابن رجب و … که با اسلوب قوی و جالب به بیان عقاید اسلامی می‌پردازد، قلب‌های مرده و غبارآلود را زنده می‌کند. باید دانست که دوری از مطالعه‌ی چنین کتاب‌هایی و همچنین زیاده‌روی در خواندن کتاب‌های صرفاً فکری و ادبی یا کتاب‌های اصول و فقهی که عاری از دلایل شرعی است، در پاره‌ای از موارد سبب سختی دل می‌شود. منظور بنده از این نوشتار، نکوهش کتاب‌های ادبی، اصول، فقه و مانند آن نیست. بلکه منظورم تذکّری است به کسانی که از کتاب‌های تفسیر و حدیث روگردان هستند و فقط در کتاب‌های ادبی و امثال آن مطالعه دارند. قطعاً کتاب‌های تفسیر و حدیث، حاوی مطالب پرارزشی است که قلب انسان را با خداوند متعال و باورهای راستین شریعت پیوند می‌دهد. مثلاً هنگامی که صحیحین (صحیح بخاری و مسلم) را مطالعه می‌کنیم، به ما چنان احساسی دست می‌دهد که گویا در دوران رسول خدا(ص) و به همراه صحابه در فضای ایمانی آن روز زندگی می‌کنیم و با خواندن سیرت و زندگی آنان، نسیم ایمان بر وجودمان می‌وزد و رخدادهای ایمان‌افزای آن روزگار به یاد می‌آید.
آثار دوری از کتاب‌های ایمانی آن چنان بر دانش‌آموختگان فلسفه، روانشناسی و جامعه‌شناسی و دیگر رشته‌هایی که با آموزه‌های اسلامی رابطه ندارد، نمایان گشته که آنان را از اسلام دور کرده است. همچنین آثار منفی این دوری از کتاب‌های ایمانی به وضوح در افرادی که به خواندن کتاب‌های خیالی و عاشقانه زندگی به سر می‌کنند، نمایان و هویدا است. همچنین آثار دوری از کتاب‌های ایمانی و دینی در کسانی که پیوسته با دلباختگی، مطالب غیرمفید روزنامه‌ها، مجلّه‌ها و صفحات حوادث را دنبال می‌کنند، مشهود و پدیدار می‌باشد.
۴-قرار گرفتن انسان در محیط آکنده از معصیت. اینک محیط پیرامون ما به گونه‌ای شده که برخی به ارتکاب گناه و معصیت به خود می‌بالند، برخی به ترانه‌سرایی و آوازهای مبتذل می‌پردازند، عدّه‌ای سیگار می‌کشند و بعضی هم به مجلاّت بی‌شرمانه و لوده روی می‌آورند؛ دشنام‌گویی، سخنان رکیک و دعواهای خیابانی از نمودهای دیگر محیط پر فتنه‌ی اطراف ما است؛ از اینها که بگذریم قیل و قال‌های بی‌خود و الکی، غیبت، سخن‌چینی و اخبار مسابقات آن قدر در جامعه زیاد شده که قابل شمارش نیست.
اینک در بیشتر نشست‌ها و مجالس صحبت از دنیا می‌شود و هیچ یادی از خدا و دین نمی‌گردد. سخن از تجارت، کار، دارایی‌ها، بهره‌بری، مشکلات کاری، بیکاری، فزون‌طلبی و اضافه حقوق، پیشرفت‌خواهی و انتخابات مسایل روز شده و به گونه‌ای در رأس مباحث و توجّهات مردم قرار گرفته که دیگر جایی برای مباحث دینی نمی‌گذارد. اما وضعیت خانه‌ها آن چنان خراب شده که نگو و نپرس؛ بدی‌ها آن چنان در خانه‌ها فراگیر شده که قلب مسلمان از شنیدنش پاره‌پاره و چهره‌اش درهم و ناراحت می‌شود؛ ترانه‌های شرم‌آور، فیلم‌های مبتذل و اختلاط و هم‌نشینی‌های حرام و بی‌شرمانه‌ی زنان و مردان، خانه‌های مسلمان را پر کرده است. امروزه محیط‌ها و بسترهای این‌چنینی به وجود آمده که دل‌ها را مریض و سخت می‌کند.
۵-زیاده‌روی در کارها و مشغولیت‌های دنیوی به عنوان یکی از زمینه‌های ضعف ایمان، به حدّی رسیده که دل‌ها را دربند و اسیر کرده است و به عبارت دیگر دل‌ها را به گونه‌ای تسخیر کرده که گویا دل‌ها بنده‌ی دنیا شده است.
کاملاً واضح است که امروزه طمع مادّی مردم طوری زیاد شده که برای افزودن مال و ثروت دنیا دست و پا می‌کنند و اشتیاق و کوشش زیادی از خود نشان می‌دهند و به دنبال تجارت و صنعت به قصد پیشرفت مادّی می‌دوند.

۶-مشغولیت به مال و ثروت، همسر و فرزندان، عامل ضعیف شدن ایمان است. خداوند متعال می‌فرماید:
وَٱعۡلَمُوٓاْ أَنَّمَآ أَمۡوَٰلُکُمۡ وَأَوۡلَٰدُکُمۡ فِتۡنَهٞ [الأنفال: ۲۸].
یعنی: «(ای مؤمنان!) بدانید که اموال و اولاد شما، مایه‌ی آزمایش هستند (و سبب هلاکت شمایند در صورتی که محبت آنان را بر محبّت خدا و رسولش ترجیح دهید)».
همچنین خداوند متعال می‌فرماید: زُیِّنَ لِلنَّاسِ حُبُّ ٱلشَّهَوَٰتِ مِنَ ٱلنِّسَآءِ وَٱلۡبَنِینَ وَٱلۡقَنَٰطِیرِ ٱلۡمُقَنطَرَهِ مِنَ ٱلذَّهَبِ وَٱلۡفِضَّهِ وَٱلۡخَیۡلِ ٱلۡمُسَوَّمَهِ وَٱلۡأَنۡعَٰمِ وَٱلۡحَرۡثِۗ ذَٰلِکَ مَتَٰعُ ٱلۡحَیَوٰهِ ٱلدُّنۡیَاۖ وَٱللَّهُ عِندَهُۥ حُسۡنُ ٱلۡمَ‍َٔابِ [آل عمران: ۱۴].
یعنی: «برای انسان‌ها، محبّت شهوات (و دلبستگی به امور مادّی) زینت داده شده است؛ چیزهایی از قبیل میل و دلدادگی به زنان و فرزندان و دارایی بسیار هنگفت و اسب‌های نشاندار (و سواری‌های مرغوب) و چهارپایان و کشت و زراعت. اینها کالای دنیا است و سرانجام نیک در پیشگاه خداوند است».
مفهوم این آیه این است که محبّت دنیا و در رأس آن محبت زن و فرزند چنانچه بر اطاعت خدا و رسولش ترجیح داده شود، نکوهیده و زشت است؛ امّا اگر محبت آنها براساس شکل شرعی مشخّص شده براساس اطاعت خدا و در جایگاهی فروتر از محبت خدا و رسولش باشد، ستوده و نیک می‌باشد. رسول خدا(ص)فرموده‌اند:حبب إلی من الدنیا النساء والطیب، وجعلت قره عینی فی الصلاه. از دنیا زنان و بوی خوش (خوشبو کننده)، به من محبوب و دوست‌داشتنی شده و روشنی چشم من در نماز نهاده شده است».
بسیاری از مردم در پی زنان و به خاطر آنان یا به خاطر فرزندانشان از اطاعت خدا باز می‌مانند و به گناه و معصیت کشیده می‌شوند.
البته باید دانست که منظور از حدیث و آنچه گذشت، نه ترک ازدواج و تولید نسل است و نه ترک تربیت فرزندان؛ بلکه مقصود این است که انسان همواره تلاش کند تا به خاطر فرزندان و تأمین نیازهای آنان به حرام و معصیت دچار نشود.

۷-آرزوهای طولانی، یکی دیگر از عوامل سست شدن ایمان در دل‌ها است. خداوند متعال می‌فرماید: ذَرۡهُمۡ یَأۡکُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلۡهِهِمُ ٱلۡأَمَلُۖ فَسَوۡفَ یَعۡلَمُونَ [الحجر: ۳].
یعنی: «بگذار کافران را که بخورند و (از دنیا) بهره برند و آرزو، آنان را غافل سازد؛ ‌بالاخره خواهند دانست (که چگونه در دنیا به آرزوها و دنیاپردازی، مشغول شده‌اند)».

۸-زیاده‌روی در خورد و نوش، خواب، سخن گفتن و شب‌نشینی و معاشرت، زمینه‌ی قساوت قلب و ضعف ایمان است. پرخوری، انسان را بی‌حال و سنگین می‌کند و باعث می‌شود، انسان از عبادت خداوندمهربان باز مانده و راه‌ها و مجاری نفوذ شیطان در انسان تقویت گردد. در این باره گفته شده که: «هر کس، خوراکش زیاد شود، زیاد می‌نوشد که در نتیجه خوابش افزایش می‌یابد و از انجام عبادت‌ها و حصول پاداش بزرگ و فراوان باز می‌ماند». زیاده‌گویی، دل را سخت می‌کند و می‌میراند؛ زیاده‌روی در جلسه کردن و هم‌نشینی با دیگران، انسان را از محاسبه‌ی نفس و چاره‌اندیشی بر مهار و نگه‌داشت آن باز می‌دارد. خنده‌ی زیاد نیز تازگی و طراوت ایمانی دل را از بین می‌برد و قلب را می‌میراند.
……………………………………………………..
برگرفته از کتاب:پدیده‌ی ضعف ایمان
تألیف: محمد صالح المنجد/ترجمه:محمد ابراهیم کیانی
منبع: پایگاه اطلاع رسانی وااسلاماه


برچسب‌ها: عوامل و اسباب ضعف ایمان
[ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 14:23 ] [ محمد باقر حصاری ]

«وَالْمُوْمِنُونَ وَالْمُوْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِیَاء بَعْضٍ یَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنكَرِ

وَیُقِیمُونَ الصَّلاَةَ وَیُوْتُونَ الزَّكَاةَ وَیُطِیعُونَ اللّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَـئِكَ سَیَرْحَمُهُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ عَزِیزٌ

حَكِیمٌ :

و مردان و زنان با ایمان ، دوستان یكدیگرند ، كه به كارهاى پسندیده وا مى ‏دارند ، و از كارهاى ناپسند باز مى ‏دارند ، و نماز را بر پا مى ‏كنند و زكات مى ‏دهند ، و از خدا و پیامبرش فرمان مى ‏برند . آنانند كه خدا به زودى مشمول رحمتشان قرار خواهد داد ، كه خدا توانا و حكیم است.»[التوبة: 71]

 

خداوند متعال در سوره توبه به شش معیار مهم برای بهره مندی از رحمت خداوند متعال اشاره می كند:

 

1-امر به معروف 2- نهی از منكر 3- اقامه نماز 4- زكات 5- اطاعت از خداوند 6- اطاعت از رسول خدا صلی الله و علیه و آله


برچسب‌ها: شش معیار مهم برای بهره مندی از رحمت خداوند
[ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 11:53 ] [ محمد باقر حصاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

             باسلام خدمت شما
        بنده محمد باقر حصاری هستم
    از اینکه از وبلاگ حقیر سر زدی ممنونم
          لطفا نظر یادت نره تشکر

بدانیم تا بمانیم...
کسانی که پشت سرت حرف بزنند، دقیقا به همان جا تعلق دارند، پشت سرت!!!!!


غرش هیچ شیری خانه ی چوبی مارا خراب نمی کند، از سکوت موریانه ها باید ترسید!!!!!



یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند، بدون این که نور خودش کم شود!!!!!
برچسب‌ها وب
ص (6)
ع (5)
عج (3)
س (3)
عکس (2)
ره (1)
firefox (1)
هدر (1)
لینک های مفید


امکانات وب