|
کشکول حصاری (گلچینی از بهترین ها)
| ||
|
ضعف ایمان، عوامل و علّتهای زیادی دارد که برخی از آنها با نشانهها و عوارض ضعف ایمان مشترک هستند، از آن دسته عوامل و نشانههای مشترک ضعف ایمان میتوان به مشغولیت بیش از حد به دنیا و همچنین ارتکاب معصیت اشاره کرد. اینک به دیگر عوامل ضعف ایمان میپردازیم که عبارتست از: ![]() ۱-دوری دراز مدّت از فضاهای ایمانی،بستر و سبب ضعیف شدن ایمان است. خداوند متعال میفرماید: أَلَمۡ یَأۡنِ لِلَّذِینَ ءَامَنُوٓاْ أَن تَخۡشَعَ قُلُوبُهُمۡ لِذِکۡرِ ٱللَّهِ وَمَا نَزَلَ مِنَ ٱلۡحَقِّ وَلَا یَکُونُواْ کَٱلَّذِینَ أُوتُواْ ٱلۡکِتَٰبَ مِن قَبۡلُ فَطَالَ عَلَیۡهِمُ ٱلۡأَمَدُ فَقَسَتۡ قُلُوبُهُمۡۖ وَکَثِیرٞ مِّنۡهُمۡ فَٰسِقُونَ [الحدید: ۱۶]. یعنی: «آیا برای مؤمنان وقت آن نرسیده است که دلهایشان به هنگام یاد خدا و آنچه از حق و حقیقت فرو فرستاده، بلرزد؟ و آیا هنگام آن نیست که مانند کسانی نباشند که قبلاً برایشان کتاب فرستاده شده و سپس زمان طولانی بر آنان سپری شده (و با دوری از دوران پیامبران) دلهایشان سخت شده است و بیشترشان فاسق گشتهاند». این آیه، به خوبی نشان میدهد که دوری درازمدّت از فضاهای ایمانی سبب ضعیف شدن ایمان در دل است. به طور مثال شخصی که مدّتی طولانی به سبب کار یا سفری از برادران دینیاش دور میافتد، گویا از فضای ایمانی که در سایهی آن میزیسته و از آن قوّت قلب و نور ایمان میگرفته، دور میگردد. مؤمن ویژگی و صفتی دارد که معمولاً بیش از آن که به خود بپردازد و به خود مشغول باشد، با برادرانش همراهی و همنشینی میکند. حسن بصری/ میگوید: «برادرانمان، در نزد ما ارزش و فایدهی بیشتری از خانوادهمان دارند؛ خانواده ما را به یاد دنیا میاندازند و برادرانمان، ما را به یاد آخرت وا میدارند». اگر دوری از فضاهای ایمانی به درازا کشد و ادامه یابد، به گونهای باعث خلوتگزینی انسان میشود که محبت و دوستی جایش را به گریز از فضاهای ایمانی میدهد و در پی آن دل، سخت و تاریک میگردد و نور ایمان، کمفروغ و خاموش میشود. این حالت معمولاً در مرخّصیهایی که انسان به سفر میرود یا پس از نقل مکان به جاهای دیگر به منظور کار یا درس پدیدار میگردد. ۲-دوری از صلحا و الگوهای نیک و نمونه: فردی که به دست انسان نیک و شایستهای آموزش میبیند، علم سودبخش، عمل صالح و قوّت ایمان را به خوبی به دست میآورد و از داشتههای علمی، اخلاقی و صفات نیک و ارزشمند او بهره میجوید. حال اگر این شخص از آن مربی و نمونهی نیک و شایسته دور افتد، در دلش احساس سختی میکند. چنین حالتی پس از وفات رسول خداص به صحابه دست داد که خودشان به آن تصریح نمودهاند که: «قلبهایمان معیوب و دگرگون شد»؛ آنان را چنان تنهایی و هراسی در بر گرفت که قابل وصف نیست؛ آنان مربّی، معلّم و الگوی بزرگشان را از دست داده و به گونهای شده بودند که وضعیتشان در آن حالت بدینگونه بیان شده است: «مانند گله ی بیچوپان، در شب تار و بارانی، پریشان شده بودند». اما رسول خدا(ص) پس از خود چنان یارانی به جا گذاشت که هریک از آنان برای جانشینی آن حضرت شایستگی داشت و برخی پیشوای دیگران قرار گرفتند. اما اینک مسلمانان بیش از هر زمان دیگری نیاز به پیشوا و الگویی دارند که گردش جمع آیند و به او نزدیک شوند. ۳-دوری از فراگیری علوم دینی و قطع رابطه با کتابهای ایمانی و آثار سلف صالح که دلها را زنده میکند. خوشبختانه کتابهای زیادی وجود دارد که ایمان را در قلب خواننده بر میانگیزد و سبب خیزش نیروهای ایمانی نهفته و خفته در وجودش میگردد. قطعاً کتاب خدا (قرآن مجید) در رأس این کتابهای اثرگذار قرار دارد و پس از آن کتابهای حدیث و آثار گرانبها و ارزشمند علما با محتوای نصیحت و مفاهیم شیوا، قرار میگیرد. همچنین کتابهایی مانند کتابهای ابن قیم و ابن رجب و … که با اسلوب قوی و جالب به بیان عقاید اسلامی میپردازد، قلبهای مرده و غبارآلود را زنده میکند. باید دانست که دوری از مطالعهی چنین کتابهایی و همچنین زیادهروی در خواندن کتابهای صرفاً فکری و ادبی یا کتابهای اصول و فقهی که عاری از دلایل شرعی است، در پارهای از موارد سبب سختی دل میشود. منظور بنده از این نوشتار، نکوهش کتابهای ادبی، اصول، فقه و مانند آن نیست. بلکه منظورم تذکّری است به کسانی که از کتابهای تفسیر و حدیث روگردان هستند و فقط در کتابهای ادبی و امثال آن مطالعه دارند. قطعاً کتابهای تفسیر و حدیث، حاوی مطالب پرارزشی است که قلب انسان را با خداوند متعال و باورهای راستین شریعت پیوند میدهد. مثلاً هنگامی که صحیحین (صحیح بخاری و مسلم) را مطالعه میکنیم، به ما چنان احساسی دست میدهد که گویا در دوران رسول خدا(ص) و به همراه صحابه در فضای ایمانی آن روز زندگی میکنیم و با خواندن سیرت و زندگی آنان، نسیم ایمان بر وجودمان میوزد و رخدادهای ایمانافزای آن روزگار به یاد میآید. آثار دوری از کتابهای ایمانی آن چنان بر دانشآموختگان فلسفه، روانشناسی و جامعهشناسی و دیگر رشتههایی که با آموزههای اسلامی رابطه ندارد، نمایان گشته که آنان را از اسلام دور کرده است. همچنین آثار منفی این دوری از کتابهای ایمانی به وضوح در افرادی که به خواندن کتابهای خیالی و عاشقانه زندگی به سر میکنند، نمایان و هویدا است. همچنین آثار دوری از کتابهای ایمانی و دینی در کسانی که پیوسته با دلباختگی، مطالب غیرمفید روزنامهها، مجلّهها و صفحات حوادث را دنبال میکنند، مشهود و پدیدار میباشد. ۴-قرار گرفتن انسان در محیط آکنده از معصیت. اینک محیط پیرامون ما به گونهای شده که برخی به ارتکاب گناه و معصیت به خود میبالند، برخی به ترانهسرایی و آوازهای مبتذل میپردازند، عدّهای سیگار میکشند و بعضی هم به مجلاّت بیشرمانه و لوده روی میآورند؛ دشنامگویی، سخنان رکیک و دعواهای خیابانی از نمودهای دیگر محیط پر فتنهی اطراف ما است؛ از اینها که بگذریم قیل و قالهای بیخود و الکی، غیبت، سخنچینی و اخبار مسابقات آن قدر در جامعه زیاد شده که قابل شمارش نیست. اینک در بیشتر نشستها و مجالس صحبت از دنیا میشود و هیچ یادی از خدا و دین نمیگردد. سخن از تجارت، کار، داراییها، بهرهبری، مشکلات کاری، بیکاری، فزونطلبی و اضافه حقوق، پیشرفتخواهی و انتخابات مسایل روز شده و به گونهای در رأس مباحث و توجّهات مردم قرار گرفته که دیگر جایی برای مباحث دینی نمیگذارد. اما وضعیت خانهها آن چنان خراب شده که نگو و نپرس؛ بدیها آن چنان در خانهها فراگیر شده که قلب مسلمان از شنیدنش پارهپاره و چهرهاش درهم و ناراحت میشود؛ ترانههای شرمآور، فیلمهای مبتذل و اختلاط و همنشینیهای حرام و بیشرمانهی زنان و مردان، خانههای مسلمان را پر کرده است. امروزه محیطها و بسترهای اینچنینی به وجود آمده که دلها را مریض و سخت میکند. ۵-زیادهروی در کارها و مشغولیتهای دنیوی به عنوان یکی از زمینههای ضعف ایمان، به حدّی رسیده که دلها را دربند و اسیر کرده است و به عبارت دیگر دلها را به گونهای تسخیر کرده که گویا دلها بندهی دنیا شده است. کاملاً واضح است که امروزه طمع مادّی مردم طوری زیاد شده که برای افزودن مال و ثروت دنیا دست و پا میکنند و اشتیاق و کوشش زیادی از خود نشان میدهند و به دنبال تجارت و صنعت به قصد پیشرفت مادّی میدوند. ۶-مشغولیت به مال و ثروت، همسر و فرزندان، عامل ضعیف شدن ایمان است. خداوند متعال میفرماید: ۷-آرزوهای طولانی، یکی دیگر از عوامل سست شدن ایمان در دلها است. خداوند متعال میفرماید: ذَرۡهُمۡ یَأۡکُلُواْ وَیَتَمَتَّعُواْ وَیُلۡهِهِمُ ٱلۡأَمَلُۖ فَسَوۡفَ یَعۡلَمُونَ [الحجر: ۳]. ۸-زیادهروی در خورد و نوش، خواب، سخن گفتن و شبنشینی و معاشرت، زمینهی قساوت قلب و ضعف ایمان است. پرخوری، انسان را بیحال و سنگین میکند و باعث میشود، انسان از عبادت خداوندمهربان باز مانده و راهها و مجاری نفوذ شیطان در انسان تقویت گردد. در این باره گفته شده که: «هر کس، خوراکش زیاد شود، زیاد مینوشد که در نتیجه خوابش افزایش مییابد و از انجام عبادتها و حصول پاداش بزرگ و فراوان باز میماند». زیادهگویی، دل را سخت میکند و میمیراند؛ زیادهروی در جلسه کردن و همنشینی با دیگران، انسان را از محاسبهی نفس و چارهاندیشی بر مهار و نگهداشت آن باز میدارد. خندهی زیاد نیز تازگی و طراوت ایمانی دل را از بین میبرد و قلب را میمیراند. برچسبها: عوامل و اسباب ضعف ایمان [ شنبه ششم تیر ۱۳۹۴ ] [ 14:23 ] [ محمد باقر حصاری ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||