کشکول حصاری  (گلچینی از بهترین ها)
 
قالب وبلاگ
لینک های مفید


ثواب انفاق و کمک به نیازمندان در قرآن

انفاق کردن از جمله اعمالی است که خداوند بسیار بر آن تاکید کرده است. انفاق در قرآن چگونه بیان شده است و انفاق از نظر قرآن چه شرایطی دارد؟

به گزارش خبرگزاری بین‌المللی قرآن(ایکنا) مجله اینترنتی ستاره نوشت: بعضی از مردم زمانی که صاحب مال و مکنت می شوند از ترس آن که دچار فقر بشوند از انفاق گریزانند. این افراد می ترسند که با بخشش مال خود متضرر شوند در حالی که بینش آن ها درباره انفاق کاملا غلط است و باید این بینش را اصلاح کنند.


نرخ سود انفاق چند درصد است؟

انفاق از جمله معامله هایی است که انسان با خداوند انجام می دهد و هیچگاه متضرر نمی شود. خداوند میزان سود انفاق را از دو برابر تا هفتصد برابر بیان کرده است که این میزان سود بستگی به میزان شایستگی فرد دارد. در آیه ۲۶۱ سوره بقره می خوانیم:

«مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ کَمَثَلِ حَبَّةٍ أَنْبَتَتْ سَبْعَ سَنابِلَ في‏ کُلِّ سُنْبُلَةٍ مِائَةُ حَبَّةٍ وَ اللَّهُ يُضاعِفُ لِمَنْ يَشاءُ وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»

«کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند همانند بذری هستند که هفت خوشه برویاند که در هر خوشه، یکصد دانه باشد و خداوند آن را برای هر کس بخواهد (و شایستگی داشته باشد) دو یا چند برابر می کند و خدا (از نظر قدرت و رحمت) وسیع و (به همه چیز) داناست.»


عکس انفاق


شرط تضمین سود انفاق چیست؟

خداوند برای این که انفاق را قبول کند و در قبال آن سود بدهد شرط گذاشته است که بخشش مال بدون منت باشد. در آیه ۲۶۲ سوره بقره می خوانیم:

«الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ ثُمَّ لا يُتْبِعُونَ ما أَنْفَقُوا مَنًّا وَ لا أَذيً لَهُمْ أَجْرُهُمْ عِنْدَ رَبِّهِمْ وَ لا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ»

«کسانی که اموال خود را در راه خدا انفاق می کنند سپس به دنبال انفاقی که کرده اند منت نمی گذارند و آزاری نمی رسانند، پاداش آنها نزد پروردگارشان (محفوظ) است و نه ترسی دارند و نه غمگین می شوند.»


خداوند تاکید فراوانی دارد که به دنبال انفاق خود هیچ منتی بر فرد نیازمند نگذاریم. حتی در آیه ۲۶۳ سوره بقره می فرماید:

«قَوْلٌ مَعْرُوفٌ وَ مَغْفِرَةٌ خَيْرٌ مِنْ صَدَقَةٍ يَتْبَعُها أَذيً وَ اللَّهُ غَنِيٌّ حَليمٌ»

«گفتار پسندیده (در برابر نیازمندان) و عفو (و گذشت از خشونتهای آنها) از بخششی که آزاری به دنبال آن باشد بهتر است و خداوند، بی نیاز و بردبار است.»

بنابراین اگر نیازمندی را با زبان خوش رد کنید یا برای او طلب مغفرت کنید بهتر از آن است که صدقه ای به او بدهید و سپس او را آزار دهید.


بذر انفاق را در زمین آباد بکاریم

خداوند در آیه ۲۶۴ سوره بقره، انفاق همراه با منت را مانند لایه نازکی از خاک بر سنگ سخت می داند. در این خاک اگر بذری هم قرار بگیرد هرگز نخواهد رویید بلکه بعد از بارانی تند هیچ اثری از آن باقی نخواهد ماند:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تُبْطِلُوا صَدَقاتِکُمْ بِالْمَنِّ وَ الْأَذي‏ کَالَّذي يُنْفِقُ مالَهُ رِئاءَ النَّاسِ وَ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ فَمَثَلُهُ کَمَثَلِ صَفْوانٍ عَلَيْهِ تُرابٌ فَأَصابَهُ وابِلٌ فَتَرَکَهُ صَلْداً لا يَقْدِرُونَ عَلي‏ شَيْ‏ءٍ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْکافِرينَ»

«ای کسانی که ایمان آورده اید، صدقه های خود را با منت آزردن باطل نکنید، مانند کسی که مال خود را به ریا و خودنمایی به مردم انفاق می کند و به خدا و روز واپسین ایمان ندارد، که مثل او مثل سنگ سخت و صافی است که خاکی (اندک) بر آن نشسته، پس باران تند و درشتی به آن برسد و آن را سنگی صاف (و بدون خاک و گیاه) واگذارد (صدقه او نظیر آن خاک است. و ریاکاران) به چیزی از آنچه کسب کرده اند دست نمی یابند و خداوند مردم کافر را هدایت نمی کند.»


این در حالی است که انفاق کسانی که برای رضای خدا مالشان را می بخشند مانند باغی است که در جایی مرتفع بنا شده است. به چنین باغی اگر باران شدیدی برسد محصولش دوبرابر می شود و اگر بارانی هم نرسد باز محصول خودش را خواهد داشت. در آیه ۲۶۵ سوره بقره می خوانیم:

«وَ مَثَلُ الَّذينَ يُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبيتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ کَمَثَلِ جَنَّةٍ بِرَبْوَةٍ أَصابَها وابِلٌ فَآتَتْ أُکُلَها ضِعْفَيْنِ فَإِنْ لَمْ يُصِبْها وابِلٌ فَطَلٌّ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ بَصيرٌ»

«و مثل (انفاقات) کسانی که اموالشان را برای طلب خشنودی خدا و استوارسازی روحشان (در ایمان و عمل) انفاق می کنند، مثل باغی است در جایی مرتفع که باران تندی بدان رسیده پس میوه خود را دو چندان داده باشد، پس اگر باران تندی نرسیده باران نرمی رسیده (و بی گیاه نمانده است) و خداوند به آنچه عمل می کنید بیناست.»


مسلما کسی دوست نمی دارد که محصولش در زمینی ناامن باشد که هیچ تضمینی برای بارور شدنش نباشد:

«أَ يَوَدُّ أَحَدُکُمْ أَنْ تَکُونَ لَهُ جَنَّةٌ مِنْ نَخيلٍ وَ أَعْنابٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ لَهُ فيها مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ وَ أَصابَهُ الْکِبَرُ وَ لَهُ ذُرِّيَّةٌ ضُعَفاءُ فَأَصابَها إِعْصارٌ فيهِ نارٌ فَاحْتَرَقَتْ کَذلِکَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَکُمُ الْآياتِ لَعَلَّکُمْ تَتَفَکَّرُونَ»

(آیه ۲۶۶ سوره بقره)

«آیا کسی از شما دوست دارد که باغی از درختان خرما و انگور داشته باشد که از زیر درختان آن نهرها بگذرد و برای او در آن (باغ) از هر گونه میوه ای وجود داشته باشد، در حالی که به سن پیری رسیده و فرزندانی (کوچک و) ضعیف دارد (در این هنگام) گردبادی (کوبنده) که در آن آتش (سوزانی) است به آن برخورد کند و شعله ور گردد و بسوزد؟ (همین طور است حال کسانی که انفاق های خود را با ریا و منت و آزار باطل می کنند.) این چنین خداوند آیات خود را برای شما آشکار می سازد شاید بیندیشید (و با اندیشه، راه حق را بیابید)»


عکس بخشش


پولشویی در انفاق ممنوع

نکته دیگری که خداوند در آیه ۲۶۷ سوره بقره برای انفاق کردن به آن اشاره دارد این است که باید از مالی انفاق نمود که حلال باشد:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا أَنْفِقُوا مِنْ طَيِّباتِ ما کَسَبْتُمْ وَ مِمَّا أَخْرَجْنا لَکُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَ لا تَيَمَّمُوا الْخَبيثَ مِنْهُ تُنْفِقُونَ وَ لَسْتُمْ بِآخِذيهِ إِلاَّ أَنْ تُغْمِضُوا فيهِ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ حَميدٌ»

«ای کسانی که ایمان آورده اید! از قسمتهای پاکیزه اموالی که (از طریق تجارت) به دست آورده اید و از آنچه از زمین برای شما خارج ساخته ایم (از منابع و معادن و درختان و گیاهان) انفاق کنید و برای انفاق به سراغ قسمت های ناپاک نروید در حالی که خود شما (به هنگام پذیرش اموال) حاضر نیستید آنها را بپذیرید مگر از روی اغماض و کراهت، و بدانید خداوند، بی نیاز و شایسته ستایش است.»

چرا هنگام انفاق کردن دست و دلمان می لرزد؟

مسلما در زمانی که انسان قرار است انفاق کند شیطان بیکار نخواهد نشست و به فکر وسوسه او می افتد. چه وسوسه ای از این قوی تر که فرد انفاق کننده را از فقری که ممکن است در آینده به سراغش بیاید بترساند. آیه ۲۶۸ سوره بقره به این نکته اشاره دارد:

«الشَّيْطانُ يَعِدُکُمُ الْفَقْرَ وَ يَأْمُرُکُمْ بِالْفَحْشاءِ وَ اللَّهُ يَعِدُکُمْ مَغْفِرَةً مِنْهُ وَ فَضْلاً وَ اللَّهُ واسِعٌ عَليمٌ»

«شیطان، شما را (به هنگام انفاق) وعده فقر و تهیدستی می دهد و به فحشا (و زشتیها) امر می کند ولی خداوند وعده «آمرزش» و «فزونی» به شما می دهد و خداوند قدرتش وسیع و (به هر چیز) داناست. (به همین دلیل، به وعده های خود وفا می کند.)»


انفاق واجب، حق الناس دارد

در مواردی که انفاق واجب یا نذر مالی بر عهده شماست لازم است که به آن عمل کنید. در غیر این صورت ستمگر شمرده می شوید و کسی نمی تواند یار و یاور شما باشد. در چنین مواردی ظلمی که شما به فقرا روا داشته اید گناه کبیره است و چون حق الناس است حتی با کفاره هم نمی توان آن را جبران کرد و توبه آن هم قبول نخواهد بود مگر آن که حق را به مستحق باز گردانید.

«وَ ما أَنْفَقْتُمْ مِنْ نَفَقَةٍ أَوْ نَذَرْتُمْ مِنْ نَذْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ يَعْلَمُهُ وَ ما لِلظَّالِمينَ مِنْ أَنْصارٍ»

«و هر نفقه ای که (در راه حق) انفاق نمودید و هر تعهدی که (در راه خدا) بر عهده گرفتید، بی تردید خدا آن را می داند (و پاداش می دهد و تخلف از آن ستمکاری است) و هرگز برای ستمکاران یاوری نیست.»


علنی اما بدون منت انفاق کنید

خداوند بر این نکته تاکید دارد که اگر صدقات را علنی پرداخت کنید مسلما باعث تشویق دیگران به این کار خیر خواهد شد و از طرف دیگر مایه دلگرمی فقرا و همچنین حفظ اجتماع خواهد بود. اما انفاق پنهانی نسبت به انفاق آشکار کمتر در معرض گناهانی چون ریا، منت و آذیت فرد نیازمند است. ضمن این که در انفاق پنهانی آبروی فرد نیازمند حفظ می شود و احساس ذلت و خفت نمی کند. در آیه ۲۷۱ سوره بقره به این نکته اشاره شده است:

«إِنْ تُبْدُوا الصَّدَقاتِ فَنِعِمَّا هِيَ وَ إِنْ تُخْفُوها وَ تُؤْتُوهَا الْفُقَراءَ فَهُوَ خَيْرٌ لَکُمْ وَ يُکَفِّرُ عَنْکُمْ مِنْ سَيِّئاتِکُمْ وَ اللَّهُ بِما تَعْمَلُونَ خَبيرٌ»

«اگر صدقه ها (ی مستحبی) را آشکار سازید کاری نیکوست و اگر آنها را پنهان دارید و به فقرا بدهید آن برای شما بهتر است و (خداوند) از گناهانتان می زداید و خداوند به آنچه می کنید آگاه است.»


عکس انفاق کردن


چرا مردم در انفاق کردن با هم فرق دارند؟

خداوند در آیه ۲۷۲ سوره بقره به پیامبر (ص) توضیح می دهد که دردم به این دلیل در انفاق کردن متفاوت هستند که انفاق بدون منت و اذیت و خالصانه هدایتی از طرف خداوند برای کسانی است که ایمان شان کامل است. به همین دلیل است که بعضی از مردم سست ایمان در انفاق کردن کوتاهی می کنند و یا بعد از انفاق منت می گذارند:

«لَيْسَ عَلَيْکَ هُداهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ يَهْدي مَنْ يَشاءُ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَلِأَنْفُسِکُمْ وَ ما تُنْفِقُونَ إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ اللَّهِ وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ يُوَفَّ إِلَيْکُمْ وَ أَنْتُمْ لا تُظْلَمُونَ»

«هدایت (باطنی) آنها بر عهده تو نیست (بلکه وظیفه تو ابلاغ و بیم و مژده دادن و اقامه حجت است) و لکن خداست که هر کس را بخواهد (طبق اقتضاء حکمت و رحمتش) هدایت می کند و هر مالی که انفاق کنید به سود خودتان است و جز برای طلب رضای خدا انفاق نمی کنید (پس بهترین را انفاق کنید و منت هم ننهید) و هر مالی انفاق کنید (پاداش آن در آخرت یا تجسم عینی آن) به طور کامل به شما داده می شود و هرگز بر شما ستم نمی رود و از حقتان کم نمی گذارند»


بهترین نوع انفاق کدام است؟

بهترین زمانی که انسان می تواند انفاق کند در مورد نیازمندانی است که موانعی امکان تجارت و اشتغال مادی آن ها را گرفته است. این دسته از مردم افراد آبرومندی هستند و از کسی گدایی نمی کنند و حتی به گونه ای زندگی می کنند که به نظر می رسد افراد بی نیازی باشند. به قول معروف با سیلی صورت خودشان را سرخ نگه می دارند. آیه ۲۷۳ سوره بقره به همین نکته اشاره دارد:

«لِلْفُقَراءِ الَّذينَ أُحْصِرُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ لا يَسْتَطيعُونَ ضَرْباً فِي الْأَرْضِ يَحْسَبُهُمُ الْجاهِلُ أَغْنِياءَ مِنَ التَّعَفُّفِ تَعْرِفُهُمْ بِسيماهُمْ لا يَسْئَلُونَ النَّاسَ إِلْحافاً وَ ما تُنْفِقُوا مِنْ خَيْرٍ فَإِنَّ اللَّهَ بِهِ عَليمٌ»

«(صدقات) از آن فقیرانی است که در راه خدا (مانند جهاد یا غارت رفتن اموال یا بیماری مزمن یا تحصیل علم) گرفتار آمده اند، نمی توانند (برای تحصیل معاش خود) هیچ گونه در روی زمین سفر کنند، فرد ناآگاه آنها را از شدت محافظتی که دارند توانگر می پندارد آنها را از سیمایشان می شناسی از مردم به اصرار چیزی نمی خواهند. و هر چه از مال انفاق کنید مسلّما خداوند به آن داناست.»


موضوعات مرتبط: منبر
[ سه شنبه بیست و دوم مهر ۱۳۹۹ ] [ 13:50 ] [ محمد باقر حصاری ]

 

شرایط قبولی اعمال و عبادات چیست؟

عبادات، غیر از شرایط صحّت، شرایط «قبول» و «کمال» هم دارد. یعنی آنچه که مراعاتش، انسان را به قرب خدا و رشد معنوی می رساند و در فرد و جمع، تأثیر می گذارد. گاهی عبادت، صحیح است، ولی رشد ‌آور نیست، مثل دارویی که شفابخش نیست. گاهی عبادت، از کیفر می رهاند ولی ما را محبوب خدا نمی سازد.
در آیات و روایات، شرایطی برای قبولی اعمال و عبادات بیان شده که نمونه هایی از آنها از این قرار است.
۱. شرط اعتقادی.
۲. شرط سیاسی.
۳. شرط اخلاقی.
۴. شرط اقتصادی.
۵. شرط اجتماعی.
۶. شرط بهداشتی و ...

قبل از توضیح این موارد، تأکید می شود که انسان باید به مسئله قبولی عبادت عنایت خاصّی داشته باشد تا از تلاش معنوی اش بهره بیشتر ببرد.
علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «کُونُوا عَلی قَبُول الْعَمَلِ اَشَدَّ عِنایهً مِنکُم عَلَی الْعَمَل» ( . بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۷۳ ) به قبولی عمل، بیش از اصل عمل توجّه داشته باشید.
انسان ممکن است برای پذیرش در جایی، هم کارت ورود بگیرد، هم طبق مقررات ظاهری عمل کند، ولی در مصاحبه به دلائلی مانند فساد اخلاق یا سوء سابقه یا ... رد شود. عبادات هم ممکن است از نظر مقررات الهی، درست انجام گیرد، ولی به دلایلی مورد قبول خدا نشود. مگر نه این است که گاهی کارهای صحیحی از طرف افراد غیر مسئول انجام می گیرد ولی به جای تشکّر، از آنان انتقاد هم می شود؟! پس شرطِ قبولی کار، چیزی دیگر است. اینک به بیان آن شرایط می پردازیم:
۱. شرط اعتقادی: ایمان به خدا
نداشتن ایمان، مایه تباهی اعمال است: « وَ مَنْ یکْفُرْ بِالْإِیمانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ» ( سوره مائده، آیه ۵ )
کسانی مساجد خدا را آباد می کنند که ایمان به خدا و معاد داشته باشند:
«إِنَّما یعْمُرُ مَساجِدَ اللَّهِ مَنْ آمَنَ بِاللَّهِ وَ الْیوْمِ الاخِرِ» ( سوره توبه، آیه ۱۸ )
و عمل صالح از زن و مرد «مؤمن» است که موجب زندگی پاک می شود:
«من عمل صلحاً من ذکر أو أنثی و هو مؤمن فَلنُحیینَّه حیوه طیبهً» ( سوره نحل، آیه ۹۷ )
کسی که خدا را قبول ندارد، برای او کاری نمی کند تا انتظار پاداش داشته باشد. قرآن کریم، اعمال کافران را همچون خاکستری می داند که در یک روز طوفانی در برابر باد قرار گیرد. که چیزی از آن باقی نمی ماند.
۲. شرط سیاسی: ولایت
ولایت و رهبری صحیح و آسمانی، همه‌ بندگان خدا و بندگی ها و نماز و حجّ و جهاد و ... را در مسیر الهی قرار می دهد و به آنها جهت شایسته می بخشد. مثل ایران امروز که با برخورداری از ولایت فقیه، راه رو به رشدی را می پیماید. در مقابل، کشورهای اسلامی دیگر، با آنکه نماز و روزه و ... دارند ولی به خاطر انحراف در خط سیاسی و رهبری، در ذلّت اند.
رهبری جامعه، همانند راننده در یک ماشین است. اگر همه سرنشینان، شیک و مرتب و مؤدّب باشند ولی راننده مست باشد یا جاده منحرف باشد، سقوط در پیش است. ولی اگر راننده، سالم و باتجربه باشد، هر چند مسافران، کهنه پوش و نامترب باشند، این سفر به مقصد می رسد.
در حدیث از امام باقر ـ علیه السّلام ـ است: «من دان الله بعباده یجهد فیها نفسه و لا امام له من الله فسعیه غیر مقبول» ( وسائل الشیعه، ج ۱، ص ۹۰ )
کسی که به خدا ایمان دارد و عبادت های طاقت فرسا هم انجام می دهد ولی امام لایقی از طرف خدا ندارد، تلاشش بی فایده است.
اگر رهبر آسمانی بود، پرستش خدا به طاغوت پرستی کشیده نمی شد و قوانین آسمانی تبدیل به خرافات نمی گردید و نمازهای جمعه، با همه شکوهش، به نفع طاغوت ها نمی انجامید و حج، این مظهر قدرت و عزّت اسلام و مسلمین، چنین بی اثر یا به سود حکام دور از اسلام تبدیل نمی شد.
در حدیث می خوانیم: «فمن لم یتوّلنا لم یرفع الله له عملاً» ( کافی، ج ۱، ص ۴۳۰ ) هر کس ولایت و رهبری ما را نپذیرد، خدا هم اعمال او را قبول نمی کند.
حضرت علی ـ علیه السّلام ـ فرمود: ما «باب الله» هستیم و راه خدا از طریق ما معرّفی و شناخته می شود. ( کافی، ج ۱، ص ۱۹۳ و ۱۴۵ )
پس شرط قبولی عبادات، ولایت است. ولی همراهش باید تقوا هم باشد. امام باقر ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «و ما تنال و لایتنا الّا بالعمل و الورع» ( کافی، ج ۲، ص ۷۵، بحارالانوار، ج ۷۱، ص ۱۸۷ )
در خط رهبری ما نیست، مگر آنانکه اهل عمل و تقوا باشد.
۳. شرط اخلاقی: الف) تقوا
داستان فرزندان آدم در قرآن آمده است. هر دو قربانی کردند. قربانی یکی پذیرفته شد و دیگری نه. خدا می فرماید:
«إِنَّما یتَقَبَّلُ اللَّهُ مِنَ الْمُتَّقِین» ( سوره مائده، آیه ۲۷ ) خدا تنها از اهل تقوا می پذیرد.
نقل کرده اند شخصی هنگام عبور از بازار، دو قرص نان سرقت کرد و دو انار از مغازه ای دیگر.
سپس آن انار و نان را به فقیر داد. به او گفتند: این چه کاری است؟ گفت: خداوند هر گناه را یک کیفر ولی ثواب را ده برابر پاداش می دهد.
من با آن دو نان و دو انار، چهار گناه کردم ولی به فقیر که دادم، چهل ثواب بردم. چهار گناه از چهل ثواب که کم شود، سی و شش ثواب باقی می ماند. به او گفتند: پاداش ده برابر، برای کسی است که کارش بر اساس تقوا باشد. انفاق از مال غصبی پاداش ندارد. مگر نخوانده ای که: «انما یتقبل الله من المتقین ...»!
ب) حضور قلب
توجه و حضور قلب از دیگر شرایط صحت عبادت است:
برخی از راه های کسب توجه و حضور قلب در عبادات عبارتند از:
۱. توجه به عظمت خدا و تفکر در عبادت حضرت علی ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «الا لاخیر فی عباده لیس فیها تفکر؛ آگاه باشید که در عبادتی که تفکر نباشد سودی نیست» (اصول کافی، ج ۱، ص ۳۶)
۲. توجه به لطف بی نهایت خدا نسبت به بندگانش.
۳. پناه بردن به خدا از شر شیطان های جنّی و انسی.
۴. توسل جستن به اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ.
۵. داشتن حالت خشوع و خضوع.
و ....
۴. شرط اقتصادی: ادای حق مردم
رسیدگی به نیازمندان و ادای حقوق محرومان به درجه ای از اهمیت است که گاهی قبولی عبادت بستگی به آن دارد. پرداختن زکات، یا داشتن درآمد مشروع، از این نمونه هاست.
امام رضا ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «من صلّی و لم یزک لم تقبل صلوته»( بحارالانوار، ج ۹۶، ص ۱۲) هر کس نماز بخواند ولی زکات (و مالیات اسلامی) نپردازد، نمازش قبول نمی شود.
در حدیث دیگری علی ـ علیه السّلام ـ به کمیل می فرماید:
هر گاه غذای تو از راه حلال و درآمد صحیح نباشد، خداوند، تسبیح گفتن و شکر کردن تو را قبول نمی کند.( . سفینه البحار، ج ۱، واژه «حلّ» )
۵. شرط اجتماعی: خیرخواهی نسبت به دیگران
حفظ پیوندهای اجتماعی و اخوّت میان مسلمانان و روابط شایسته و نیکو میان پیروان اسلام، اهمیت بسیاری دارد. از این رو، هر سخن و عملی که به گسستن پیوندها و بهم زدن روابط خوب منجر شود نارواست، «غیبت»، «سوء ظن»، «بدخواهی»، «قطع رابطه»،‌ «بدخلقی» و ... از اوصاف و اعمالی هستند که موجب قبول نشدن عبادت می شوند.
رسول خدا ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرمود: «من اغتاب مسلماً او مسلمهً لم یقبل الله صلاته و لاصیامه اربعین یوماً و لیلهً الّا ان یغفر له صاحبه» ) جامع السعادات، ج ۲، ص ۲۳۴)
کسی که غیبت زن و مرد مسلمانی را بکند، تا چهل روز نماز و روزه اش را خدا نمی پذیرد، مگر آنکه آن شخص، او را ببخشد.
و نیز، آن حضرت فرمود: «یا اباذر! ایاک و هجران اخیک، فانّ العمل لایتقبّل مع الهجران» ( مکارم الاخلاق، ص ۵۵۴ (به نقل از الحیاه، ج ۱، ص ۲۳۶) ) ای ابوذر! از دوری و قطع رابطه با برادر دینی بپرهیز، چرا که عمل اینگونه اشخاص پذیرفته نیست.
و امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «لا یقبل الله من مؤمن عملاً و هو مضمر علی اخیه سوءً» ( اصول کافی، ج ۲، ص ۳۶۱ ) هر مؤمنی که نسبت به برادر دینی اش، نیت بدی داشته باشد، خداوند عمل او را قبول نمی کند.
و امام صادق ـ علیه السّلام ـ می فرماید: «انّ سوء الخلق یفسد العمل کما یفسد الخّل العسل» ( اصول کافی، ج ۲، ص ۳۲۱ ) بداخلاقی با مردم، چنان عمل را فاسد می کند، که سرکه، عسل را.
نتیجه آنکه بدگویی از دیگران، نیت سوء درباره مردم، ترک دوستی، غیبت و امثال آن که باعث سست شدن پیوندهای اجتماعی مسلمانان می شود، از موانع قبول شدن عبادات به حساب آمده است. و نمازگزار و اهل عبادت، باید روابط دینی مستحکمی با بندگان خدا داشته باشد، تا پرستش هایش شایستگی قبولی را دارا باشند.
۶. شرط خانوادگی: خوشرفتاری
آئین مقدس و متعالی اسلام، میان عبادت و سیاست و اخلاق و اجتماع، پیوندی منسجم ایجاد کرده است. در امور خانوادگی هم رعایت احترام و حقوق متقابل زن و شوهر را چنان مهم دانسته که بی توجهی به آن گاهی باعث قبول نشدن عبادات می گردد. و قطع پیوندهای زمینی، به قطع پیوند آسمانی می انجامد.
در این زمینه پیامبر اسلام ـ صلی الله علیه و آله و سلم ـ فرموده است: «من کان له امرئه توذیه لم یقبل الله صلاتها و لاحسنهً من عملها ... و علی الرّجل مثل ذلک» ( . وسائل الشیعه، ج ۱۴، ص ۱۱۶ ) هر کس زن بد رفتار و اذیت کننده ای داشته باشد، خداوند نماز و کارهای نیک آن زن را نمی پذیرد. (مرد نیز همچنین است)
نه تنها بد رفتاری زن با شوهر یا برعکس، این اثر را دارد، حتی نگاه خشم آگین به پدر و مادر هم مانع قبول عبادت است.
امام صادق ـ علیه السّلام ـ فرمود: «من نظر الی أبویه نظر ماقتٍ و هما ظالمان له لم یقبل الله له صلاهً» ( اصول کافی، ج ۲، ص ۳۴۹ )
نماز فرزندانی که با خشم به پدر و مادر خود نگاه می کنند قبول نمی شود. گر چه والدین، نسبت به آنان کوتاهی و ظلمی کرده باشند.
آری ... وقتی ما از نردبان نماز، به معراج می رویم که پایه های آن، روی زمین محکمی باشد. ولی اگر روی یخ لغزنده یا زمین سست قرار داده شود، بالا رفتن را مشکل یا غیر ممکن می سازد. کمال معنوی در سایه‌ عبادات، آن هم با حسن رفتار و روابط شایسته اجتماعی حاصل می شود. مسائل دیگری هم در روایات بیان شده که مانع قبولی اعمال است، مانند شراب خوردن و غیر آن. البته نباید تصوّر شود که حال که خدا قبول نمی کند، پس نماز نخواند و روزه نگیرد و ... بلکه اینگونه روایات، نشان دهنده ضعف عمل و کم ارزشی آن به خاطر رفتار و خصلت های ناشایست عبادت کننده است. (محسن قرائتی ـ پرتوی ازاسرارنماز، چاپ هجدهم ، ص۵۳)
البته باید توجه داشت که به غیر از رعایت شرایط قبولی نماز اموری نیز به عنوان عوامل عدم قبولی نماز در روایات بدان اشاره شده است که از آنجا که موضوع پرسش شما نمی باشد تنها به ذکر فهرستی از عواملی که موجب عدم پذیرش نماز می گردد اشاره می نمائیم :
۱- بی باکی نسبت به انجام گناه در صورت فراهم بودن شرایط
۲- چشم چرانی
۳- داشتن روحیه استگباری و ظالمانه
۴- ندادن خمس و زکات
۵- ریا کاری در نماز
۷- حرام خواری
۸- بی تعهدی زنان در وظایف شوهر داری
۹- غیبت کردن
۱۰- به حال خشم و کینه به پدر و مادر نگاه کردن :
۱۱- خیانت در معامله
۱۲- کسی که بول و غائط خود را نگاه می دارد و بدینوسیله به خود فشار آورده و دچار ضررهای جسمی می شود این کار ، علاوه بر زیان برای سلامتی ، در نماز هم موجب عدم تمرکز فکر می شود و حضور قلب را از بین می برد . « امام صادق علیه السلام فرمود : نماز چنین کسانی قبول نمی شود » (محجه البیضاء ، فیض کاشانی ، ج ۱ ، ص ۳۵۴)

 


موضوعات مرتبط: منبر
[ دوشنبه بیست و یکم مهر ۱۳۹۹ ] [ 13:57 ] [ محمد باقر حصاری ]

چرا خدا را عبادت می کنیم؟عبادت چیست؟

چرا خدا را عبادت می کنیم؟عبادت چیست؟

اگر انسان به عبادت دعوت شده است به این دلیل است که آثار عبادت به خود او بر می گردد. خداوند نیازی به ستایش ندارد.(ان الله غنی حمید)

به گزارش پایگاه خبری آستان مقدس حضرت معصومه علیهاالسلام، خداوند در بیست آیه اول بقره مردم را به سه دسته تقسیم و صفات هر یک را بیان می کند:

۱-   مومنان و اهل تقوا : صفـات این گروه در پنج آیـه اول به این صـورت آمـده است:به غیب ایمـان دارند،نمــاز می خوانند، انفاق می کنند، به قرآن و سایر کتب آسمانی ایمان دارند،به قیامت یقین دارند و هدایت شده و رستگارند.

۲-   کافران و منکران: در دوآیه بعدی کافران (کفار معاند مانند ابوجهل و ابولهب)اینگونه معرفی می شوند: کسانی هسـتند که نصیـحت بر آن ها هیـچ اثری ندارد، قلب، چشم و گوششـان مسـدود است، حقیقت را نمی بینند و نمی شنوند. (نرود میخ آهنین برسنگ)

۳-   منافقان: دوازده آیه بعدی درباره ویژگی های منافقان است: به زبان میگویند ایمان داریم ولی در قلبشان ایمان ندارند، خدعه می کنند، بیمارند، فساد می کنند و نام آن را اصلاح می گذارند، مومنان را مسخره می کنند و گمراهند.

خطر منافقان بسیاربیشتر ازگروه قبل است و بیشترین ضربه را به اسلام زده اند؛ چون لباس دین را می پوشند و به دین ضربه می زنند.

* چرایی و چیستی عبادت

آیه بیست ویکم سوره بقره شروع مباحث اعتقادی و اخلاقی در این سوره است.بعد از این دسته بندی سه گانه ، خداوند می فرماید:

«یا اَیها الناس اعبدوا ربّکمُ الذی خَلَقَکم و الذین من قبلِکم لعلَّکم تتَّقون»

این آیه دارای سه نکته است:۱- دستور(عبادت و بندگی خدا) ۲- حکمت(شکر خالق) ۳- نتیجه(تقوا و پرهیزگاری)

در قرآن برعبادت،بسیارتاکید شده است و خداوند درآیه ۳۶ سوره نحل میفر ماید: «همه انبیاء برای دعوت به بندگی و عبادت آمده اند.»

چرا عبادت می کنیم؟

۱-حس تقدیر:

(که در آیه ۲۱ بقره آمده است)خداوند خالق ماست و ما را از عدم به وجود آورده است؛ آفرینش یک نعمت است وبخاطر شکر نعمت عبادت می کنیم.

۲- کسب آرامش :

یاد خدا به دلها آرامش می دهد. خداونددر قرآن می فرماید: «الا بذکرالله تطمئن القلوب»

امام صادق علیه السلام فرمود که در تورات نوشته شده است:«یابن آدم، تُفرِّغ لعبادتی اَملَآ قلبک غِنی: ای پسر آدم،فارغ شو از برای عبادت من تا پرکنم قلبت را از بی نیازی»(۱)

آلکسیس کارل نویسنده و پزشک فرانسوی در کتاب نیایش خود آورده است:« نیایش باعث می شود انسان در معرض پرتوهای آرامش قرار بگیرد.»

۴-   نشانه عقل و خرد:

عبادت انسان اختیاری است، بر خلاف عبادت سایرموجودات که و جبری است. عبادت نشانه رشد انسان و عقل و خرد اوست. انسان عاقل و خردمند عمر خود رافقط صرف خوردن و خوابیدن نمی کند.

۵-   اعتدال شخصیت:

خداوند در آیات ۱۹تا۲۲سوره معارج می فرماید: «انسان حریص ، ناسپاس و فراموش کار آفریده شده است، مگر کسی که نمازگزار است.» هرکس بندگی خدا رابکند شخصیت او متعادل خواهد شد.

اگر انسان به عبادت دعوت شده است به این دلیل است که آثار عبادت به خود او بر می گردد. خداوند نیازی به ستایش ندارد.(ان الله غنی حمید)

عبادت چیست؟

رکن عبادت و عمده ی آن نماز است، اما عبادت فقط نماز نیست. دوازده مصداق برای عبادت می‌توان شمرد که بعضی از آنها عبارتند از:

۱-   همه ی اعضای ما عبادت می‌کنند، نمونه هایی از عبادت اعضاء عبارتند از:

–       عبادت ذهن: تفکر درجهان خلقت، تفکر درباره گناه و توبه بعد از آن،حسن ظن به بخشش خداوند و…

–       عبادت چشم: نگاه به قرآن،پدر و مادر، کعبه ،دریا و…

–       عبادت گوش:گوش دادن به موعظه،گوش دادن به تلاوت قرآن،اذان و…

–       عبادت پا: پیاده روی به مسجد،پیاده روی برای رفع نیاز مردم و…

۲-   ترک عادت غلط، مانند نگاه به نامحرم، بدزبانی، وسواس و… عبادت است. تمام ایامی که انسان ترک عادات غلط می کند عبادت است. حضرت علی علیه السلام فرمودند: « أفضل العبادة غلبة العادة: بالاترین عبادت غلبه برعادت (ناپسند) است.»(۲)

۳-   رعایت حقوق مردم و ادای آن عبادت است.مانند آزار نرساندن به همسایه، حفظ حقوق مردم حین رانندگی و…

۴-   پرنکردن شکم و ارضاء نکردن قوای جنسی از راه حرام عبادت است! امام باقر (علیه السلام) فرمودند: «ما عبدالله بشیءٍ أفضل،من عفّة بطنٍ و فرج: خداوند با چیزی برتر از عفت شکم و دامن پرستیده نشده است.»(۳)

۵-   کمک و یاری رساندن به مردم عبادت است. امام صادق (علیه السلام) فرمود: «شخصی خدمت حضرت عیسی(ع) آمد، پیامبر خدا از او پرسید: چکار می کنی؟ آن شخص پاسخ گفت: عبادت می کنم. فرمود: خانواده ات را چطور تأمین می کنی؟ گفت: برادرم. مسیح(ع) پاسخ داد: برادرت از تو عابدتر است.»

برگزیده سخنرانی حجت الاسلام والمسلمین رفیعی

زمان:چهارشنبه  ۲۴آذر

مکان: شبستان امام خمینی(ره)

پیاده سازی و تقریر : باصری

————————————————————-
پی نوشت ها:

۱-   بحار، جلد۷۱

۲-   میزان الحکمة، جلد۶،صفحه ۲۰

۳-   الکافی، جلد۲،صفحه۷۹

پایان پیام/ ۹۶۱۱۱


موضوعات مرتبط: مطالب ناب محرم، منبر
[ دوشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۹ ] [ 14:13 ] [ محمد باقر حصاری ]

مسئولیت های انسان در قرآن

 

 

 

از منظر اسلام انسان هم مکلف است و هم مسئول

مکلف است، چون از جانب خداوند تکالیفی و وظایفی بر عهده اش گذاشته شده است

مسئول است، به این معنا که در برابر آن تکالیف بازخواست می شود.

تعریف تکلیف:

به معنای الزام کردن خداوند بندگان را به انجام دادن یا ترک عملی.

قرآن کریم، انسان را مستقل، آزاد، امانتدار خدا و دارای مسئولیت می داند و می فرماید: إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمَانَةَ عَلَى السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَالْجِبَالِ فَأَبَيْنَ أَنْ يَحْمِلْنَهَا وَأَشْفَقْنَ مِنْهَا وَحَمَلَهَا الْإِنْسَانُ إِنَّهُ كَانَ ظَلُومًا جَهُولًا«احزاب 72»

گسترده مسئولیت انسان در قرآن:

1-    وَقِفُوهُمْ ۖإِنَّهُمْ مَسْئُولُونَ«صافات 24»

2-    فَوَرَبِّكَ لَنَسْأَلَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ* عَمَّا كَانُوا يَعْمَلُونَ«حجر92-93»

3-    وَلَا تَقْفُ مَا لَيْسَ لَكَ بِهِ عِلْمٌ إِنَّ السَّمْعَ وَالْبَصَرَ وَالْفُؤَادَ كُلُّ أُولَئِكَ كَانَ عَنْهُ مَسْئُولًا«اسراء 36»

4-    فَلَنَسْأَلَنَّ الَّذِينَ أُرْسِلَ إِلَيْهِمْ وَلَنَسْأَلَنَّ الْمُرْسَلِينَ«اعراف 6»

5-    الا کلکم راع و کلکم مسئول عن رعیته «پیامبر(ص) مجموعه دوام ج1 ص6»

6-     اتقرالله فی عباده و بلاده فانکم مسئولون حتی عن البتاع و البهائم «نهج البلاغه امام علی(ع) خطبه 167»

مسئولیت های انسان

1-    مسئولیت انسان در برابر خود

الف) خود شناسی: اینکه بداند از کجا آمده به بهره چه آمده به کجا خواهد رفت؟

امام علی(ع): من لم تعرف نفسه بعد سبیل النجاه و ضبط فی الضلال و الجهالات «غررالحکم ج5 ص626»

ب) خودسازی:

قَدْ أَفْلَحَ مَنْ زَكَّاهَا* وَقَدْ خَابَ مَنْ دَسَّاهَا«شمس 9-10»

 

امام سجاد(ع): حق نفس تو این است که او را در اطاعت خدا درآوری و به زبانت حقش را بپردازی و حق گوش چشم دست و پا شکم و عورت را نیز ادا کنی و در این باره از خداوند استمداد جویی «تحف العقول ص184»

 

3-    مراقبت و حسابرسی از خود:

امام علی(ع): ینبغی ان یکون الرجل مهیمنا علی نفسه مراقبا قلبه حافظا لسانه «شرح غررالحکم ج6 ص445»

4-    حفظ کرامت نفس:

امام صادق(ع): ان الله تبارک و تعالی فرض الی المومنین کل شی الا اذلال نفسه «کافی ج5 ص63»

5-    حفظ نفس:

6-     وَلَا تَقْتُلُوا أَنْفُسَكُمْ إِنَّ اللَّهَ كَانَ بِكُمْ رَحِيمًا «نساء 29»

7-    سرمایه های الهی:

امام علی(ع): برای جان شما یهایی جز بهشت نیست بنابراین آن را جز در برابر بهشت نفروشید. «شرح غررالحکم ج5 ص148»

 

2-    مسئولیت انسان در برابر خداوند

امام علی(ع): معرفته الله سبحان اعلی المعارف «شرح غررالحکم ج6 ص148»

1-    ایمان به خدا و رسول او(ص):

 «نساء 126»

2-    پذیرش ولایت خدا:

أَمِ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِهِ أَوْلِيَاءَ فَاللَّهُ هُوَ الْوَلِيُّ وَهُوَ يُحْيِي الْمَوْتَى وَهُوَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ «شوری 9»

3-    پرستش الهی:

يَا أَيُّهَا النَّاسُ اعْبُدُوا رَبَّكُمُ الَّذِي خَلَقَكُمْ وَالَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ«بقره 21»

4-    اطاعت پروردگار و رسولش(ص)

«نساء»

امام علی(ع) خطاب به حارث همدانی: اطع الله فی جمیع امورک فان طاعه الله فاضله علی ما سواها «نامه69 نهج البلاغه»

5-    تنزیه خداوند:

سَبِّحِ اسْمَ رَبِّكَ الْأَعْلَى«اعلی1»

 

 

6-     دعا و نیایش:

وَقَالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ«غافر60»

7-    یاد خدا بودن:

وَاذْكُرْ رَبَّكَ فِي نَفْسِكَ تَضَرُّعًا وَخِيفَةً وَدُونَ الْجَهْرِ مِنَ الْقَوْلِ بِالْغُدُوِّ وَالْآصَالِ وَلَا تَكُنْ مِنَ الْغَافِلِينَ

«اعراف 205»

8-    توکل بر خدا:

وَعَلَى اللَّهِ فَلْيَتَوَكَّلِ الْمُؤْمِنُونَ «آل عمران160»

9-    شکر الهی:

وَاشْكُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ إِنْ كُنْتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ «نحل114»

10- محبت و عشق ورزی:

وَالَّذِينَ آمَنُوا أَشَدُّ حُبًّا لِلَّهِ«بقره 165»  

11- استعانت از خدا:

إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَإِيَّاكَ نَسْتَعِينُ«حمد5»

أَلَيْسَ اللَّهُ بِكَافٍ عَبْدَهُ«زمر36»

 

3-    مسئولیت انسان در برابر دین:

1-    آموزش و فراگیری:

پیامبر(ص): اف لکل مسلم لایجعل فی کل جمعه یوما یتفقه فیه امردینه و یسأل عن دینه.«بحارالانوار ج1ص179»

2-    پذیرش مجموعه دین:

 إِنَّ الَّذِينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيُرِيدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَرُسُلِهِ وَيَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَنَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَيُرِيدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذَلِكَ سَبِيلًا* أُولَئِكَ هُمُ الْكَافِرُونَ حَقًّا«نساء 150-151»

3-    التزام عملی به دین:

امام صادق(ع): الایمان عمل کله «اصول کافی ج2 ص28»

تکالیف الهی بر پنج قسم است: واجب ، مستحب ، مکروه ، مباح

4-    پاسداری از دین:

امام علی(ع): حصینوا الذین بالدنیا ولاتحصنوا الدنیا با الدین (وسائل الشیعه ج11 ص452)

5-    استقامت در راه دین:

فَاسْتَقِمْ كَمَا أُمِرْتَ وَمَنْ تَابَ مَعَكَ وَلَا تَطْغَوْا «هود 112»

4-    مسئولیت انسان در برابر انبیاء و امامان(علیه السلام)

1-     شناخت پیامبر و امامان(ع)

امام صادق(ع): لایکون العبد مومنا حتی یعرف الله و رسوله والائمه کلهم و امام زمانه و یرید الیه و یسلم له «اصول کافی ج1 ص28»

2-    ایمان و اعتقاد به خدا و رسول(ص)

آمَنَ الرَّسُولُ بِمَا أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ وَالْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَمَلَائِكَتِهِ وَكُتُبِهِ وَرُسُلِهِ لَا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ «بقره 285»

3-    تسلیم و اطاعت:

يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَطِيعُوا اللَّهَ وَأَطِيعُوا الرَّسُولَ وَأُولِي الْأَمْرِ مِنْكُمْ «نساء 59»

4-    اسوه پذیری:

لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ«احزاب 21»

رسول خدا(ص) فرمود: ان شیعتنا من شیعتنا و تبعنا فی اعمالنا (بحارالانوار ج68 ص155)

5-    محبت و دوستی:

قُلْ لَا أَسْأَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْرًا إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبَى«شوری 23»

 

5- مسئولیت انسان در برابر خانواده و خویشان:

1-5- مسئولیت متقابل زن و شوهر

پیامبر اکرم(ص): الرجل راع علی اهل بیته و هو مسئول عنهم نالمراه راعیه علی اهل بیت بعلها و ولده و هی مسئوله عنهم «میزان الحکمه ج4 ص327»

الف) مسئولیت شوهر در برابر همسرش

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ«نساء 34»

امام خمینی(ره) فرمود: مرد مجاز نیست همسرش را به گونه ای رها کند که معلوم نباشد آیا شوهر دارد یا ندارد. زن را در این حالت معلّقه می گویند. (تحریر الوسیله) ج2 ص303

ب) مسئولیت زن در برابر شوهر:

امام صادق(ع): ملعون است، ملعون است زنی که شوهرش را بیازارد و او را غمگین سازد خوشبخت است، خوشبخت است زنی که به شوهرش احترام بگذارد او را نیازارد و خمواره اطاعتش کند. «بحار الانوار ج103 ص253»

 

 

2-5- مسئولیت والدین در برابر فرزندان:

رسول خدا(ص): ین حق الولد علی والده ثلاثه: یحسن السمه و یعلمه الکتاب و یزوجه ازابلغ «مکارم الاخلاق ص 421»

و حق الولد علی والده ان یعلمه الکتاب والسباحه و الرمایه و ان لایرزقه الطیبا «میزان الحکمه ج10 ص721»

امام علی(ع): و حق الولد علی الوالد ان یحسن اسمه و یحسن اربه و یعلمه القرآن «نهج البلاغه حکمت391»

 

3-5- مسئولیت فرزندان در برابر پدر و مادر

نیکی به والدین این است که:

1-    با آنان خوش رفتاری کند

2-    نیاز آنها را قبل از بیان برآورده کند

3-    به آنها احترام بگذارد

4-    در برابر آنها متواضع باشد

5-    نگاهش به آنان از روی محبت باشد

6-     آنها را اندوهگین نسازد

7-    صدای خود را از صدای آنها بالاتر نبرد

8-    روی آنها دست بلند نکند

9-    در راه رفتن از آنها جلو نیفتند

10- به آنها اف نگوید ، پرخاش نکند

11- در غیر معصیت الهی اطاعت کند

12- زحماتشان را سپاس گذارد

(لقمان14- اسراء23)

4-5- در برابر خویشان

امام علی(ع): صلوا ارحاکم ولو بالتسلیم «الکافی ج2 ص155»

 

6-     مسئولیت انسان در برابر جامعه

1-6- در برابر شهروندان:

1-    احترام به ما ، جان  و ناموس یکدیگر «وسائا الشیعه ج17 ص87»

2-    تعاون و همکاری «همان ص550 ، مائده2»

3-    فریاد رسی و رفع گرفتاری «همان ص131»

4-    امر به معروف و نهی از منکر «توبه 71»

5-    خدمت رسانی «نهج البلاغه نامه47»

2-6- در برابر همسایگان

حضرت فاطمه الزهرا(س): یا بنی الجار ثم الدار «داستان راستان ج2 ص64»

3-6- در برابر قوانین و مقررات:

امام خمینی(ره): مراعات مقررات دولت اسلامی واجب شرعی است و تخلف از آن گناه است.

«استفتائات امام ص95»

امام خامنه ای (مدطله العالی) :

مخالفت با قوانین و مقررات و دستورات دولت اسلامی که بطور مستقیم توسط مجلس شورای اسلامی وضع شده و مورد تأیید شورای نگهبان قرار گرفته اند و یا با استناد به اجازه قانونی نهاد های مربوطه وضع شده اند برای هیچ کسی جایز نیست. «اجوبه الاستفتاهات ص486»

7 –مسئولیت انسان در برابر طبیعت:

الف)  عمران و آبادی:

هُوَ أَنْشَأَكُمْ مِنَ الْأَرْضِ وَاسْتَعْمَرَكُمْ فِيهَا«هود 61»

ب) استفاده بهینه از منابع طبیعت:

قن وجذما و ترابا ثم افتقر قابعده الله «الحیاه ج5 ص 347»

ج) حفاظت از محیط زیست:

رسول خدا(ص): لاتقطعوا شجره الا ان تضطروا الهیها «الکافی ج5 ص30»


موضوعات مرتبط: مطالب ناب محرم، منبر
[ دوشنبه چهاردهم مهر ۱۳۹۹ ] [ 11:1 ] [ محمد باقر حصاری ]

نشانه‌هاى عاقل

۱. ترك شهوت: «العاقل من هجر شهوته و باع دنياه باخرته» [433] عاقل كسى است كه شهوت خود را ترك كند و دنيايش را به آخرتش بفروشد.

۲. كنترل زبان: «العاقل من عقل لسانه» [434] عاقل كسى است كه زبان خود را از حرام كنترل كند.

۳. سخن نگفتن از بيم تكذيب

۴. خواهش نكردن از بيم محروم شدن

۵. وعده ندادن به آنچه كه مقدور انسان نيست.

۶. اميد نداشتن به آنچه كه مايه سركوبى است: امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد: «ان العاقل لا يحدث من يخاف تكذيبه و لايسأل من يخاف منعه و لا يعد ما لا يقدر عليه و لا يرجوا ما يعنف برجائه»

۷. دروغ نگفتن: «ان العاقل لا يكذب و ان كان فيه هواه» عاقل دروغ نمى‌گويد گرچه هوا و هوس او در دروغ باشد.

۸. فريب نخوردن: امام عليه السلام مى‌فرمايد: «لا يلسع العاقل من جحر مرّتين» [435]خردمند كسى است كه از يك سوراخ دو مرتبه گزيده نشود و فريب نخورد.

۹. ترك باطل: حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «العاقل من رفض الباطل» [436]خردمند آن است كه باطل را ترك كند.

۱۰. تشخيص ضرر كمتر: «ليس العاقل من يعرف الخير من الشر و لكن العاقل من يعرف خير شرين»م [437] آن كسى كه خوبى را از بدى تشخيص دهد عاقل نيست؛ عاقل كسى است كه در ميان دو شر موردى را كه كمتر ضرر دارد انتخاب كند.

۱۱. شكرگزارى در برابر حلال و صبر از حرام: امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد: «يا هشام ان العاقل الذى لا يشغل الحلال شكره و لا يغلب الحرام صبره» [438]

اى هشام! خردمند كسى است كه حلال از شكرش باز ندارد و حرام بر صبرش چيره نشود.

[0]

 


[0] دهقان، اکبر، راه رشد، صفحه: ۱۴۲، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، قم - ایران، 1379 ه.ش.

 


[433] . تصنيف غرر

 


[434] . تصنيف غرر

 


[435] . بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۳۲ - ۱۵۹

 


[436] . بحار، ج ۱، ص ۱۳۲ - ۱۵۹

 


[437] . بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۶

 


[438] . كافى، ج ۱،ص۱۳


موضوعات مرتبط: منبر
[ جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۹ ] [ 22:36 ] [ محمد باقر حصاری ]

نشانه‌هاى عاقل

۱. ترك شهوت: «العاقل من هجر شهوته و باع دنياه باخرته» [433] عاقل كسى است كه شهوت خود را ترك كند و دنيايش را به آخرتش بفروشد.

۲. كنترل زبان: «العاقل من عقل لسانه» [434] عاقل كسى است كه زبان خود را از حرام كنترل كند.

۳. سخن نگفتن از بيم تكذيب

۴. خواهش نكردن از بيم محروم شدن

۵. وعده ندادن به آنچه كه مقدور انسان نيست.

۶. اميد نداشتن به آنچه كه مايه سركوبى است: امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد: «ان العاقل لا يحدث من يخاف تكذيبه و لايسأل من يخاف منعه و لا يعد ما لا يقدر عليه و لا يرجوا ما يعنف برجائه»

۷. دروغ نگفتن: «ان العاقل لا يكذب و ان كان فيه هواه» عاقل دروغ نمى‌گويد گرچه هوا و هوس او در دروغ باشد.

۸. فريب نخوردن: امام عليه السلام مى‌فرمايد: «لا يلسع العاقل من جحر مرّتين» [435]خردمند كسى است كه از يك سوراخ دو مرتبه گزيده نشود و فريب نخورد.

۹. ترك باطل: حضرت على عليه السلام مى‌فرمايد: «العاقل من رفض الباطل» [436]خردمند آن است كه باطل را ترك كند.

۱۰. تشخيص ضرر كمتر: «ليس العاقل من يعرف الخير من الشر و لكن العاقل من يعرف خير شرين»م [437] آن كسى كه خوبى را از بدى تشخيص دهد عاقل نيست؛ عاقل كسى است كه در ميان دو شر موردى را كه كمتر ضرر دارد انتخاب كند.

۱۱. شكرگزارى در برابر حلال و صبر از حرام: امام كاظم عليه السلام مى‌فرمايد: «يا هشام ان العاقل الذى لا يشغل الحلال شكره و لا يغلب الحرام صبره» [438]

اى هشام! خردمند كسى است كه حلال از شكرش باز ندارد و حرام بر صبرش چيره نشود.

[0]

 


[0] دهقان، اکبر، راه رشد، صفحه: ۱۴۲، مرکز فرهنگی درسهایی از قرآن، قم - ایران، 1379 ه.ش.

 


[433] . تصنيف غرر

 


[434] . تصنيف غرر

 


[435] . بحارالانوار، ج ۱، ص ۱۳۲ - ۱۵۹

 


[436] . بحار، ج ۱، ص ۱۳۲ - ۱۵۹

 


[437] . بحارالانوار، ج ۷۸، ص ۶

 


[438] . كافى، ج ۱،ص۱۳


موضوعات مرتبط: منبر
[ جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۹ ] [ 22:35 ] [ محمد باقر حصاری ]

چگونه به نعمت‌ها احترام كنيم

۱ - بدانيم كه اين نعمت از خداست.

امام صادق عليه السلام فرمود:«و أدنى الشّكر رؤية النّعمة من اللّٰه»: كمترين شكر اين است كه نعمت را از خدا بدانيم.[800]

۲ - نعمت خدا را در جهت معصيت استفاده نكنيم.

شكر نعمت آن است كه بنده تمامى آنچه را كه خداوند به او عطا فرموده را در مسيرى استفاده كند كه بخاطر آن آفريده شده است.

چشم براى ديدن چيزهاى حلال است، نه حرام، گوش براى شنيدن چيزهاى حلال، نه وسيله‌اى براى شنيدن محرمات همچون غيبت، موسيقى و... و همينطور در ساير نعمت هايى كه خداوند به ما داده است.

امام صادق عليه السلام فرمود:«شكر النعمة اجتناب المحارم»: شكر نعمت آن است كه از گناهان پرهيز شود.[801]

۳ - اسراف نكنيم.

قرآن مى‌فرمايد «... كلوا و اشربوا و لا تسرفوا...»[802] بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد.

اسراف، زياده روى در مصرف، تجاوز از حد ميانه روى و اعتدال در هر كارى است، چه در مال و چه در عمر و چه در انفاق و....

۴ - بازگو كردن نعمت‌ها

«و أمّا بنعمة ربك فحدّث»[803] نعمت‌هاى پروردگارت را بازگو كن.

اين دستور راهى براى ايجاد انگيزه، شكر و سپاس و قدردانى از نعمت‌هاى الهى است. افرادى كه نعمت‌هاى خدا را ياد مى‌كنند، كمتر كمبودها را احساس مى‌كنند و ياد نعمت‌ها موجب فلاح و رستگارى مى‌شود و لذا قرآن مى‌فرمايد:«... فاذكروا آلاء اللّٰه لعلّكم تفلحون»[804] به ياد نعمت‌هاى خدا باشيد، شايد كه رستگار شويد.

۵ - شكر كردن خداوند بخاطر نعمت‌هايش

«... و اشكروا نعمة اللّٰه ان كنتم ايّاه تعبدون»[805] شكر نعمت خدا را بجاآوريد اگر تنها او را مى‌پرستيد.

۶ - دوست داشتن خدا

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:«أحبّ‌ اللّٰه لما يغذوكم به من نعمة»: خدا را دوست بداريد بخاطر نعمت‌هايى كه به شما ارزانى داشته است.[806]

[0]

 


[0] دهقان، اکبر، راه زندگی، صفحه: ۱۶۶، حرم، قم - ایران، 1387 ه.ش.

 


[800]  - بحارالانوار ۵۲/۷۱

 


[801]  - اصول كافى با ترجمه ۱۵۰/۳

 


[802]  - اعراف ۳۱

 


[803]  - ضحى ۱۱

 


[804]  - اعراف ۶۹

 


[805]  - نحل ۱۱۴

 


[806]  - بحارالانوار ۱۴/۷۰


موضوعات مرتبط: منبر
[ جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۹ ] [ 22:25 ] [ محمد باقر حصاری ]

چگونه به نعمت‌ها احترام كنيم

۱ - بدانيم كه اين نعمت از خداست.

امام صادق عليه السلام فرمود:«و أدنى الشّكر رؤية النّعمة من اللّٰه»: كمترين شكر اين است كه نعمت را از خدا بدانيم.[800]

۲ - نعمت خدا را در جهت معصيت استفاده نكنيم.

شكر نعمت آن است كه بنده تمامى آنچه را كه خداوند به او عطا فرموده را در مسيرى استفاده كند كه بخاطر آن آفريده شده است.

چشم براى ديدن چيزهاى حلال است، نه حرام، گوش براى شنيدن چيزهاى حلال، نه وسيله‌اى براى شنيدن محرمات همچون غيبت، موسيقى و... و همينطور در ساير نعمت هايى كه خداوند به ما داده است.

امام صادق عليه السلام فرمود:«شكر النعمة اجتناب المحارم»: شكر نعمت آن است كه از گناهان پرهيز شود.[801]

۳ - اسراف نكنيم.

قرآن مى‌فرمايد «... كلوا و اشربوا و لا تسرفوا...»[802] بخوريد و بياشاميد ولى اسراف نكنيد.

اسراف، زياده روى در مصرف، تجاوز از حد ميانه روى و اعتدال در هر كارى است، چه در مال و چه در عمر و چه در انفاق و....

۴ - بازگو كردن نعمت‌ها

«و أمّا بنعمة ربك فحدّث»[803] نعمت‌هاى پروردگارت را بازگو كن.

اين دستور راهى براى ايجاد انگيزه، شكر و سپاس و قدردانى از نعمت‌هاى الهى است. افرادى كه نعمت‌هاى خدا را ياد مى‌كنند، كمتر كمبودها را احساس مى‌كنند و ياد نعمت‌ها موجب فلاح و رستگارى مى‌شود و لذا قرآن مى‌فرمايد:«... فاذكروا آلاء اللّٰه لعلّكم تفلحون»[804] به ياد نعمت‌هاى خدا باشيد، شايد كه رستگار شويد.

۵ - شكر كردن خداوند بخاطر نعمت‌هايش

«... و اشكروا نعمة اللّٰه ان كنتم ايّاه تعبدون»[805] شكر نعمت خدا را بجاآوريد اگر تنها او را مى‌پرستيد.

۶ - دوست داشتن خدا

پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود:«أحبّ‌ اللّٰه لما يغذوكم به من نعمة»: خدا را دوست بداريد بخاطر نعمت‌هايى كه به شما ارزانى داشته است.[806]

[0]

 


[0] دهقان، اکبر، راه زندگی، صفحه: ۱۶۶، حرم، قم - ایران، 1387 ه.ش.

 


[800]  - بحارالانوار ۵۲/۷۱

 


[801]  - اصول كافى با ترجمه ۱۵۰/۳

 


[802]  - اعراف ۳۱

 


[803]  - ضحى ۱۱

 


[804]  - اعراف ۶۹

 


[805]  - نحل ۱۱۴

 


[806]  - بحارالانوار ۱۴/۷۰


موضوعات مرتبط: منبر
[ جمعه یازدهم مهر ۱۳۹۹ ] [ 21:51 ] [ محمد باقر حصاری ]

حسن معاشرت در روایات

۱- مصادیق

عشق و علاقه زن و شوهر به یکدیگر، تجلیاتی دارد. در این مقوله سخنان گرانبهایی از معصومین(علیهم السلام) در اختیار داریم که به حسن معاشرت آنها توصیه نموده است.(۳۳) امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«انَّ المرءَ یحتاج فی منزله و عیاله الی ثلاث خلال یتکلَّفها و ان لم یکن فی طبعه ذلک: معاشرهً جمیله…؛(۳۴) انسان در خلال نیازهای منزل و عیالش، به سه چیز نیازمند است، حتی اگر آن چیزها با طبع او سازگار نباشد… که یکی از آن ها، معاشرت نیکو می‌باشد».
معاشرت به معروف، مصادیق فراوانی دارد و شامل بسیاری از امور اخلاقی می‌گردد و در این جا تنها به برخی از مصادیق مهم آن اشاره می‌شد.

حسن خلق: حسن خلق، صفتی پسندیده است که در آموزه‌های اسلام بسیار به آن سفارش شده است. حسن خلق در روابط خانوادگی و خصوصاً بین زوجین، جایگاه ویژه‌ای دارد. امام صادق(علیه السلام) در این باره می‌فرماید:
«لا غنی بالزوج عن ثلاثه اشیاء فیما بینه و بین زوجه و هی الموافقه لیجتلب بها و محبتها و هواها و حسن خلقه و استعماله استماله قلبها بالهیئه الحسنه فی عینها و توسعته علیها؛(۳۵) در ارتباط بین زن و شوهر، مرد نیازمند سه چیز است: مدارا و خوش رفتاری با زن تا محبت و علاقه زن را جلب کند و خوش اخلاقی با او به دست آوردن قلب او که با پیراستن ظاهر در مقابل دیدگان او و گشاده دستی با او امکان پذیر است».

احترام به زن: در زندگی مشترک، وجود «احترام متقابل» اصلی اساسی است. حرمت گذاردن به هم، یک حسن است و هر زن و مرد باید نکات مثبت زندگی همسر خود را بیابد و او را برای آن نکات مثبت، تکریم کند. بزرگداشت و تکریم شخصیت، نیاز طبیعی هر انسانی است. اگر نیاز طبیعی تکریم شخصیت هر فرد در خانواده تأمین شود، احساس آرامش و اعتماد به نفس می‌کند با دلگرمی و امید، برای موفقیت و کسب رضایت دیگر اعضای خانواده قدم بر می‌دارد.(۳۶) در این میان، اکرام و احترام به زن، جایگاه خاص و ممتازی دارد. امام صادق(علیه السلام) می‌فرماید:
«من اتَّخذَ إمرأه فلیکرمها؛(۳۷) هر کس همسری اختیار کند، باید او را اکرام و احترام کند».

محبت و اظهار آن: اصل مهر و محبت علاقه همسران نسبت به هم را، خدای متعال در وجود زوجین قرار داده است.(۳۸) این محبت و علاقه با شروع زندگی مشترک، تولد یافته و با ادامه زندگی استحکام می‌یابد و تثبیت می‌شود. رسول اکرم(صلی الله علیه و آله وسلم) می‌فرماید:
«إنّ الرجل إذا نظر إلی إمرأته و نظرت إلیه ، نظرالله تعالی إلیهما نظر الرّحمه؛(۳۹) وقتی مرد به همسر خود با محبت می‌نگرد و زنش با مهر به او می‌نگرد، خداوند با دیده رحمت بر آن‌ها می‌نگرد».
امام صادق(علیه السلام) نیز می‌فرماید:
«کلُّ من اشتدّ لنا حبّاًَ إشتدَّ للنساءِ حبّاً؛(۴۰) هر کس محبتش به ما اهل بیت زیاد باشد، محبتش نسبت به زنان(مادر، همسر، دختر و …) زیاد است».
در فرهنگ غنی اسلامی «اظهار محبت» یکی از لوازم دوست داشتن است. به فرموده ائمه(علیهم السلام) مرد باید «محبت درونی» خود به همسرش را اظهار کند؛ با زبان بگوید و با عمل نشان دهد تا دوستی میان زن و شوهر زیاد شود.(۴۱)

عفو و گذشت: بیش ترین سفارش اسلام درباره مسائل خانوادگی، گذشت و چشم‌پوشی زن و شوهر از لغزش ها، کج خلقی‌ها و اشتباه‌های یکدیگر است؛ زیرا زن و شوهر، روحیات و طرز فکری دوگانه دارند و هیچ کدام از خطا و عصبانیت در امان نیستند. گذشت آن دو از یکدیگر، بی‌گمان کانون خانواده را با حرارت کرده و عشق و محبت را افزایش می‌دهد. «گذشت»، نشانه حسن نیت و خوش بینی به زندگی است و چه بسا بسیاری از تیرگی‌ها در پرتو این صفت، جای خود را به صفا و صمیمیت می‌دهد.(۴۲)
شخصی از محضر امام صادق(علیه السلام) درباره «حق زن بر شوهر» سؤال کرد، ایشان فرمود:
«یشبع بطونها و یکسو جثَّتها و إن جهلت غفر لها؛(۴۳) خوراک و پوشاک زن را تهیه کند و اگر زن خطا و اشتباهی انجام داد، او را ببخشاید».

مدارا کردن: مدارای زن و مرد در زندگی، رفق و هماهنگی آنان در همه امور مربوط به آن و پرهیز از سرسختی‌های بی‌مورد است.
ممکن است در طول زندگی مشترک به دلیل برخی مسائل، از میزان مهر و محبت زن و شوهر به هم کاسته شود و یا کدورت و سردی بین آن‌ها ایجاد گردد، ولی اهمیت حفظ «نظام خانواده» از یک سو و وجود حق «طلاق» به دست مردان از سوی دیگر، می‌طلبد که مرد در برخوردهای خود با زن، تدبیری خردمندانه داشته باشد که نتیجه آن، «مدارا و هماهنگی» در امور زندگی است. به همین جهت، در روایات به مردان سفارش شده که در زندگی مدارا داشته باشند. حضرت امیرمؤمنان(علیه السلام) در این رابطه می‌فرماید:
«فدارها علی کلَّ حال و أحسن الصحبه لها فیصفو عیشک؛(۴۴) در تمام حالات با همسرت سازگاری کن و با او به نیکی معاشرت نما تا زندگی ات با صفا شود».


موضوعات مرتبط: منبر
[ پنجشنبه سوم مهر ۱۳۹۹ ] [ 14:25 ] [ محمد باقر حصاری ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

             باسلام خدمت شما
        بنده محمد باقر حصاری هستم
    از اینکه از وبلاگ حقیر سر زدی ممنونم
          لطفا نظر یادت نره تشکر

بدانیم تا بمانیم...
کسانی که پشت سرت حرف بزنند، دقیقا به همان جا تعلق دارند، پشت سرت!!!!!


غرش هیچ شیری خانه ی چوبی مارا خراب نمی کند، از سکوت موریانه ها باید ترسید!!!!!



یک شمع روشن می تواند هزاران شمع خاموش را روشن کند، بدون این که نور خودش کم شود!!!!!
برچسب‌ها وب
ص (6)
ع (5)
عج (3)
س (3)
عکس (2)
ره (1)
firefox (1)
هدر (1)
لینک های مفید


امکانات وب