|
کشکول حصاری (گلچینی از بهترین ها)
| ||
چه کنم عاقبت به خیر شوم؟!گزاره های عاقبت به خیری در قرآن کریم و روایات اهل بیت عصمت و طهارتکسانی که در اندیشه عاقبت به خیری هستند در حقیقت خود را در مسیری می یابند که هر آن احتمال سقوط در آن می رود و اینکه نتوانند در زندگی خویش ظرفیت ها و توانمندی های بالقوه خویش را باور کرده و آن را به فعلیت درآورند و به شکل انسان ناقص به جهانی دیگر منتقل شوند...ندای اصفهان- حجت الاسلام عبدالغفار امیدوار/ بسیاری از مومنان در هراس از عاقبت به خیری در زمان خروج از جهان و انتقال به جهان دیگر هستند. اگر زندگی دنیوی را بخش مقدمی جهانی دیگر بدانیم (که آنچه اینجا تهیه و فراهم می آید آنجا از آن بهره مند خواهیم شد)، می توان دغدغه مومنان را در لحظات پایانی عمر درک کرد؛ زیرا شخص می هراسد که دست خالی به جهانی برود که دیگر مقام عمل و کار نیست بلکه تنها مکانی برای درو کردن مزرعه و کشتی است که در این دنیا برای خود فراهم آورده است. بنابراین اگر برای هر کار جزیی و به سخن دیگر برای هر امری خواهان فرجام خوش و عاقبت سودمند (خیر) هستیم برای کار مهم و بزرگی چون خروج از جهان و رفتن به جهان پایدار و باقی، دغدغه آدمی بیشتر خواهد بود. رسول گرامی خدا فرموده اند: «مؤمن پیوسته از سوء عاقبت خود بیمناک است و یقین ندارد که آیا مقام خشنودى و رضاى خدا را دریافت خواهد کرد یا نه تا هنگام مرگ و آمدن ملک الموت» (بحار الأنوار ج۲۴ ص ۲۶ ). بله! کسانی که در اندیشه عاقبت به خیری هستند در حقیقت خود را در مسیری می یابند که هر آن احتمال سقوط در آن می رود و اینکه نتوانند در زندگی خویش ظرفیت ها و توانمندی های بالقوه خویش را باور کرده و آن را به فعلیت درآورند و به شکل انسان ناقص به جهانی دیگر منتقل شوند. در این مقاله به بررسی عوامل عاقبت بخیری می پردازیم. لازم به ذکر است بنا بر فرموده آیت الله دکتر احمد عابدی ۲۵ روایت در باب عاقبت بخیری و ۳۰ روایت در باب عاقبت به شری وارد شده است. معنای عاقبت بخیری چیست؟ عاقبت در لغت به معنی آخر، پایان و نتیجه کار است و خیر به معنای نیک و پسندیده. خیر، به هر چیز و یا امری اطلاق می شود که برای انسان سود محض و یا سود بیشتری را برساند. از این رو امری که دارای منفعت و سود باشد را خیر می شمارند و کسی که خیرخواه است می کوشد تا به چیزی دست یابد که او را در مسیر کمال یاری رساند و در زندگی مادی و معنوی برایش سودمند باشد. لذا زندگی دنیا اگر فرجامی نیکو داشته و همراه با سعادت اخروی و ختم به بهشت باشد، از آن تعبیر به عاقبت به خیری می شود. البته بهشت و سعادت، درجات دارد؛ از بهشتی که درخت دارد و جویبار؛ (تجری من تحت الانهار) تا بهشتی که همه نعمت ها و خوشی ها در برابر آن ناچیز است؛ (رضوان من الله اکبر و نیز رضی الله عنهم و ضوا عنه). بنابراین عاقبت به خیری از بهره مندی از نعم بهشتی هست تا اتصال به فیض و رحمت مطلق و بی نهایت و نیل به نقطه ای از قرب الهی که رضایت و خشنودی خدا از انسان، و انسان از خدا را به دنبال داشته باشد، و طبیعت مطلق گرای انسان با رسیدن به مقصد و مطلق حقیقی، اشباع شود و به آرامش مطلق، دست پیدا کند. بیانی دیگر در عاقبت بخیری انسان ها به چهار دسته تقسیم می شوند؛ الف) کسانی که از اوّل تا آخر عمر خوب و در مسیر صحیح بوده اند، تعداد اینگونه افراد کم است و بارزترین مصداق آن، انبیاء، ائمه و اولیاء الهی (سلام الله علیهم اجمعین) هستند. این گروه یقیناً عاقبت بخیر هستند و هیچگونه جای بحث ندارد هرچند خود این گروه نسبت به آینده خویش نگران و ترسان هستند. ب) کسانی که از اوّل عمر تا پایان شرّ بوده اند، و لحظه ای در مقابل فرامین الهی سر تعظیم فرود نیاوردند. این گروه در عاقبت به شرّیشان شکّی نیست و این گروه نیز مورد بحث نیست. ج) گروه سوّم انسان هایی هستند که در اوائل زندگی اهل خیر و نیکی و در مسیر هدایت هستند ولی بر اثر عدم تسلّط هواهای نفسانی و پاکیزه شدن از صفات رذیله، کم کم به انحراف کشیده شده و سرانجام عاری از ایمان و در حال ارتداد و کفر از دنیا رفته، اینگونه افراد را می گوییم افرادی که عاقبت به شر شده اند. این گروه به عنوان درس عبرت محل بحث و اشاره خواهد بود و در قرآن آیات فراوانی داریم به این مضمون: «آمنوا ثم کفروا» د) گروهی در اوائل زندگی بر اثر غفلت و نادانی دچار گناه و انحرافات هستند ولی با گذشت زمان و رشد عقلی، آرام آرام در مسیر صحیح قرار گرفته و سرانجام با ایمان کامل و کوله باری از اعمال صالح و توبه از دنیا می روند، این گروه را عاقبت بخیر می نامیم و خلاصه این که عاقبت بخیر کسی است که بدو ورود به برزخ بگوید: «دعایشان در آنجا این است که بار خدایا، پاکى تو راست و درودشان در آنجا «سلام» است و واپسین دعایشان این است که سپاس و ستایش خداى راست، پروردگار جهانیان» (یونس ۱۰). اهمیت و جایگاه عاقبت به خیری در منابع دینی ۱) عاقبت بخیری در قرآن کریم: آیات متعددی از قرآن بر این امر تأکید دارد که ای مردم تلاش کنید مسلمان و عاقبت به خیر از دنیا بروید که به نمونه هایی اشاره می شود: الف) وصیّت خداوند؛ خداوند متعال مؤمنان را اینگونه توصیه می کند: «یا ایّها الّذین آمنوا اتّقوا اللّه حقّ تقاته و لاتموتنّ الّا و انتم مسلمون»؛ (آل عمران ۱۰۲) ای کسانی که ایمان آورده اید! آنگونه که حق تقوا و پرهیزکاری است تقوای الهی داشته باشید، و از دنیا نروید، مگر اینکه مسلمان باشید (تلاش کنید تا پایان عمر گوهر ایمان را حفظ کنید). ب) وصیّت ابراهیم به فرزندان؛ «و وصّی بها ابراهیم بنیه و یعقوب یا بنیّ انّ اللّه اصطفی لکم الدّین فلا تموتنّ الّا و انتم مسلمون»؛ (بقره ۱۳۲) و ابراهیم و یعقوب (در واپسین لحظات عمر) فرزندان خود را به این آیین، وصیّت کردند (و هرکدام به فرزندان خود گفتند) فرزندان من! خداوند این آیین پاک را برای شما برگزیده و شما جز به آیین اسلام (تسلیم در برابر فرمان خدا) از دنیا نروید. ج) درخواست راسخان در علم، عاقبت به خیری است؛ (آل عمران ۷) راسخان در علم می گویند: «ما به آن (قرآن) ایمان آوردیم… پروردگارا! دل هایمان را، بعد از آنکه ما را هدایت کردی (از راه حق) منحرف مگردان و از سوی خود، رحمتی بر ما ببخش، زیرا تو بخشنده ای». د) «ربّنا آتنا فی الدّنیا حسنه و فی الآخره حسنه و قنا عذاب النّار»؛ (بقره ۲۰۱) و بعضی می گویند: پروردگارا! به ما در دنیا «نیکی» عطا کن، و در آخرت نیز «نیکی» مرحمت فرما و ما را از عذاب آتش نگهدار. ه) «تَوَفَّنا مَعَ الأَبْرار» (آل عمران ۱۹۳)؛ مسأله عاقبت بخیری در منطق قرآن مهمترین نعمتى است که یک بنده مى تواند از آن برخوردار شود. چه اینکه خیر عاقبت ناشى از ثبات ایمان است و چه نعمتى از ثبات ایمان براى یک بنده بهتر است؛ لذا در دعاهایى که قرآن مجید از زبان انبیاء و صالحین نقل مى کند، جمله تَوَفَّنا مَعَ الأَبْرار؛ یعنى ما را با نیکان بمیران، فراوان به چشم مى خورد. ۲) عاقبت بخیری در روایات: الف) علی (علیه السلام) می فرماید: «مکروه تحمد عاقبته خیرٌ من محبوب تذمّ معبّته» (المحاسن، ج ۲، ص۳۳۱ )؛ ناپسندیده ای که سرانجامش پسندیده باشد، بهتر از پسندیده ای است که پایانش ناپسند باشد. ب) از پیامبر اکرم (صل الله علیه و آله) نقل شده است که فرمود: «انّ العبد لیعمل عمل اهل النّار و انّه من اهل الجنّه و انّه لیعمل عمل اهل الجنّه و انّه من اهل النّار، و انما الاعمال بالخواتیم»؛ (جرجی زیدان، تاریخ تمدن اسلام، ترجمه علی جواهر کلام، تهران، مؤسسه امیرکبیر، ۱۳۳۶ ه، ج ۵، ص ۱۶۲) براستی بنده عمل جهنمیان را انجام می دهد در حالی که خود اهل بهشت است و براستی بنده عمل بهشتیان را انجام می دهد در حالی که خود اهل آتش است (سرّ این مطلب این است) که میزان در اعمال فقط به پایان آن است (که در آخرین روزها چگونه رفتار می کند). نمونه مصداق این حدیث، هارون الرشید است. مورخان نوشته اند: روزی هارون به دیدار «فضیل بن عیاض» یکی از مردان وارسته و آراسته و آزاده آن روزگار، رفت. فضیل با سخنان درشت به انتقاد از اعمال ناروای او پرداخت و وی را از عذاب الهی که در انتظار ستمگران است بیم داد. هارون وقتی این نصایح را شنید به قدری گریست که از هوش رفت! و چون به هوش آمد، از فضیل خواست دوباره او را موعظه نماید. چندین بار نصایح فضیل و به دنبال آن بیهوشی هارون تکرار گردید، سپس هارون هزار دینار به او داد تا در موارد لزوم مصرف نماید. این عمل بارزترین مصداق عمل بهشتی است ولی خود هارون بر اثر ظلم بی شمار و به شهادت رساندن امام هفتم موسی بن جعفر (علیه السلام) مستحق جهنّم است. ج) غصّه علی (علیه السلام) عاقبت به خیری است: پیامبر اعظم (صل الله علیه و آله) بعد از ایراد خطبه شعبانیه، گریست، حضرت عرض کرد: ای رسول خدا! چرا گریه می کنی؟ فرمود: یا علی! گریه ام برای آن چیزی است که در این ماه (ماه رمضان) بر تو وارد می شود گویا می بینم که برای پروردگارت نماز می خوانی در حالی که شقی ترین انسان و شقی تر از پی کننده ناقه ثمود، برانگیخته می شود پس ضربتی بر پیشانی تو وارد می سازد که بر اثر آن محاسنت (با خون) خضاب می شود. امیرمؤمنان می گوید، گفتم: ای رسول خدا این (شهادت) در حال سالم بودن دینم (و مسلمان بودنم) است، فرمود: بله در حال سلامت دینت خواهد بود (بشاره المصطفی: رواه الصدوق فی أمالیه: ۴۸/ فضائل الأشهر الثلاثه : ۷۷/ عیون الأخبار ۱:۵۹۲) د) وهب قرشى از امام صادق (علیه السّلام) روایت مى کند که على علیه السّلام فرمود: سعادت حقیقى آن است که پایان کار انسان به سعادت ختم شود، و حقیقت شقاوت هم این است که پایان زندگى به شقاوت ختم گردد (ترجمه الإیمان و الکفر بحار الانوار، ج۲، صص: ۲۷۷-۲۷۹). ه) ابو فروه انصارى که یکى از عابدان و زاهدان بود گفت: عیسى بن مریم به حواریون فرمود: من حقیقتى را به شما بگویم مردم مى گویند بنا به پایه اش ارتباط دارد، ولى من این چنین نمى گویم، گفتند یا روح اللَّه پس شما چه مى گوئید؟ عیسى علیه السّلام فرمود: من از روى حقیقت و واقعیت به شما مى گویم، آخرین سنگى که بناء مى گذارد آن اساس و پایه است. ابو فروه گفت: مقصود آن است که انسان باید به عاقبت کارهاى خود توجه کند. (بحار الانوار، ج۲، صص: ۲۷۷-۲۷۹) ۳) عاقبت بخیری در ادعیه: الف) حضرت سجّاد (علیه السلام) در این زمینه گوی سبقت را از همه ربوده، درصحیفه سجّادیّه، دعای مخصوصی دارد درباره عاقبت به خیری؛ می فرماید: «و اذا نقضت ایّام حیاتنا، و تصرّمت مدد اعمارنا، و استحضرتنا دعوتک الّتی لابدّ منها و من اجابتها»؛ و آن زمان که ایام حیات ما سپری شد و رشته عمرهایمان قطع شد، و دعوت تو (یعنی مرگ) که از آن و اجابت آن گریزی نیست، حاضر گشت، «فصلّ علی محمّدٍ و آله، و اجعل ختام ماتحصی علینا کتبه اعمالنا توبهً مقبولهً لاتوقفنا بعدها علی ذنبٍ اجترحناه، ولامعصیهٍ اقترفناها»؛ پس بر محمّد و آل او درود فرست و پایان (کار ما و) آنچه را که نویسندگان اعمال ما ثبت کرده اند توبه مقبوله قرار بده، توبه ای که پس از آن ما را بر گناهی که مرتکب شده ایم و معصیتی که انجام داده ایم، سرزنش و توبیخ نفرمایی. ب) دعای هر روز ماه رجب: در بخشی از این دعا می خوانیم: «و اختم لی بالسّعاده فیمن ختمت و احینی ما احییتنی موفوراً و امتنی مسروراً و مغفوراً و تولّ انت نجاتی من مسأله البرزخ…و اجعل لی الی رضوانک و جنانک مصیراً»؛ و به پایان بر، برای من به سعادت و خوشبختی در زمره کسانی که (عمر آنان را) به پایان بردی، و زنده بدار مرا تا زمانی که زنده می داری با پیروزی (و وفور نعمت) و بمیران مرا در حالی که خوشحال و بخشیده شده ایم، و عهده دار باش نجات مرا از سؤالات برزخ،… و قرار بده برای من به سوی خشنودیت و بهشتت راهی را. ج) «اللهم و فقنا لما تحب و ترضی و اجعل عواقب امورنا خیرا»؛ خداوندا! ما را به آنچه که خشنودی و دوستی تو در آن است موفق کن و سرانجام کارهای ما را خیرگردان. د) امام صادق (علیه السلام) به زراره فرمود: در عصر غیبت که عصر امتحان شیعیان و دوران سختی است برای محافظت دین، پیوسته این دعا خوانده شود: (اصول کافی، ج۱، ص۳۳۷): «خدایا خود را به من بشناسان، پس براستی اگر خود را نشناساندی رسولت را نشناخته ام، خدایا رسولت را به من بشناسان، زیرا اگر رسولت را معرّفی نکردی، حجتت را نخواهم شناخت. خدایا حجّتت را به من بشناسان زیرا اگر حجّتت را نشناسانی از دینم گمراه شده ام، خدایا به مرگ جاهلیّت ما را ممیران و دلم را بعد از هدایت گمراه مکن» این دعا هم درخواست عاقبت به خیری و هم در عاقبت به خیری مؤثر است». ۴) عاقبت بخیری در کلام بزرگان: امام خمینی (ره) و غصه عاقبت به خیری: از مرحوم اشراقی داماد امام راحل(ره) نقل شده است که بنده محضر امام بودم و او از من پرسید اگر خداوند یک دعای از شما مستجاب کند چه از خدا می خواهی؟ عرض کردم: علم زیاد همراه با عمل. من از امام پرسیدم شما اگر باشید از خداوند چه می خواهید؟ فرمود: عاقبت به خیری. چه کنیم تا عاقبت به خیر شویم؟ الف) علم و شناخت خدا، خود و جهان و تمیز میان حقّ و باطل: علی (علیه السلام): وارد هیچ کاری نشو مگر اینکه شناخت لازم را در مورد آن کسب کرده باشی و الا از هدف دور می شوی و به مقصود نمی رسی و نیز امام جواد (علیه السلام) فرمودند: «مَن لَم یعرف المَواردَ اَعیتُهُ المَصادِرُ» کسى که راه ورود به کارى را نشناسد، راه برون شدن از آن درمانده اش می کند (بحارالانوار، ج ۶۸ ص ۳۴۱). آیت الله جوادی آملی: اساس دین تحقیق است یعنی هر چیز را عالمانه تایید یا تکذیب کردن، باید برابر علم زندگی کرد (کتاب تفسیر انسان به انسان). و نیز اهل جهنم علت عاقبت به شری خود را تعقل نکردن و پیروی نکردن از اندیشه و رأی علمای راستین بیان می دارند؛ (۸-۱۰ الملک) نزدیک است که [جهنم] از خشم شکافته شود هر بار که گروهى در آن افکنده شوند نگاهبانان آن از ایشان پرسند مگر شما را هشدار دهنده اى نیامد؟ گویند: چرا هشدار دهنده اى به سوى ما آمد و[لى] تکذیب کردیم و گفتیم خدا چیزى فرو نفرستاده است، شما جز در گمراهى بزرگ نیستید و گویند: اگر شنیده [و پذیرفته] بودیم یا تعقل کرده بودیم در [میان] دوزخیان نبودیم. شناخت از طریق تفکر، مطالعه آثار اندیشمندان، عبرت گرفتن و تطهیر درون قابل دستیابی است. قیام عاشورا که بنا بر روایت ان الحسین مصباح الهدی و سفینه النجاه (صراط مستقیم، ج۲، ص۱۶۱) موجب عاقبت بخیری بسیاری خواهد شد در راستای مبارزه با جهل و شهوات بود؛ «و بذل مهجته فیک لیستنقذ عبادک من الجهاله و حیره الضلاله» (مفاتیح الجنان-زیارت اربعین)؛ حسین علیه السلام خون دلش را در راه خدا داد تا بندگانت را از جهل و سرگردانی گمراهی نجات دهد. لذا آیت الله جوادی آملی می گوید: پیروی از میل در انگیزه و پیروی از گمان در اندیشه انسان را عوام بار می آورد و راه عاقبت بخیری در صحت نظر و کنترل امیال است (کتاب تفسیر انسان به انسان). بنابراین اولین قدم در عاقبت بخیری داشتن جهان بینی صحیح و مکتب فکری اصیل است. ب) توبه از گناهان: «ثمّ کانَ عاقِبَهُ الّذینَ اساؤا السُواى أن کذّبوا بَآیاتِ اللّه و کانوا بها یَستَهزِؤن» عاقبت افرادى که اعمال بد انجام مى دهند به اینجا منتهى شد که آیات خدا را تکذیب کردند. (روم ۱۰) عاقبت از عقب می آید؛ یعنی عاقبت بخیری در گرو گذشته صحیح افراد است و به عبارت دیگر تا عقبه درست نباشد آینده خوبی برای انسان رقم نخواهد خورد و محال است که عاقبت بخیری با گناه جمع شود. لذا عاقبت بخیری با توبه به معنی پشیمانی از اشتباهات گذشته و جبران آنها کاملا گره خورده است. تاریخ نیز به روشنی گواهی میدهد که اگر کسی توبه کند و ضمن جبران گذشته، به اصلاح آینده بپردازد، آینده روشن و درخشانی در انتظار او خواهد بود. به عنوان مثال، علیبنابیحمزه که از یاران امام صادق «علیه السلام» است، در روایتی چنین نقل میکند: دوستی داشتم که از کاتبان دستگاه بنیامیه بود. روزی به واسطه من، از امام ششم تقاضای ملاقات کرد و آن حضرت خواسته او را اجابت کردند. پس از ورود به محضر امام، سلام کرد و گفت: فدایت شوم، َُ موضوعات مرتبط: مقالات ناب [ چهارشنبه سوم مهر ۱۳۹۸ ] [ 14:9 ] [ محمد باقر حصاری ]
|
||
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||